100- به دنبال دستشويی ...!

نگاه كل‌نگر به ما مي‌آموزد كه هرچيز به جاي خويش نيكو و لازم است. اگر يك بار دچار اضطرار (!) شده باشيد و دستشويي هم دور و برتان نباشد، نه مي‌توان از عشق و محبت گفت، نه از صداقت و معرفت، نه از زيبايي، نه از فلسفه و انديشه، نه از گذشته و آينده! چنان ذهن قفل مي‌كند كه شخص مشكل‌دار همه چيز را به شكل يك دستشويي مي‌بيند براي راحت‌شدن! و چه بسيار افراد كه شايد تنها حس دلپذيري كه تا كنون تجربه كرده‌اند و آخيش قرص و محكمي كه گفته‌اند، بعد از رفع حاجت باشد! دقت كنيد! مثال ملموس مي‌زنم كه دقت كنيد!  به قول مولانا:

اي برادر قصه چون پيمانه‌اي است

معني اندر وي بسان دانه‌اي است

دانه معني بگيرد مرد عقل

ننگرد پيمانه را چون گشت نقل

 

فرق نمي‌كند كه باشيد،‌ چه كاره باشيد، فيلسوف باشيد يا نادان، پولدار يا فقير. تمام وجود شما، تمام سيستم و كليت شما سراپا متوجه اين مي‌شود كه مثانه –كه يكي از اعضاي بدن شماست- خالي شود. چرا؟ چون اين براي كليت شما لازم است! اين باعث حفظ سلامت و تماميت است.

 

يك باكتري را در نظر بگيريد كه در روده بدن انسان زندگي مي‌كند. از منظر او -اين روده مال هركي كه مي‌خواهد باشد- انسان چيزي روده نيست و روده هم چيزي جز جايگاه مدفوع!

 

طرز تفكر برخي انسان‌هاي جزءنگر كمابيش به همين شكل است. مثلا شخص مي‌پرسد چرا در زمين كوير هست؟ چرا زلزله مي‌آيد؟ چرا بعضي موجودات زهر دارند؟ چرا همه‌چيز به ميل من نيست؟ چرا فلان بخش زندگي من بايد قرين رنج و غم باشد؟ بنده خدا! تو كليت آفرينش و هستي را كه نمي‌بيني! نمي‌داني كه اين‌ها لازمه آفرينش است، وگرنه اصلا نمي‌بود!

 

بعضي از وبلاگ‌هاي نقد كتاب‌هاي مذهبي و نيز نقد كتاب‌هاي فلسفي و شبيه آن را كه ديده‌ام، همين طوري جزءنگر هستند. مثلا طرف به يك جمله در يك سوره گير مي‌دهد و آن را عموميت مي‌دهد. يا به يك جمله از يك كتاب فلسفي گير مي‌دهد. من نمي‌خواهم دفاع كنم. مي‌خواهم بر اين سبك خرده‌گيري، خرده بگيرم! نمي‌توان گل را به صرف داشتن خار مذمت كرد. خار، جزء لاينفك آن گل است. اينكه تو در كليت گل، فقط آن خار را مي‌تواني ببيني مشكل توست باباجان!

 

شما نمي‌توانيد بدن انسان را صرف اينكه مدفوع توليد مي‌كند شماتت كنيد. چرا كه به عنوان مثال، لازمه كار سيستم بدن اين است كه مواد زائد را بدين شكل بيرون كند. اگر چنين نباشد و روده‌اي نباشد دچار عفونت حاد شده، غزل خداحافظي را خواهيد خواند! حتي سيستم‌هاي مصنوعي مثل يك خودرو كه در مقايسه با شاهكاري چون بدن انسان، سوسك هم نيستند، خروجي دارند!

 

بماند. مي‌دانيد كه چه مي‌گويم؟ جزءنگري بسيار خوب است و جزء اركان بينش علمي امروز. ولي جايگاه خودش را بايد حفظ كند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٤
تگ ها :