440- پیش به سوی دنیای OpenSource

دارم کوشش می‌کنم نرم‌نرمک هرچی برنامه‌ی بدون کپی‌رایته از کامپیوترم بردارم. ویندوزم که البته اصل بود داره کم‌کم جایگزین اوبونتو می‌شه و به جای مایکروسافت آفیس هم OpenOffice  رو می‌شه استفاده کرد. البته سال‌ها زیستن با محصولات کپی‌شده آدمی رو بدعادت می‌کنه. ولی حس خوبی نداشته و ندارم و به این فکر می‌کنم که چه‌جوری می‌شه جبران کرد. این نوشته‌ی وبلاگم هم به طور کامل در سیستم عامل اوبونتو و با برنامه‌ی writer از مجموعه‌ی OpenOffice نوشته شده و با فایرفاکس ویژه‌ی اوبونتو هم وارد وبلاگ شده. ظاهرش که بد نیست! یک دلیل دیگرش هم آینه که به عنوان یک کاربر حرفه‌ای، حس می‌کنم لازمه با سیستم‌عامل‌های تحت لینوکس بیشتر آشنا باشم.

 

به این نوشته‌ی لیشام هم سری بزنید.

اوبونتوی فارسی

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٦


439- جهان‌های موازی

به لطف میهمانانی که از ایران به خانه‌ی ما آمده بودند، کتاب‌های خوبی به دستم رسیده. یکی از آنها جهان‌های موازی اثر میچیو کاکو با ترجمه سارا ایزدیار و علی هادیان است.

 

راستش مطالعه‌ی فیزیک، به ویژه فیزیک صدسال اخیر (نسبیت، کوانتوم، نظریه‌ی ریسمان، جهان‌های چندبعدی و موازی ...) را بسیار دوست دارم.

 

نظریات فیزیک جدید، شاید چون به هستی‌شناسی آدمی کمک می‌کنند، هیچگاه خسته‌کننده نمی‌شوند. در ورای اخباری که هرروز مثل کف روی امواج می‌آیند و می‌روند، اندیشه‌های عمیق هستی‌شناسی هستند که آدمی را به ژرفای دریای وجود می‌کشانند. شگفت، تاریک، آماده‌ی کاوش و کشف، ژرف، مهیب، ترسناک، زیبا!

 

علوم پایه، زبان‌های شناخت هستی‌اند. حل یک معادله‌ی ریاضی مثل یک تجربه‌ی عارفانه می‌تواند سکرآور باشد. مطالعه‌ی یک نظریه‌ی زیبای کوانتومی یا خیره‌شدن به آسمان بیکران همانقدر زیباست که سیر عالم درون.

 

همه‌ی اینها چهره‌های گوناگون شناخت هستی‌اند و مگر آدمی برای چه آفریده شده؟ فرمود شما را نیافریدم جز برای پرستش! پرستش یعنی چه؟ اگر منظور رکوع و سجود محض بود که فرشتگان بودند. دیگر چه نیازی بود به آدم؟ مگر فرشته جز برای دانش آدم، بر او سجده نمود؟

 

در شناخت هستی است که جزرومدهای گذرای این عالم، کم‌ارزش می‌شوند و زندگی آدمی رنگ و عمق و معنی پیدا می‌کند و اتفاقا سطحی‌ترین و بی‌خرد‌ترین افراد هستند که دلیل آفرینش خویش را فراموش می‌کنند و زندگی را جز از چارچوب محدود دانش و بینش خود نمی‌بینند و از همین روی، اسباب زحمت آفریدگان و رنجش آفریدگار می‌شوند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢


438- حس

اگر از من بپرسند بهترین بخش از یک میهمانی چیست، می‌گویم هنگامی که همه‌چیز را آماده کرده‌ای، انتظار بکشی که میهمان برسد. از پنجره سرک بکشی، طول و عرض خانه را طی کنی و دل توی دلت نباشد و حس دلچسبی تو را بگیرد که این میهمان کی می‌رسد آخر؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٥
تگ ها : انتظار ، میهمان


437- قال و حال

برخی از دوستان  اسلام را آیین اعراب و برفرض زرتشتی را کیش ایرانی می‌دانند و دلیل دلبستگی یا بی‌علاقگی خود را با زادگاه پیامبر آن مذهب می‌سنجند.

 

شخصا با این سبک برخورد با مذهب موافق نیستم. به هرحال هر پیامبری و هر فیلسوف و اندیشمندی ناچار باید در سرزمینی زاده شود و پیام خود را در ظرف زمانی و مکانی زادگاه خود عرضه کند. وی نمی‌تواند زمان و زبان و مکانی مستقل بیافریند و سخنان خود را در آن ظرف بگوید.

 

ناچار، زبان اسلام عربی می‌شود و برخی قوانین آن متناسب با امکاناتی که در زمان پیامبر بوده شکل می‌گیرد. همچنان است که وقتی شما یوگا یا مدیتیشن می‌آموزید به‌ناچار برخی واژه‌های سانسکریت یا هندی مانند چاکرا یا مانترا یا آسانا را به کار می‌برید و وقتی از فیلسوف یا حکیمی کتاب می‌خوانید می‌بینید که او ناچار است از زبان مادری و امکانات پیرامون خود برای تفهیم هرچه بیشتر مطلب استفاده کند. اگر حافظ در عصر ما بود شاید به جای شمع و شاهد از کامپیوتر و تکنولوژی در اشعارش استفاده می‌کرد.

 

این است که من چنین می‌اندیشم که بهتر است در نقد و شناخت یک مذهب، تفکر، آیین ... آدمی به جای پرداختن به بخش‌هایی که جبرا تابع زمان و مکان بوده‌اند، پیام اصلی سخن را دریابد.

 

برخی دوستان من که مدیتیشن می‌کنند همین مشکل را دارند. مثلا سعی می‌کنند با پخش موسیقی هندی یا حتا پوشیدن لباس هندی بگویند اهل مدیتشین هستند. در صورتی که روح مدیتشین آرامش و صفای درونی است و صرف اینکه مربی آن هندی است، دلیل نمی‌شود من با هضم‌شدن در فرهنگ هندی به مدیتیشن دست پیدا کنم.

 

اسلام، بسط و توسعه‌ی یک پیام است که: لا اله الا الله. حالا این که کسی از‌مخرج‌اداکردن حروف عربی را معیار مسلمانی بداند یا نه، من چنین نمی‌اندیشم. این شاید اشتباهی است که حوزویان ما مرتکب می‌شوند که هرچه عربی بیشتر حرف بزنند اسلامی‌ترست. همان اشتباهی که تحصیل‌کردگان ما هم مرتکب می‌شوند که هرچه بیشتر از واژگان فرنگی استفاده کنند یعنی باسوادترند! رفتار هردو یکی است. یکی عربی خیلی حرف می‌زند یکی انگلیسی! آن چیزی که مهم است روح اسلام یا روح تحصیل است که باید در این دو عزیز باشد. بله! چون مفهوم اولیه‌ی توکل یا قضا و قدر و توحید و شهادت یا مفهوم اولیه‌ی تکنولوژی و سیستم از زبان دیگری آمده، شاید واژه‌ی برابرنهادی برای آن وجود نداشته باشد، ولی دلیل نمی‌شود که پوسته، لزوما نماد مغز باشد.

 

الله شاید یک واژه‌ی عربی باشد که هیچ معادلی نداشته باشد، ولی الله لقلقه‌ی زبان کجا و الله ساکن دل کجا؟ نمی‌دانم سخنم را روشن گفتم یا نه!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٩


436- تفریحات سالم

 یکی از تفریحات سالم من و سوفی در اینجا پیگیری کارهای دوستانیه که به هر دلیلی در ایران نمی‌تونن کاری رو انجام بدن. نمی‌تونن فلان امتحان رو بدن، نمی‌تونن فلان مدرک رو بگیرن، نمی‌تونن به صورت آنلاین خرید اینترنتی انجام بدن، نمی‌تونن برای فلان سمینار از داخل ایران اقدام کنند ... البته این کار رو با خوشحالی انجام می‌دیم، چون برای هم‌وطنان خودمون می‌تونیم یک کاری بکنیم.

 

در حقیقت روز به روز تعداد کارهایی که فعل نشدن رو صرف می‌کنند بیشتر می‌شه و همه هم که مثل ما یک آشنا در دبی ندارند. می‌بینی طرف باید برای یک کار ساده، دست‌کم یک میلیون تومان هزینه‌ی ویزا و پرواز  و هتل ... بده و به ایران یا ترکیه یا حتا سوریه بره که یک مدرک بگیره.

 اصلا جای شک نیست که تحریم ایران نقش عمده‌ای در آبادانی و پول‌درآوردن همسایه‌هاش داشته. اون از زمان جنگ  که همه با فروش اسلحه به چندبرابر قیمت به ما پول به جیب می‌زدند، این هم از  زمان صلح که تحریم‌ها ...

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٤
تگ ها : تحریم