578- امید

با امید به کشور بازگشتیم و با امید رای دادیم و با امید زندگی را ادامه می‌دهیم. من که اهل فوتبال نیستم با امید کامل به برد 1 بر صفر ایران، بازی را دیدم و اتفاقا هم بازی همان یک بر صفر شد.

امید و امیدواری! یوسفان گم‌گشته‌ی بازگشته!

از بین همه‌ی دوستان وبلاگی، آینه و حسین و حامد که مثل خودم به شکل منظم می‌نویسند امیدوار هستند. کاش دیگران نیز دوباره بازگردند و بنویسند.

همین خوشحالی‌های گذرا نیز خوشایند است. در سفرم و با اینترنت گوشی، دسترسی به فیسبوک و تویتر برایم دشوار است. ولی مطمئنم آنجا هم شادی بیشتر از غم است.

بگذاریم که با یک گل هم بهار شود و با یک شمع نیز روشنایی بیاید. چرا که نه؟ بگذار از روشنایی بگوییم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۳٠
تگ ها : امید


577- من رای می‌دهم

به عنوان کسی که نزدیک به ده‌سال گذشته را در ایران زندگی نکرده‌ام و اکنون به کشورم بازگشته‌ام، حتما رای می‌دهم.

تفاوت چشمگیر آن زمان و این روزها، به‌خوبی نشان می‌دهد که ناکارآمدی مدیریت اجرایی یک کشور، چه تاثیر چشمگیری در وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتا اخلاقی آن کشور می‌تواند داشته باشد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٩


576- روشنایی روز

سوگند به روشنایی روز
و سوگند به شب چون آرام گیرد
که پرودگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است
و قطعا آخرت برای تو از دنیا نیکوتر خواهد بود
و به‌زودی پرورگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردی
مگر نه تو را یتیم یافت، پس پناه داد؟
و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد؟
و تو را تنگ‌دست یافت و بی‌نیاز گردانید؟
پس اما تو نیز، یتیم را میازار
و گدا را مران
و از نعمت پروردگار خویش سخن گوی،
(برگردان سوره‌ی ضحی، زنده‌یاد محمدمهدی فولادوند)
 
هرچند روی سخن در این آیات، با محمد مصطفاست، ولی می‌توان گفت که هر بنده‌ای در هنگام دلتنگی و گرفتاری و احساس آن که خداوند به یادش نیست، می‌تواند آن را با خویش زمزمه کند و خود را مخاطب آن ببیند و دل خویش را با یاد توجهات همواره‌ی حضرت حق، شاد نماید. (نخستین بار این نکته را از یک سخنرانی دکتر الهی قمشه‌ای آموختم.) امروز به دلیلی، به گذشته و حال خویش نگاهی کردم و بی‌اختیار این سوره را با خویش زمزمه کردم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٧