112- حیلت رها کن عاشقا!

karimi

منبع عکس: روزنامه شرق

در این روزگار حساب و کتاب و دودوتا چهارتا بازی‌های مزخرف، که حتا دانشگاه نه مکان کسب دانش، که مکان آموختن چیزی است که تو را به سمت یک شغل بهتر هل بدهد!، کم و بیش از آن عاشق بی‌حیلت خوانده بودم و شنیده بودم، چندروزی است که از میان ما رفته. یادش گرامی باد! نگاه کنید به این پیوندها: وبلاگ آلپر 1 و 2، وب‌سایت روزنامه شرق، وب‌سایت بی‌بی‌سی، خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری ایلنا، سایت‌های دیگر ... و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو ا... .

 

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو!

و اندر دل آتش درآ ! پروانه شو، پروانه شو!

---

هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن

وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو، هم خانه شو!

---

رو سینه را چون سینه‌ها، هفت‌آب شوی از کینه‌ها

وانگه شراب عشق را، پیمانه شو ، پیمانه شو!

---

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی، مستانه شو، مستانه شو!

---

بنواخت نور مصطفی، آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی، حنانه شو، حنانه شو!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٩
تگ ها :