453- فاصله‌ی دانستن و ندانستن

در دوره‌ای هستیم که فاصله‌ی بین دانستن و ندانستن بسیاری چیزها، تنها چند کلیک است و داشتن یک خط اینترنت. به نظر من هنوز بسیاری از  مردم متوجه نشده‌اند که آدمی در برابر پدیده‌ی بسیار عظیمی قرار گرفته است و اصولا باید تعریف ما از دانش و دانش‌اندوزی تغییر کند.
روزگاری بود که دانشمندی عمر خود را صرف یافتن یک فرمول می‌کرد. اکنون آن فرمول به‌راحتی روی یک ماشین‌حساب جیبی یا گوشی موبایل قابل دستیابی است. چیزی که با چند کلیک قابل جستجو و محاسبه است، نمی‌تواند هدف نهایی تعلیم و تعلم باشد.
چنین می‌اندیشم که همه‌ی ما باید به گونه‌ای دیگر به این مساله نگاه کنیم. به عنوان مثال چرا بخش عمده‌ای از وقت و انرژی دانش‌آموزان و دانش‌جویان و به طور کلی آدمیان، صرف حفظ‌کردن مسائلی شود که نیازی به حفظ‌کردنشان نیست؟ شاید در روزگاری نه چندان دور نظام‌های آموزشی به‌شدت دگرگون شوند ...

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٧


452- اخمو و بداخلاق، اخمو و بداخلاق!

از ترانه‌ی بالا (با کمی بشکن و حرکات موزون) که بگذریم، من همواره و از ته دل یک آدمی بوده‌ام که از چیزهای بدون خلاقیت و قالبی بدم می‌آمده و به همین نسبت از چیزهای خلاقانه و آدم‌های متفاوت غیرقالبی که نمی‌شود با یک خط‌کش ساده محکشان زد خوشم می‌آمده. یکی از مشکل‌های من با ویژگی‌های قالبی است که برای مردان و زنان مطرح می‌شود.

 

برچسب‌های مردان: اخمو و بداخلاق، شلخته، وسایلشان پخش و پلاست، تاریخ تولد همسر یادشان می‌رود، روز ازدواج یادشان می‌رود ... آدم‌های تنبل زیرکار دررو بد‌قواره‌ی چاق، ولو روی مبل در حال روزنامه‌خواندن ... عرضه ندارند یک نیمرو درست کنند. دائم چشمشان دنبال زن‌های توی کوچه و خیابان است، بی‌وفایند، شکم‌باره، اهل عیش و عشرت ... آنقدر این داستان در کتاب‌ها و ایمیل‌ها و فیلم‌ها تکرار شده که دیگر گویا قانون شده و به یک باور تبدیل شده.

 

من گمان می‌کنم بسیاری از این به اصطلاح برچسب‌های مردانه را ندارم. چه در دانشکده، چه در محیط کار، چه در بین آشنایان همواره از بسیاری زن‌ها مرتب‌تر، تمیزتر، منظم‌تر و در توجه به جزییات دقیق‌تر بوده‌ام. تاریخ تولد همسرم و روز ازدواج که سهل است، روز تولد تمام دوستان صمیمی و ماه تولد بسیاری از دوستان دیگر را در خاطر دارم. در بعضی موارد ماه تولد فرزندان و همسران آنها هم یادم هست. در خانه هم به شکل وسواس‌گونه‌ای اهل تمیزکاری و جمع و جور هستم و گاه همسرم را هم به تنگ می‌آورم و گمان می‌کنم مشارکتم در فعالیت‌های داخل خانه کم نباشد. اخمو و بداخلاق هم نیستم. با اسباب عیش و طرب مانند سیگار و مشروب و مواد روان‌گردان، چه در جمع، چه در خلوت هیچ میانه‌ای ندارم. متاسفانه گویا هرچه کوشش میکنم به‌زور خودم را در این چارچوب رایج قرار بدهم نمی‌شود!

 

الان مشکلی برایم پیش آمده که یا این معیارها اشکال دارند، یعنی نشانگر ویژگی‌های آقایان نیستند، یا من یک مرد درست و حسابی نیستم و اشکال دارم. کسی هست کمکی بکند؟ آقایان خواننده‌ی این وبلاگ، شما چقدر در این معیارهای رایج جای می‌گیرید؟ اگر به شکل مخفی هم پیام بگذارید واقعا ممنون می‌شوم! البته هدفم تغییر خودم نیست، بیشتر می‌خواهم بفهمم که آیا واقعا بیرون از منحنی نرمال آقایان هستم یا معیارهای رایج اشتباهند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٩


451- دانش و ثروت

بنده‌خدایی رو می‌شناسم که یک شرکت در اینجا (دبی) و چند شرکت در ایران داره.

آدم سالم و خوبی هم هست. دست‌کم بیست بار حج رفته  و اصلا عاشق حج رفتنه. به من می‌گفت اقامت دبی رو برای این گرفتم که هروقت خواستم برم مکه!

این بنده‌خدا در ایران و امارات چندین فقره خانه و ماشین و ... داره.

*

مساله اینجاست که سوادش در حد سیکله و انگلیسی و عربی هم اصلا بلد نیست.

هنوز هیچ دلیلی ندیدم که نشون بده تحصیلات بالا، لزوما عامل موفقیت اقتصادیه.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳
تگ ها : دانش ، ثروت ، دبی


450- باز هم هومیوپاتی، بدون دارو

دیروز یکی از دوستان، به دلیل حساسیت، مدام عطسه می‌کرد.

 

دسترسی به داروی هومیوپاتی نبود. من همانطور که در نوشته‌ی پیشین از فلسفه‌ی درمانی هومیوپاتی (درمان با داروی مشابه) استفاده کرده بودم و سوختگی یکی از اقوام به‌سرعت درمان شده بود، به وی پیشنهاد کردم با توجه به نوع این عطسه که خیلی شبیه زمانی است که شخص انفیه یا فلفل بالا می‌کشد و پشت سر هم عطسه‌اش می‌گیرد، ماده‌ای عطسه‌زا با همین ویژگی مصرف کند.

 

در خانه خوشبختانه فلفل بود. بالاکشیدن مقدار بسیارکمی فلفل (که خودش، عطسه‌زاست) همان و قطع کامل عطسه‌ها بعد از یکی دو دقیقه، همان!

 

پانوشت:

1- توصیه نمی‌کنم همینطوری سرخود چنین کارهایی بکنید. تنها زمانی که مشابهت خیلی زیاد است می‌توان به صورت سرخود با مصرف مواد غذایی باعث بهبود نسبی بیماری شد. مثلا اگر سرماخوردگی شما به شکلی است که چشمتان می‌سوزد و از آن اشک می‌آید (خیلی شبیه وضعی که آدم پیاز خرد می‌کند) می‌توانید تقریبا مطمئن باشید که مصرف پیاز، باعث درمان سریع‌تر سرماخوردگی می‌شود. به همین خاطر قدیم‌ها مادربزرگ‌ها به افراد مریض آش یا سوپی می‌دانند که پیاز داشته باشد. هرچند آن سبک درمان، فقط به حالت مشابه پیاز جواب مثبت نشان خواهد داد.

2- وجود حساسیت، نشان می‌دهد که نیاز به یک درمان ریشه‌ای‌تر  (مزمن) وجود دارد. درمان دیروز من حالت مقطعی داشت و باعث ریشه‌کن‌شدن حساسیت نمی‌شود. درمان صحیح باید توسط هومیوپات متبحر و با داروی هومیوپاتی انجام بگیرد. چون ماده‌ی غذایی، قدرت کافی برای درمان ندارد و باید به شکل هومیوپاتی خود دربیاید که قدرت درمانی عمیق‌تری داشته باشد.

 

یادداشت‌های پیوسته:

تمام نوشته‌های این وبلاگ درباره‌ی هومیوپاتی (یک فایل pdf حدود 800 کیلوبایت)

پرسش و پاسخ این وبلاگ درباره‌ی هومیوپاتی

ده مقاله به زبان ساده درباره‌ی آشنایی با هومیوپاتی نوشته‌ی یکی از دوستان (وب‌سایت نیم‌نما)

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦