513- خدمت به هم‌وطنان

همواره از آبان تا نزدیک نوروز که هوای دبی خیلی خوب است، جمع کثیری از رجال و نساء نام‌آشنای کشورمان به دبی می‌آیند. اگر بخواهم آمار بدهم شاید چندان جالب نباشد. از آن سخنرانان و مشاوران بسیار مشهور (که پای ثابت برنامه‌های صدا و سیما هستند) تا ورزشکار و هنرمند و گوینده‌ی اخبار و هنرپیشه و رجال سیاسی و تا دلتان بخواهد مدیر کل و معاون وزیر و ... یعنی آن‌قدر که من افراد بسیار مشهور تلویزیونی و فرهنگی و سیاسی را در اینجا به‌راحتی دیده‌ام، امکان نداشته بتوانم در تهران ببینم.

همه هم انشاءا... به نیت خیر می‌آیند البته. برای موعظه و کار فرهنگی و تهیه گزارش و انجام ماموریت برون‌مرزی و کمک به هموطنان ایرانی ساکن امارات و ... به دلایلی، می‌دانم که بیشتر این‌ها که ماموریت می‌آیند با هواپیمایی امارات تشریف می‌آورند. لابد نمی‌شود با ایران‌ایر یا ماهان‌ایر یا آسمان ماموریت آمد. فقط پرواز امارات!

تنها نمی‌دانم چرا از این فروردین‌ماه به بعد که هوا گرم می‌شود، یک‌دفعه این مشاهیر را کمتر می‌توان زیارت کرد و تا آبان‌ماه بعدی، این انگیزه‌های معنوی برای خدمت به هم‌وطنان مقیم امارات به‌شدت فروکش می‌کند.

نمی‌دانم اصلا چه شد که به یاد این موضوع افتادم؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸


513- سوغاتی

یکی از بخش‌های هیجان‌آور زندگی برای ما ایرانیان امارات، خرید هدیه و سوغاتی برای دوستان و آشنایان به هنگام بازگشت به ایران است. من و همسرم سالی یک‌بار به ایران می‌رویم و از چندماه مانده به مسافرت (مثل همین روزها) برای خرید هدیه برای خانواده‌ها و و دوستان خیلی نزدیک برنامه‌ریزی می‌کنیم. سوغاتی‌خریدن هم مانند سوغاتی‌گرفتن، ذوق دارد و اگر این کار را کرده باشید، حتما می‌دانید چه می‌گویم.

بزرگ‌ترها به کنار، کودکان بزرگ می‌شوند، نوجوان و جوان می‌شوند، تغییر هیکل و تغییر شخصیت و سلیقه پیدا می‌‌کنند، یک‌دفعه می‌بینید لباسی که برای کوچولوی دیروز در نظر داشته‌اید، نصف قد و هیکل امسال ایشان هم نیست.

اگر مقید باشید که هدیه‌تان تکراری نباشد، مشکل دوچندان می‌شود، به‌ویژه وقتی برای آقایان خرید کنید. مگر چند قلم کالای قابل خرید برای یک مرد هست؟ در همین دبی که بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین بازارهای خرید خاورمیانه و بلکه آسیا را دارد، به هر فروشگاه لباسی که سر بزنید یا مطلقا زنانه (و بچگانه) است، یا این که یک گوشه‌اش چهارتا پیراهن و شلوار گذاشته‌اند و بالایش نوشته‌اند: Men ! (یکی نیست بگوید Men و زغنبوت.)

به نظر من، اگر نبودند این خانم‌ها، صنعت طراحی و تولید پوشاک (و شاید بسیاری صنایع دیگر) ورشکست می‌شدند. صدها و هزاران نوع لباس برای خانم‌ها طراحی می شود و حتا دوتایش مثل هم نیست. حالا یک سری به بخش لباس‌های مردانه بزنید. حالتان به هم می‌خورد از یکنواختی آنها. اصلا مگر برای یک مرد چند جور پیراهن یا شلوار می‌شود درست کرد؟ همه‌ش سر و ته یک کرباس است دیگر.

از طرفی زنان هستند که مستقیم یا غیرمستقیم، فرآیند و شیوه‌ی خرید را در خانه مدیریت می‌کنند و به نظر من بیشتر صاحبان تجارت، باید کالا و خدمات خود را به گونه‌ای طراحی کنند که در درجه‌ی اول توجه زنان، بعد کودکان و نوجوانان و در انتها مردان را به خود جلب کند. (به جز چند استثنا البته.)

داشتم می‌گفتم که مگر آدم چندبار می‌تواند برای پدر یا برادرش پیراهن و کمربند و ادکلن و کفش و جوراب بخرد؟ خوب به جز این هم که چیز دیگری نیست. می‌ماند وسایل فنی که یا خیلی گران است یا آوردن و بردنش مشمول گمرک و ... است.  کتاب یا محصولات خوب فرهنگی فارسی هم که در این شهر نیست و برای همه هم نمی‌شود محصولات فرهنگی انگلیسی برد. برای خانم‌ها هم از بس کالاهای متنوع هست، دشواری خرید خود را به شکلی دیگر نشان می‌دهد.

*

این داستان یک جنبه‌ی بامزه‌ی دیگر هم دارد و آن هم در برگشت است که هریک از خانواده‌هایی که به‌ آنها سرزده‌ای، آنقدر لطف داشته‌اند و سوغاتی به تو داده‌اند که نمی‌دانی چگونه در چمدان جا بدهی. از نان و آجیل و شیرینی و سبزی خشک‌شده و عسل ایرانی ... بگیر تا لباس و تابلو و کتاب و محصولات فرهنگی و ...

خلاصه این که ماجرایی است این رفت و آمدها: چالش‌برانگیز، ولی بانمک.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩
تگ ها : سوغاتی ، دبی


512- سیزده بدر و طبیعت

معمولا اندیشه‌های یک قوم، گروه، کشور، ملت، امت ... خود را به شکل آیین‌هایی نمادین نشان می‌دهد. یعنی یک جلوه‌ی بیرونی پیدا می‌کند. مثلا نماز و روزه و حج مسلمانان، تجلی اندیشه‌هایی است که این آیین ارائه می‌دهد. آیین‌ها و مناسک هستند که تا حد زیادی به دوام و بقای یک اندیشه کمک می‌کنند و بدون آنها، اندیشه‌ی صرف، مجالی برای بروز و ظهور و امتحان‌شدن پیدا نمی‌کند.

آیین‌های باستانی ما ایرانیان هم نشان‌گر اندیشه‌ی نیاکان ماست. پاس‌داشت و گرامی‌داشت طبیعت، بهار و شادی و نوشدن، خود را در چهارشنبه‌سوری و نوروز و سیزده بدر نشان می‌دهد.

شاید در داخل ایران، این مساله به چشم نیاید، ولی در خارج از ایران، در جایی مانند همین دبی که آدمی می‌بیند با فرارسیدن بهار، تنها ایرانیان و فارسی‌زبانان هستند که شور و شوق پیدا می‌کنند و آیین‌ها و مراسمی ویژه برای فرارسیدن بهار دارند، ناخواسته به اندیشه‌ی بلند پدران و مادران ما در صدها و هزاران سال پیش درود می‌فرستد.

دیروز، در یک روز کاری، پارک‌های دبی، قرق فارسی‌زبانان بود. مثل همه‌ی این سال‌ها.

*

پانوشت: معمولا هروقت ایران بودم، از کم‌مهری مردم نسبت به طبیعت و محیط زیست در روز 13بدر حرص می‌خوردم. عجیب است که میهمان باشی و جز تخریب چیزی برایش صاحبخانه نداشته باشی ... عجیب و تاسف برانگیز! نکته‌ی جالب دیگر این که محیط زیست، برای بیشتر دوستان اندیشمند و روشنفکر و اهل مطالعه‌ی من نیز اصلا مساله مهمی نیست و این به نظر من، ضعفی بسیار بزرگ در تحصیل‌کردگان ایرانی است که -به هر دلیلی- تا به این حد نسبت به محیط زیست و مسائل مربوط به آن بی‌تفاوت هستند. همیشه هم پاسخ این است که: «ای آقا، دلت خوش است، این همه مشکل داریم، کم مانده برای درختان و جانوران و ... غصه بخوریم ...» باز هم دم قدیمی‌ها گرم که برای گل و درخت و آب و نان و پرنده، حرمت‌ها قائل بودند ...

*

شاید هم اگر سیاست‌زدگی و مشکلات اقتصادی کمتر گریبان ما را گرفته بود، کمی بهتر به زمین و آنچه که به ما داده است توجه می‌کردیم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤


511- نوروز هندی

جای دوستان خالی، چند روز اول نوروز را به ایالت کرالا (Kerala) در جنوب غرب هندوستان رفته بودیم. منطقه‌ای بسیار سرسبز با پوشش گیاهی جنگل‌های گرمسیری (درختان نارگیل و موز ...) با جمعیتی حدود 34 میلیون نفر.

راستش زندگی در دبی، آنقدر سطح توقع آدمی را از کیفیت مراکز خرید و تمیزی شهر و استانداردهای مناسب اتوبوس و تاکسی و مغازه و خدمات بانکی و توریستی و سرویس بهداشتی و هتل و ... بالا می‌برد که دست کم در آسیا، کمتر جایی می‌تواند شگفتی آدمی را برانگیزد اما ...   میوه‌های خوشمزه و کاملا تازه، غذاهای هندی عالی که برای افرادی با ذائقه‌ی ماجراجو بسیار دلچسب است، طبیعت زیبای منطقه با جنگل‌های سرسبز و دریاچه‌های زیبا، ساحل گرم، گوناگونی گل‌ها و پرندگان و گیاهان و مناظر ... مردمان ساده و کم‌توقع و فروتن ... چرخیدن در ایالت معابد و الهه‌ها و خدایان، دیدن هم‌زیستی هندو و مسلمان و مسیحی ... گوناگونی مراکز ماساژ و آیورودا و یوگا ... می‌تواند اوقات خوشی برای یک جهانگرد به یادگار بگذارد.  

اگر برای تمدد اعصاب و استراحت، خواستید به جایی آرام و ساکت مسافرت کنید و چند روزی از هیاهوی زندگی روزمره به دور باشید این ایالت هند گزینه‌ی مناسبی است. خود ما این اقامت‌گاه را انتخاب کرده بودیم و از آن راضی بودیم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥