426- ایران ...

ایران، نداشتن اینترنت در روستا، سیم‌کارت ایرانسلی که اینجا آنتن نمی‌دهد‌، دور از اخبار، دور از فیس‌بوک، دور از شبکه‌های اجتماعی، دیدن هفته‌ای یک‌بار ایمیل و وبلاگ در شهر ... خوردن میوه و سبزی تازه که از همین باغچه‌ی توی حیاط درآمده. کوه و دشت و سرمای شب و گرمای ظهر، قطع برق گاهگاهی، پذیرش گیاهخواری ما از سوی همه، صف‌های طولانی خودرو برای گاز، خیابان‌های بدون خط‌کشی و رانندگی‌های عجیب و غریب، مطالعه، تدوین جزوات آموزشی برای زمان بازگشت مجدد  به سر کار ...

صدای گنجشک و کلاغ و سگ و خروس ... آسمان پرستاره‌ی دشت، راه شیری ناب و درخشان ... و زندگی که با شکوه و شگفتی همیشگی خود جریان دارد.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٥
تگ ها : ایران


425- سفر به ایران

امروز بعد از یک هفته دوری از اینترنت به وبلاگم سرزدم. دیدم نوشتهای که دوشنبه هفتهی پیش، ساعتی قبل از حرکت نوشتهام در وضعیت پیشنویسه و اصلا پابلیش نشده! خیلی عجیبه. این هم اون نوشته. بگو چرا برخلاف تصور هیچکس به من زنگ نزده:

 

مردم در این گرما برای خرید در جشنواره‌ی تابستانی میان دبی، اما خود ساکنان دبی معمولا می‌رن به کشورهای اصلی‌شون که هم دیداری تازه کنند و هم از گرما فرار کنند!

به امید خدا امروز برای تعطیلات تابستانی به ایران میریم. با توجه به نداشتن اینترنت در برخی زمان‌های سفر، نمیدونم نوشته‌ی بعدی وبلاگ کی هست. تلاش میکنم روند هفتهای یکنوشته حفظ بشه. به امید دیدار دوستان در ایران!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤


424- اندر احوالات گیاه‌خواری

یک ماهی از گیاه‌خوارشدن من می‌گذره و فعلا هم به مشکل خاصی نخوردم که این روش رو کنار بگذارم. البته گیاه‌خواران خودشون چنددسته هستند. همه‌ی آنها در گوشت قرمزنخوردن اشتراک دارند. بعضی گوشت ماهی می‌خورند، بعضی تخم‌مرغ و بعضی لبنیات هم می‌خورند. من جزو دسته‌ای هستم که فعلا فقط و فقط گیاه می‌خورم. در بین گیاه‌ها هم سعی می‌کنم تا حد امکان تر و تازه بخورم. مثلا آب‌میوه‌ی پودری و کنسروی و مصنوعی اصلا نمی‌خورم و خودم آبمیوه می‌گیرم. (هرچند قبلا هم همین کار رو می‌کردم.)

 

با توجه به تنوع حیرت‌آور غذاهای گیاهی واقعا آدم احساس کمبود خاصی نمی‌کنه، مگر در موقع خوردن صبحانه که فکر می‌کنه خوب، به جای پنیر چی باید بخوره؟ یعنی اونقدر که نبود پنیر و ماست حس می‌شه، شاید نبود شیر هم احساس نشه.

 

صبحانه رو با خوردن چند میوه‌ی آبدار (یک قاچ هندوانه، یک دونه سیب یا گلابی ...) یا مقوی (انگور، خرما، موز، انبه ...) در کنار قدری عسل و با حداقل نان می‌خورم و باورتون نمی‌شه که وقتی نان نمی‌خورید یا کم می‌خورید چقدر کمتر گرسنه می‌شید! برای خود من که نان‌خور قهاری بودم، خیلی عجیبه. بین روز هم تا ظهر چند دونه خرما و کشمش و مغزهایی مثل بادام‌زمینی و ... به جای هله‌هوله هم خوردنی‌های مفیدی مثل هویج یا سیب می‌شه خورد.

 

برای ناهار هم خیلی از غذاها رو (مثل قیمه یا قورمه سبزی یا ماکارونی) با قارچ یا سویا درست می‌کنیم و خیلی هم خوشمزه می‌شه و سعی می‌کنیم در کنارش سبزی تر و تازه هم بخوریم.

 

شام هم که اصلا نمی‌خوردیم قبلا و بیشتر میوه یا سالاد می‌خوردیم. الان هم همون وضعه. نهایتا آدم یک سالاد سبک یا چند میوه‌ی تر و تازه می‌خوره. جالبه که وقتی گوشت نمی‌خورید یک احساس سبکی خوبی هم دارید. از اون حالات خاص سنگین‌شدن بعد از کباب و کله‌پاچه و ... هیچ خبری نیست.

 

این که آدم در امارات که مرکز فست‌فود منطقه است راه بره و دلش برای انواع جوجه و برگر و شاورما و استیک و ... نلرزه هم خودش برای تقویت اراده بسیار مفیده و تازه می‌فهمی وقتی گیاه‌خوار هستی چقدر منوهای غذایی بیرون، کم‌تنوع هستند!

 

چون ممکنه سوالات زیادی برای شما پیش بیاد توصیه می‌کنم حتما در صورت احساس نیاز به مطالعه، بخش «دریافت فایل» وب‌سایت انسان پاک، زمین پاک و همچنین مقالات آموزشی وب‌سایت انجمن گیاه‌خواران ایران رو مطالعه کنید. تقریبا پرسشی بی‌پاسخ نخواهد ماند. فیلم‌های آموزشی انسان پاک، زمین پاک به ویژه «تعادل حساس» و «گیاه‌خواری در قرآن» رو به دلیل داشتن اطلاعات بسیارمفید، به‌شدت توصیه می‌کنم.

 

گیاه‌خواری در این عصر، چیزی ورای سلامت شخصی است. اگر علاوه بر سلامت شخصی، می‌خواهید کاری کنید که خطر گرمایش زمین کم بشه، نسل‌های آینده بتونن زندگی بهتری داشته باشن، کره‌ی زمین سالم‌تر بمونه ، درختان کمتری نابود بشن، جنگل‌های کمتری تخریب بشه، کمبود آب زمین رو تهدید نکنه، گیاه‌خواری من و شما یا دست‌کم مصرف حداقل محصولات حیوانی نقش بزرگی ایفا خواهد کرد. اگر می‌خواهید به جهان کمک کنید، از همین امروز، کمتر گوشت بخورید!

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧
تگ ها : گیاهخواری


423- صد و ده

چگونه ممکن است سیزده نحس باشد، آن هنگام که زادروز علی،  13 رجب است؟

چه عددی بابرکتتر و خوشبختتر از 13؟ چه ماهی سعادتمندتر از رجب؟ چه جایی سربلندتر از کعبه؟

 

اگر بسیاری از مردمان نام علی را هم نشنیدهاند، من افتخار میکنم که گوشم نام وی شنیده و زبانم کلماتی از وی گفته و چشمانم سخنانی از وی خوانده و دلم کششی به سوی او داشته  است.

 

سیزده حتما عدد بابرکتی است برای دوستداران او و رقم نحسی است برای دشمنان آزادگی، عدالت، شرافت، انسانیت، پرهیزگاری، دانش، مردمدوستی، ایثار، شجاعت، بلاغت، کرامت... و هرآنچه صفات نیک انسانی است که وقتی با چنان ترازویی سنجیده می‌شوند متاعشان از رونق می‌افتد.

 

فرمود: سَر دانش فروتنی است، و چشم آن بیزاری از حسد، و گوش آن فهم، و زبانش راستی، و دلش حسن‌نیت، و عقلش شناخت سبب کارها.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٥
تگ ها :