108- حل مساله: چگونه مشابه پيدا مي‌شود؟

قبلا گفته‌ام كه تمام اساس هوميوپاتي، در يافتن داروي مشابه بيماري است. يعني هوميوپات نهايت تلاش خود را بكار مي‌برد تا دارويي «مشابه» بيمار بيابد و او را براي «هميشه» و به طور «دائمي» درمان نمايد. (مثلا اگر كسي سردرد دارد، هوميوپات دارويي به او مي‌دهد كه اگر به فرد سالم داده شود، در آن فرد سالم، عينا چنان سردردي ايجاد خواهد شد.)

اما چگونه؟ اين كار با عملي به نام رپرتوري (Repertory) انجام مي‌شود.

 

هر دارويي، صدها و حتي هزاران علامت ايجاد/درمان مي‌كند. مثلا داروي A، قادر به ايجاد (و درمان) علائم زير است: سردرد صبحگاهي در سمت چپ سر، ترس از تاريكي، ديدن اشباح، بينايي ضعيف، تعريق مداوم، بوي بد دهان، لثه خونريزي‌دهنده، پوست چرب، نفخ، سوءهاضمه، بيقراري، تشنگي دائمي ...)

بعضي از داروهاي هوميوپاتي تا 4000 و اندي علامت ايجاد/درمان مي‌كنند. حال اين عدد را در 5000 داروي هوميوپاتي ضرب كنيد! ميليون‌ها تركيب محتمل ايجاد مي‌شود.

 

وقتي شما به هوميوپات مراجعه مي‌كنيد و مشكلات خود را بيان مي‌كنيد او طبق اصولي تشخيص مي‌دهد كه آن علائمي كه بايد درمان شوند x1 و x2 و x3  و ... و x10 هستند. (مثلا تپش قلب، بي‌حالي، تعريق شبانه، سرمايي‌بودن، خنده‌هاي بي‌مورد، ضعف شديد، ريزش مو...) حال بايد دارويي يافت كه هر ده تاي اين علائم را بتواند ايجاد كند. يعني كاملا مشابه شما باشد.

 

هوميوپات به كتاب‌هاي رپرتوري مراجعه مي‌كند. (مانند اين كتاب.) در كتب رپرتوري فهرست همه علائم محتمل و شناخته‌شده آمده و جلوي هر علامتي، داروهايي كه آن را درمان مي‌كنند نوشته شده است. مثلا علامت x1 شما را داروهاي a1 و a2 و a3 درمان مي‌كنند؛ علامت x2 را داروهاي a1 و a10، علامت x3 را داروي a4 و الي‌آخر. در نهايت هوميوپات مي‌بيند كه مثلا داروي Sulph علامت‌هاي اول و سوم شما را دارد، ولي چهارمي را ندارد. داروي مثلا Lyc هفت تا از اين ده‌تا را مي‌پوشاند، ولي سه‌تاي ديگر را نه... بالاخره دارويي را اننخاب مي‌كند كه بيشترين شباهت را دارد. (البته در اين كار، نكات پيچيده و بسيار ظريفي وجود دارد كه در اين مقال نمي‌گنجد.)

 

از آنجا كه هيچ حافظه‌اي نمي‌تواند تمام تركيبات ممكن (5000 دارو ضربدر حداقل 1000 علامت) را در خود نگهداري كند، يك هوميوپات باوجدان حتما بايد به كتاب مراجعه كند تا در انتخاب علائم اشتباه نكند. اين امر نه‌تنها دليل بي‌سوادي هوميوپات نيست، بلكه نشانه وجدان و آگاهي او در شناخت علائم بيمار و تجويز داروي صحيح مي‌باشد. مهارت واقعي هوميوپات، در تشخيص علائم صحيح است. اين كه كدام علائم شما واقعا بايد انتخاب و درمان شوند، چگونه، با چه دوز و قدرتي، كي بايد قطع شوند، كي بايد عوض شوند و .... و البته صدها نكته باريك‌تر از مو اينجاست كه ... بماند!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٢
تگ ها :