485- علم ناخُنَکی

این بهمن اطلاعات که هرروز، خروارخروار بر سر آدمی آوار می‌شود، به‌ویژه در دنیای اینترنت، یک رویه‌ی خوب و یک رویه‌ی خطرناک دارد.

یک دلیل خطرناک‌بودن، حجم بسیار گسترده اخبار است که تمامی هم ندارد. اگر آدمی به شکلی طبقه‌بندی‌شده و هدفمند نداند در اخبار دنبال چه می‌گردد، می‌تواند 24ساعت خبر ببیند و بخواند و کم هم نیاورد. این همه خبر برای چه؟ تمام اخبار دنیا را در چند طبقه کلی می‌توان نقسیم‌بندی کرد که با کمی تغییر و دستکاری، همه مثل هم هستند. مثلا نوسانات اقتصادی، اخبار ورزشی، حوادث انسانی و طبیعی، جنگ و آدم‌کشی، اخبار زرد ... این همه خبر گفتن و شنیدن، چه تاثیر بنیادینی بر زندگی و اندیشه‌های من و تو داشته؟ غیر این که ابزاری بوده صرفا برای وقت‌گذرانی و برای داشتن سوژه‌ای که با دیگران صحبت کنیم؟

دلیل دیگر خطرناک‌بودن این پدیده، از این جهت است که شاهد شکل‌گیری گونه‌ای تازه  از دریافت اطلاعات هستیم که شاید بشود نامش را دانش ناخنکی یا دانش نوک‌زدنی گذاشت.

یعنی همین‌طوری به صفحات مختلف اینترنتی سر بزنی و از هر گوشه‌ای، گلی (یا خاری) بچینی و به هر صفحه‌ای نوکی بزنی و همین! بعد همین وبگردی‌های پراکنده، باعث بشود که درباره‌ی بسیاری پدیده‌ها، بدون داشتن درک کلی از چارچوب و اصول آن صحبت و قضاوت کنی و در زندگی عملی هم آن را به کار ببری. نمونه‌هایش در مباحثات هنری، مذهبی، سیاسی، فرهنگی، تغذیه و تندرستی ... فراوان است.

چنین سبکی، به‌تدریج جماعت اینترنت‌باز را به افرادی بی‌حوصله تبدیل کرده که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند هیچ دانشی را به صورت بنیادی و اصولی یاد بگیرند و روز به روز از مطالعه‌ی دقیق و عمیق فاصله بیشتری می‌گیرند و به وقت‌گذرانی‌های سطحی بیشتر علاقه‌مند می‌شوند.

اینترنت از اخبار و قضاوت‌ها و برداشت‌های سطحی از مسائل گوناگون پر شده است. یک خبر الکی ولی جنجالی را در صفحه‌ی فیسبوک یا تویترت به اشتراک بگذار. ظرف یک روز دنیا را درمی‌نوردد. در صورتی که اصلا وجود خارجی نداشته است. در چند ثانیه‌ای خبری و مقاله‌ و تحلیلی را به‌سرعت خواندن و قضاوت‌کردن و به اشتراک‌گذاشتن ... بی‌خطر نیست!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱


484- سخنانی از یک‌هزارسال پیش

... روش و عادت عالمان در امر به معروف و نهی از منکر و بی‌اعتنایی‌شان به شوکت سلاطین چنین بود. چرا که متکی بر فضل خداوند بودند که از شر سلاطین محفوظشان دارد و اگر شهادت نصیبشان می‌شد هم به حکم الهی خشنود بودند و چون فقط برای خدا سخن می‌گفتند، سخنشان در دل‌های سخت کارگر می‌افتاد و آنها را نرم می‌کرد. لکن امروزه، طمع‌های گوناگون دهان علما را لجام زده است و لذا سکوت پیشه کرده‌اند و اگر هم چیزی بگویند، چون قول و فعل‌شان ناهماهنگ است، توفیقی نمی‌یابند. ولی اگر راست بگویند و حق علم را ادا کنند روی سعادت را خواهند دید. چرا که فساد مردم در گرو فساد شاهان است و فساد شاهان معلول فساد عالمان و فساد عالمان نیز معلول غلبه‌ی حب مال و جاه است و هر که دوستی دنیا بر او ظفر یابد، اراذل را نیز نمی‌تواند امر به معروف کند، چه جای اکابر!

فرازی از فصل امر به معروف در کتاب « احیاء علوم الدین» امام ابوحامد غزالی، با ترجمه‌ی عبدالکریم سروش (قصه‌ی ارباب معرفت، چاپ دوم، مهرماه 1373، ص 35)

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٥


483- سیستم‌های اداری در دبی

اسباب‌کشی تازه‌ی ما بهانه‌ای شد که چند نکته را بنویسم:

الف-

هنگامی که در دبی اسباب‌کشی می‌کنید، لازم است که حتما با مراجعه به اداره‌ی آب و برق (DEWA با تلفظ عربی دیوا)، اقدام به تسویه‌حساب کنید. آنها آب و برق آپارتمان را قطع می‌کنند که دیگر مصرفی نداشته باشید، سپس مانده بدهی را مشخص می‌کنند، پول باقیمانده را می‌دهید و نامه‌ی تسویه‌حساب (clearance letter) به شما می‌دهند. این نامه را به صاحبخانه می‌دهید که ثابت کنید دیگر بدهی به گردن شما نیست و بدون مشکلی می‌توانید قرارداد خانه را لغو کنید.

هنگام مراجعه به اداره‌های مختلف دبی، چه دیوا باشد، چه مخابرات، چه شهرداری، چه تمدید کارت و پلاک خودرو ... همه‌چیز به شکل عجیبی قانونمند و کامپیوتری شده و کاملا مشخص است. یعنی یک گروه مشاور واقعا حرفه‌ای، سیستم را طوری طراحی کرده‌اند که کارمند به‌راحتی کار مشتری را انجام می‌دهد و واقعا نیازی به فکرکردن و دنبال چاره گشتن و ... ندارد. دقت کنید که در این شهر، 90 درصد افراد و مراجعه‌کنندگان مهاجر هستند. با این حال کارمندان ادارات به‌راحتی عربی و انگلیسی (و حتا هندی و اردو) صحبت می‌کنند و معمولا هم هیچ‌کاری بیشتر از سه چهار روز طول نمی‌کشد و به شما اطلاع هم می‌دهند که چقدر طول می‌کشد. بیشتر کارها هم به صورت موازی از طریق اینترنت به‌راحتی قابل انجام است و کم پیش می‌آید که شما مجبور شوید به ادارات سر بزنید. مثلا خود من شاید سالی یک یا دو بار به بانکم مراجعه کنم. واقعا نیازی نیست.

البته این طرف قضیه هم هست که اگر خدای ناکرده آدم به موردی خارج از پیش‌بینی بربخورد (که کم پیش می‌آید) واقعا هیچ کاری از کارمندان برنمی‌آید و شخص وارد یک چرخه‌‌ی پیچیده‌تر می‌شود. البته شخصا همین سیستم را بیشتر ترجیح می‌دهم تا این که مثل کشور ما همه‌ی کارها قائم بر فرد و مهارت‌های شخصی او باشد.

ب-

در دبی همه‌ی کارت‌ها دقیقا یک‌اندازه هستند.
کارت‌های بانکی، کردیت‌کارت‌ها، گواهی‌نامه‌ها، کارت خودرو، کارت مترو، کارت اتوبوس، کارت تلفن و موبایل، کارت‌‌های هدیه (Gift card)، کارت شناسایی (ID Card) ... این مساله، بیشتر از هرچیز نشانگر یک چیز است. مدیریت واحد در تصمیم‌گیری. گاه توجه به چنین نکته‌ی به‌ظاهر ساده‌‌ای، نشانگر ثبات و روانی سیستمی است که در پس آنها وجود دارد. درست است که طراحی این سیستم‌ها برعهده‌ی شرکت‌های خارجی بوده، ولی همین که آدم بداند باید سرمایه‌ی کشورش را به‌درستی و چگونه هزینه کند و از اتلاف گزاف سرمایه‌های ناشی از دوباره‌کاری در درازمدت جلوگیری کند، چیز کمی نیست.

*

پانوشت: خانه‌ی جدید ما در کنار یکی از ایستگاه‌های خط سبز (Green Line) متروی دبی  قرار دارد. فردا یعنی 09/09/11 درست دو سال بعد از تاریخ 09/09/09 که افتتاح اولین خط متروی دبی بود، این خط هم افتتاح می‌شود و بخش‌های بسیار مهمی از مناطق شرقی و همجنین بازار دبی به آن وصل خواهد شد. خدا خیر بدهد مدیران و تصمیم‌گیران این شهر را. من هیچ شکی ندارم که وجود دبی، یکی از بزرگ‌ترین دلایل قرارگرفتن امارات در جمع 30 کشور برتر دنیا در سال 2010 بوده است.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧


482- اسباب‌کشی

اسباب‌کشی کردیم.

یک بار دیگر و به دلیل بهره‌گیری بیشتر از نرخ رو به کاهش اجاره‌بها در دبی. دو سه سال پیش که گرانی خانه در دبی به شکلی عجیب به بالاترین حد خودش رسیده بود و تمام شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی پر از آگهی خرید خانه در شهرهای مختلف بود، به‌زحمت می‌شد در نقاط خوب دبی استودیو با اجاره‌ی سالیانه‌ی کمتر از 60هزار درهم در سال پیدا کرد. (استودیو در اینجا به خانه‌هایی گفته می‌شود که یک اتاق بزرگ و یک سرویس بهداشتی و یک آشپزخانه دارد). یعنی فاقد اتاق خواب هست.) الان نرخ دو‌خوابه‌ی خوب و بزرگ در نقاط خوب مرکز شهر به این قیمت رسیده و چنانچه کمی از مرکز شهر دور شویم اجاره کمتر هم هست.

در شارجه، کرایه تقریبا نصف دبی شده و بسیاری از افراد در دبی کار و در شارجه زندگی می‌کنند، ولی ترافیک سنگین صبحگاهی و عصرگاهی بین این دو شهر، آنقدر فرسایشی است که اصلا برای من و همسرم قابل تحمل نیست.

در یک‌ماه گذشته تمام نقاط خوب دبی را بررسی کرده بوده‌ بودیم و برای خودمان کارشناس شده بودیم. تا حدود 30 کیلومتری دبی که مترو وجود دارد، برج‌های مختلف سر به آسمان کشیده‌اند و مترو اصلا حال و هوایی جدید به وضعیت مسکن این شهر داده. تمام افراد جویای خانه هم مساله‌ی دوری و نزدیکی به مترو را در فهرست اولویت‌های انتخاب خانه قرار می‌دهتد، چون در گرمای طاقت‌فرسای تابستان دبی، حتا چند دقیقه پیاده‌روی اضافی هم باعث خیس‌شدن کامل آدمی می‌شود.

به هرحال، دبی الان به نسبت سه سال پیش، انتخاب‌های بسیار بیشتری برای اجاره خانه دارد و این واقعا به نفع ساکنان این شهر است.

نوشته‌های پیوسته:

درباره دبی بیشتر بدانید (1) یکشنبه 1 اردیبهشت 1387

درباره دبی بیشتر بدانید (2) پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387

بازار املاک امارات  سه شنبه 21 آبان 1387

قبله آمال  سه شنبه  20 اسفند 1387

اسباب‌کشی نمودیم دوشنبه 8 تیر 1388

متروی دبی یکشنبه 23 اسفند 1388

کاربردی:

ده گام نخست شناخت دبی، خرید و گردشگری (وب‌سایت ویکیتِن)

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢


481- رمضانیات (5)، نماز

یکی از  نمادهای مهم اسلام، همین نمازی است که از فرط شعار و تکرار و عادت، برای بسیاری از ما تنها یک مجموعه‌ی حرکات ورزشی و تلفظ اصوات است. سالی می‌گذرد و می‌بینی یک‌بار هم شور و لذتی تو را فرا نگرفت و ندانستی چه خواندی و چه کردی. یک بار جلوت را نگرفت از «فحشا» و «منکر» و هدایتت نکرد به «ذکر الله اکبر» که مهم‌ترین دلایل نمازخوانی هستند. تنها چیزی که فهمیدی روش جلوگیری از حرکت ناخواسته دست و بدن و چگونگی تلفظ فنی ح و ه و ص و ض و س و ث بود!

آدم گرسنه و تشنه و کثیف، به دنبال دلیل برای یافتن خوراک و آب و حمام نیست. علت آن که نماز من و تو، نماز نیست، آنست که آنقدر آت و آشغال به خورد روح و اندیشه خود می‌دهیم که از گرسنگی و تشنگی و کثیفی خود بی‌خبر می‌ماند و وقتی به زور او را به خم و راست شدن و گفتن ذکری سرگرم می‌کنی، دلیلی برایش نمی‌بیند و می‌پرسد که چه؟

ولی یکی دو روز چشم  و گوش بر هیاهوی دنیا ببیند. آن تلویزیون را خاموش کن. قبل از ساعت نماز خوراک مناسبی به چشم و گوشت بده. کمتر دروغ بگو. کمتر دروغ بشنو. کمتر ریا کن. کمتر بخور.

آن‌گاه چنین ببین کن که الان قرار است به منبع بی‌نهایت انرژی، لطف، رحمت،  شادی، یگانگی، معجزه، شفا، تندرستی، سرمستی و دانش وصل شوی. ببین که برای وقت ملاقاتی که یک مدیر کل به تو می‌دهد، چقدر احساس سعادت می‌کنی و چقدر فکر می‌کنی که آن شخص به تو لطف کرده، اکنون که در برابر کل هستی اجازه بلکه دستور صحبت‌کردن داری. هرچقدر که بخواهی. خود را برکه‌ای خشکیده در برابر اقیانوس ببیین، بی‌چیزی در برابر ثروت مطلق، ناتوانی در برابر قدرت مطلق، بی‌کسی در برابر همه‌کس. ببین که نه تنها به تو اجازه این ارتباط داده شده، بلکه دستور داده‌اند که بخواه. بیا. بگو. بفهم. لذت ببر. دست در دست او بگذار و برو بالا. به رقص آی!

اگر سالی یک لحظه هم این حس به تو دست داد، در ظاهر باقی نمان. سعی کن در همان لحظه در او غرق شوی. خود را شناگری در اقیانوس بیکران رحمت حق ببین. حس کن که با هر نفسی داری جوان‌تر می‌شوی، شاداب‌تر می‌شوی، زیباتر می‌شوی، لذتی عمیق تو را می‌گیرد، گام به گام به سمت آسمان می‌روی، یک سو تو و یک سو جان جهان، یا بهتر بگویم تو در آن میانی و خداوند به تمامی در آغوشت گرفته و می‌گوید حرف بزن. می‌شنوم. می‌بینم. بنال! گریه کن! بگو! بخواه! ... اگر این یک لحظه بیشتر شود آدمی چه‌ها که نخواهد کرد و چه‌ها که نخواهد دید! برای من که هیچگاه بیشتر از همان یک لحظه نشده. آن هم تنها چندبار. ولی همان چند ثانیه کافی بوده که دلیلی برای ترک نماز نبینم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧
تگ ها : نماز ، رمضان


480- رمضانیات (4)، خلوت

شاید بهتر باشد که گاهی خودت را در اتاقی خالی از هر چیز، برای ساعتی حبس کنی. بی‌آن‌که با پخش آهنگی، گوشَت را مشغول کنی و با دیدن فیلمی و کتابی چشمت را و با گفتگو، زبانت را.
خودت باشی و خودت.
 ببین چقدر می‌توانی خود را تحمل کنی؟ چقدر توان رویارویی با خودت را داری؟ چقدر با سکوت، می‌توانی کنار ببایی؟ و به نظر من، در همین نقطه یکی از بزرگترین هراس‌ها به سراغ بیشتر آدمیان می‌آید. هراس از رویارویی با خود. هرچه این خود، تهی‌تر  و فقیرتر باشد، این وحشت بیشتر است و هرچه این خود، غنی‌تر و متعالی‌تر باشد، این خلوت دلچسب‌تر و زیباتر است.
*
متعالی‌ترین و عمیق‌ترین دستاوردهای بشری، حاصل خلوت‌های بزرگند. چله‌نشینی‌های موسی و مسیح و مصطفا، تاملات و خلوت‌های بزرگان موسیقی و هنر و ادبیات، مرارت‌های بی‌وقفه‌ی دانشمندان و فلاسفه و مخترعان در تمرکز مداوم‌شان بر کشف جنبه‌ای از حقیقت و دانش، ، ریاضت‌های و مراقبه‌های بنیانگذاران یوگا و ذن و هنرهای رزمی مشرق‌زمین ...
*
در خلوت و سکوت، آدمی پنجره‌ای رو به خودش می‌گشاید و در گذر زمان، با خود بی‌نهایت خویش می‌تواند ارتباط برقرار کند. یک سو، این جسم کوچک و آن سو، بی‌نهایتِ هستی. مساله البته لزوما ربطی به یکتاپرستی ندارد. کرامات مرتاضان و کاهنان (مانند شَمَن‌ها) که قدرت ارتباط با طبیعت و ماوراء طبیعت و شفابخشی دارند، نشانگر این است که آدمی به هرحال با کمی سخت‌گیری بر نفس خود قادر به بارورکردن بسیاری استعدادهاست، ولی ادیانی مانند اسلام، تاکید دارند که این سخت‌گیری باید به شیوه‌ای «شرعی» انجام شود که شخص، به بیراهه کشیده نشود ...
*
به گمان من، یکی از بزرگترین بلاهایی که شاید در چند دهه‌ی اخیر، به‌ویژه با گسترش رسانه‌ها، بر سر آدمی آمده این است که او از خودش دور شده. یکربع نمی‌توانی خودت را تحمل کنی. فراموش کرده‌ای چگونه ممکن است تنها بود؟ دائم وزوز آهنگی در گوش و حرکات مداوم تصاویر از جلوی چشم و چرخش بی‌وقفه و بیهوده زبان در دهان ...
و روزمرگی
و هیاهو
و بیهودگی
و فراموشی!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤
تگ ها : خلوت ، سکوت