590- خبری از انصاف نیوز

این خبر را در انصاف نیوز دیدم. کاش از این دست صحبت‌ها بیشتر ببینیم و بشنویم.

*

«به گزارش خبرنگار انصاف نیوز، آیت‌الله محمدرضا نکونام چهارشنبه‌ی گذشته در درس خارج فقه خود در مدرسه‌ی فیضیهی‌ قم با تاکید بر لزوم توجه به محتوای اسلام برای استقرار حکومت اسلامی گفت: در جامعه‌ی اسلامی باید به دنبال اجرای عدالت و رفع ظلم باشیم، و الا با ظاهرسازی اسلامی و پخش هم‌زمان اذان و نماز در سراسر جامعه و برافراشتن گلدسته و گنبد نمی‌توان به جامعه‌ی اسلامی رسید.

وی یکی از معیارهای جامعه‌ی اسلامی را توجه به فقرا و فقرزدایی دانست و با انتقاد از کسانی که دفعات متعدد به حج رفته‌اند افزود: کسانی را می‌شناسم که بیش از 40 حج واجب به جای آورده‌اند، غیر از دفعاتی که به عمره رفته‌اند؛ یعنی این‌ها از پیامبر هم بیشتر حج به جا آورده‌اند؛ این در حالی است که ما در کشورمان تعداد زیادی فقیر داریم که به‌سختی زندگی می‌کنند ... در جامعه‌ای که افراد آن به خاطر رفع گرفتاری‌ها، کلیه می‌فروشند و به خاطر فقر دچار نقص عضو می‌شوند رفتن به سفر عمره جایز نیست. افراد هزینه‌ی حج عمره را به فقرا بپردازند تا مجبور نشوند کلیه بفروشند.»

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳۱


589- در ستایش دیوانگی

چندروز پیش به این می‌اندیشیدم که پیشرفت بشر تا چه حد مدیون افراد «نامتعارف»، «متفاوت» و به‌نوعی «دیوانه» بوده است. «دیوانگی» را نه به معنای ناهنجاری ذهنی، که به معنای فراغت از حساب و کتاب و تعارف و تزویر و آنچه که انسان‌های حسابگر، آن را نشانه‌ی عقل و تدبیر و «زرنگی» و «همرنگی با جماعت» برمی‌شمارند در نظر بگیرید.

هنرمندان، عارفان، دانشمندان، مخترعان، نویسندگان و حتا پیامبران هر عصری، همگی افرادی متفاوت بوده‌اند (و هستند). برای همین به چشم مجنون و دیوانه و جادوگر و آشوب‌گر، به آنها نگریسته می‌شده است.

این‌ها هستند که معیارهاشان، شیوه‌ی اندیشیدن‌شان، نظام ارزش‌ها و باورهاشان، به کلی دیگرگونه است. اصلا انگار در عالمی دیگر هستند. یک آدم حساب‌گر زرنگ مگر چه کار تاثیرگذاری می‌تواند بکند؟ همه‌چیزش قابل پیش‌بینی است. این‌که چه بکند و چه نکند که ترفیعی بگیرد، زیرآبی بزند، جلوی دیگران پزی بدهد، چگونه در هر جایی به رنگی دربیاید، همرنگ جماعت شود، سلام‌کردنش هم حساب و کتاب و برنامه‌ریزی دارد، دوستانش را هم بر مبنای منفعت انتخاب می‌کند، همسریابی او هم بر مبنای ملاحظات گوناگون منفعت‌جویانه است ... ولی دیوانگی را مقامی اجل از این حرف‌هاست.

مثلا همین مولانا، عالم مشهور و محترم شهر با آن همه مرید، چگونه یک‌باره سر و پا درباخت و آتش به جان خودش و عالم زد؟ ناگهان فهمیدم، یعنی این غزلش را به شکلی دوباره و تازه درک کردم که «حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو!» (تا به انتهای غزل...) چه می‌خواهد بگوید.

شمس چه کرد با مولانا؟ دیوانه‌اش کرد! دیوارهای عقل معاش‌اندیشِ حسابگرِ زیرکِ بیهوده را فروریخت و مولانا را به صحرای دیوانگی برد.

*

خوشا عالم دیوانگی! زیستن در حال. مزه‌مزه‌کردن معنای زندگی با تمام وجود. فارغ از گذشته و آینده معدوم نامعلوم! صادق و صریح بی‌بودن، بی‌تعارف و بی‌تکبر و بی‌تملق و بی‌رنگ و بی‌تعلق. صاف و صافی و زلال. می‌خواهم بگویم این‌گونه دیوانگی، عین فرزانگی است.

*

آری! باید افراد متفاوت و دیگرگونه را احترام کرد. آنها هستند که به زندگی‌های تکراری و ملال‌آور مردمان عاقلان معنا و مفهوم می‌دهند. آنها هستند که ناممکن‌ها را ممکن می‌کنند. دانش‌آموزان و دانش‌جویان و فرزندان و همکاران متفاوت خود را  -که دقیقا به همین دلیل هدف تمسخر ما هستند- قدر بدانیم. اگر قرار باشد تفاوتی ایجاد شود، از آنان نیست که همیشه همان کارهای همیشگی را می‌کنند. از آنهاست که گام در راه‌های جدید می‌گذارند.

برای همین است که مولانا با چشمی تازه دنیا را دید و دریافت که تا آن زمان مرده‌ای بیش نبوده:

مرده بودم، زنده شدم، گریه بدم، خنده شدم/دولت عشق آمد و من، دولت پاینده شدم

گفت که دیوانه نه‌ای، لایق این خانه نه‌ای/رفتم و دیوانه شدم، سلسله‌بندنده شدم

گفت که سرمست نه‌ای، رو که از این دست نه‌ای/رفتم و سرمست شدم، وز طرب آکنده شدم

گفت که تو زیرککی، مست خیالی و شکی/گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم

*

سخن کوتاه کنم. گاه می‌اندیشم که بیشتر ما مردمان، از هیچ‌چیز به اندازه‌ی «متفاوت‌بودن» و دیدن «افراد متفاوت» هراس نداریم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۳


588- بازگشت به ایران (7) یادگیری انواع مهارت‌ها

یکی از بدی‌های زندگی در دبی (و شاید بسیاری از کشورهای دیگر) این است که به دلیل مشتری‌مداری زیاد برخی شرکت‌ها، شما فرصتی برای کسب مهارت‌های گوناگون پیدا نمی‌کنید.

مثلا خودرو تویوتایی که ما داشتیم از خود شرکت تحویل گرفته بودیم، هر 5000 کیلومتر هم برای سرویس باید به تعمیرگاه خود تویوتا می‌بردیمش (البته پولش را می‌گرفتند و رایگان نبود)، در نتیجه من حتا یک بار هم مجبور نشدم کاپوت ماشین را بالا بزنم و کارهای خیلی ساده مثل بررسی آب و روغن را انجام بدهم.

یا فرض کنیم بنزین‌زدن. در دبی بنزین را  کارکنان می‌زنند و شما اصلا فرصتی پیدا نمی‌کنید که یک بار درب باک را باز کنید و خودتان بنزین بزنید.

یا خانه ای که در آن بودیم، مثل بسیاری از مجتمع‌های آپارتمانی دبی، یک بخش maintenance یا نگهداری داشت که هرگاه چیزی در خانه خراب می‌شد، مسوول لوله‌کشی، برق، نجاری، تاسیسات ... می‌آمد و مشکل را حل می‌کرد.

خرید وسایل بزرگ آشپزخانه، تخت، مبلمان ... هم تقریبا همیشه همراه با نصب و delivery (ارسال) بود ... طبیعتا مجموعه این عوامل باعث می‌شود آدمی در کارهای خانگی فاقد مهارت‌های عمومی باشد. (البته من موافق هستم که هرکسی باید برای انجام کار به متخصص آن کار مراجعه کند، منظورم مهارت‌های پایه و عمومی است.)

اصولا در دبی به دلیل گران‌بودن خدمات، همیشه اولویت با تعویض است تا تعمیر. به همین دلیل کلا افرادی که تعمیرکار ماهری هم باشند، تعویض را بیشتر دوست دارند.

حالا که بعد از حدود ده‌سال زندگی مشترک به ایران برگشته‌ایم، مثل کسی هستم که صفرکیلومتر است و مجبورم یکی‌یکی مهارت‌ها را فرابگیرم. سخت است، ولی در کنارش کسب تجربه هم هست و من ازین بابت ناراحت نیستم.

*

مثالی بزنم. روزهای اول برگشتن‌مان، شعله‌ی اجاق گاز ما درست نمی‌سوخت و به‌شدت بوی گاز منتشر می‌شد. با تحقیق فهمیدیم که چون در دبی گازها به شکل کپسول است، اجاق‌گازهایی هم که در آنجا فروخته می‌شود متناسب با گاز پرفشار داخل کپسول است و قطر سوراخ نازل آن کم است. گاز ایران که لوله‌کشی است و فشار کمتری دارد، نیاز به سوراخ بازتری دارد. بعد دوباره با تحقیق در اینترنت فهمیدم که قطر این سوراخ باید چند میلیمتر باشد و با مته‌کاری نازل‌ها، ظرف دو سه دقیقه اجاق گازمان درست شد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦


587- به بهانه جنگ در سوریه

این روزها که بحث حمله به سوریه داغ شده، بد نیست نگاهی به این آمار هم بیاندازیم:

بیشترین بودجه دفاعی در دوازده سال اخیر در چه کشورهای هزینه شده است؟

1- امریکا 2- چین 3- روسیه 4- انگلیس 5- فرانسه 6- ژاپن 7- هند 8- عربستان 9- آلمان 10- برزیل  (منبع: دانشنامه ویکیپدیا)

بزرگترین صادرکنندگان تسلیحات جنگی جهان در دوازده سال اخیر چه کشورهایی هستند؟

1- امریکا 2- روسیه 3- آلمان 4- فرانسه 5- چین 6-ترکیه 7- انگلستان 8- ایتالیا 9- اسرائیل 10- سوئد 11- اوکراین 12- اسپانیا 13- سویس 14- کانادا  15- کره جنوبی  (منبع: دانشنامه ویکیپدیا)

بزرگترین واردکنندگان تسلیحات جنگی جهان در ده سال اخیر کدام کشورها هستند؟

1- هند 2- استرالیا 3- کره جنوبی 4- سنگاپور 5- امریکا 6- الجزایر 7- عربستان 8- یونان 9- چین 10- امارات 11- پاکستان 12- ترکیه 13- مالزی 14- نروژ 15- اندونزی (منبع: دانشنامه ویکیپدیا)

بیشترین تعداد شرکتهای تولیدکننده سلاحهای نظامی در کدام کشورهای جهان است؟

چون شمردنش در مقاله ویکیپدیا کمی سخت است، من برایتان شمرده‌ام. عدد داخل پرانتز نشان‌گر تعداد شرکت است.

1- امریکا (56) 2- انگلستان (12) 3- آلمان (11) 4- روسیه (10) 5- هند (9) 6- برزیل و کره جنوبی (8) 7- ایتالیا و ترکیه (7) 8- اوکراین (6) 9- بلژیک و اسرائیل و پاکستان (5) 10- کانادا، فیلیپین، اسپانیا و سویس (4) 11- آرژانتین، بلغارستان، جمهوری چک، مصر، فنلاند، فرانسه و ایران (3) 12- استرالیا، اتریش، کرجستان، یونان، نروژ، سنگاپور، افریقای جنوبی، سوئد و تایلند (2) 13- بنگلادش، شیلی، چین، کلمبیا، کرواسی، اروپا، مجارستان، اندونزی، ایرلند، مکزیک، لهستان، پرتقال، رومانی، صربستان و اسلواکی (1)

(منبع: دانشنامه ویکیپدیا)

*

1- حضور اعضای دائمی شورای امنیت و دارندگان حق وتو در سازمان ملل را در اغلب این فهرست‌ها به فال نیک می‌گیریم.

2- گلی هم به جمال کشورهای متمدنی مانند آلمان و سوئد و سوئیس و بلژیک البته. ما را بگو که فکر میکردیم سوئیس فقط در کار شکلات و ساعت و دارو و بانکداری و صلح است.

3- کشور یوگا و مدیتیشن و آرامش و این‌حرف‌ها (هند)، بزرگترین واردکننده سلاح! سنگاپور که کلا یک شهر-بندر-کشور بیشتر نیست چهارمین واردکننده؟

4- چین را ببین! یک شرکت تولید سلاح بیشتر ندارد، ولی پنجمین صادرکننده است. عجب شرکتی است آن یک شرکت.

5- حضور فعال و مقتدرانه کشورهای در حال توسعه، به ویژه کشورهای عربی و اسلامی هم در فهرست واردکنندگان تسلیحات، جای تبریک و خوشحالی دارد. از آن خوشحال‌کننده‌تر این که آدم فکر می‌کند ترکیه در کار صادرات آدامس و خوراکی و سریال تلویزیونی حریم سلطان و شلوار ترک و پیراهن است، ولی می‌بیند ششمین صادرکننده تسلیحات نظامی جهان هم هست.

6- واقعا از کنارهم‌گذاشتن این آمارها می‌شود باور کرد کشورهای غربی دلشان به حال بمباران شیمیایی مردم سوریه سوخته است؟ حتا من که آدم شکاکی نیستم، هیچ‌جوری نمی‌توانم باور کنم. فرض کنیم حکومت سوریه بد، حکومت سوریه مقصر، ولی آخر مگر می‌شود کشورهایی که در فهرست‌های تسلیحاتی صدرنشین هستند  و خودشان سلاح تولید و صادر می‌کنند دلشان برای صلح جهانی سوخته باشد؟ سیاست‌مدار  به جز منافع به چیزی فکر نمی‌کند. منافع هم که در فهرست‌های بالا به‌وضوح دیده می‌شود. بقیه‌اش قصه‌ای بیش نیست. هست؟ چطور وقتی مردم این آب و خاک، بمباران شیمیایی می‌شدند همه خفه‌خون گرفته بودند؟ ای مرده‌شوی این سیاست و سیاست‌مداران دغل را ببرد که حالم ازشان به هم می‌خورد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۸


586- دوستی از بحرین

در سفر برگشت از دبی به ایران، مسافر کناری من در هواپیما یک بحرینی (با اصالت ایرانی) بود که به‌خوبی و با کمی لهجه‌ی خوزستانی فارسی صحبت می‌کرد و متولد آبادان بود. مثل بسیاری از ساکنان کشورهای خلیج فارس، به‌خوبی به فارسی و عربی و هندی و اردو و انگلیسی سخن می‌گفت و با لهجه اهالی جنوب استان فارس و بوشهر و خوزستان آشنایی داشت. شیعه بود و برای زیارت به شهرهای شیراز و قم و مشهد می‌رفت و البته در کنارش می‌خواست یک سفر به شمال ایران هم برود.

*

خوش‌صحبت بود و بسیار سخن می‌گفت. می‌گفت زمان خاتمی ما بدون ویزا می‌رفتیم و می‌آمدیم و پرواز مستقیم داشتیم و روابط ایران و بحرین خیلی خوب بود. می‌گفت چرا ایرانی‌ها این‌قدر در زبان عربی و انگلیسی ضعیف هستند؟ می‌گفت رفتار مشهدی‌ها با زائران خوب نیست، مثلا به دلیل شکل پوشش همسرم در مشهد با لحن تحقیر‌آمیز در هتل به ما می‌گفتند عرب! حالا بر فرض عرب باشیم، مگر چه اشکالی دارد؟ ما که در بحرین در خانه‌ی خود فارسی صحبت می‌کنیم و همیشه به همین دلیل تحت فشار هستیم؟ ما که در شیراز و خوزستان کلی قوم و خویش داریم. می‌گفت و می‌گفت...

*

من هم برایش می‌گفتم که روش آموزش زبان در ایران نادرست است و تکیه بر قواعد و گرامر است، نه مکالمه. می‌گفتم که حرفت درست است و یک نوع نژادپرستی و خودبزرگ‌بینی ناشایست در ما ایرانی‌ها هست که گمان می‌کنیم همه‌ی کشورها و نژادها مشکلی دارند و خودمان نداریم. می‌گفتم...

ولی برایش نگفتم که مردم ایران به دلیل قرارداشتن در نوعی انزوا و عدم بده‌بستان فرهنگی با مردم دیگر دنیا، برداشت درست و به‌روزی از کشورهای دیگر ندارند. نگفتمش که خودم در طول سالیان زندگی در دبی دیده‌ام که مردم کشورهای عربی در یادگیری زبان‌های خارجی و فرهنگ رانندگی و بسیاری مسائل دیگر چقدر از ما ایرانی‌ها جلوتر هستند. نگفتمش که سیاست خارجی ما در چندسال اخیر اصلا دوستی باقی نگذاشت که بحرین یکی از آنها باشد. نگفتمش که دولت به کنار، مردم ایران هم همین‌طور هستند و در ایران دو تا شهر همسایه نمی‌بینی که مردمش نسبت به هم خوب و مهربان باشند. نگفتمش که  در کشور من مردم هر استانی به‌راحتی برای استان‌های دیگر جوک می‌سازند و به هم‌وطنان خویش توهین می‌کنند. نگفتمش که ساکنان دو روستای مجاور به‌راحتی بر سر مسائل بی‌اهمیت با بیل و چماق به جان یکدیگر می‌افتند، نگفتمش که ما ایرانی‌ها به دنبال فرافکنی و یافتن مقصر هستیم، نه اصلاح خویشتن. نگفتمش که ما ایرانی‌ها افق دیدمان کوتاه است، دنبال منافع کوتاه‌مدت هستیم و آن‌قدر اشکال در رفتار و کردارمان هست که زبان خارجی ندانستن در آنها گم شده است، نگفتمش که ما غریب‌نواز و آشناکُش هستیم ... آری نگفتمش که ایران و ایرانی نیازمند تغییرات بنیادین و ژرف هستند و از ماست که بر ماست.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤