311- رمضانیات (4) دبی

شاید بخواهید از رمضان دبی بیشتر بدانید. از یکی دو هفته مانده به شروع ماه رمضان، فروشگاهها اعم از خوراک و پوشاک و لوازم خانه ... تابلوها و اطلاعیهها و بروشورهایی تحت عنوان «رمضان کریم» روی در و دیوار میزنند و آمدن رمضان را خوشامد میگویند.

ramadan 

ساعات کاری که اصلا نگو! سازمانهای دولتی حسابی شرمنده میکنند و ساعات کاریشان معمولا چهارپنج ساعته میشود. مثلا 9 تا 13 یا 8 تا 12. خصوصیها معمولا حدود 3 بعدازظهر تعطیل میکنند و صدالبته شرکتهای دیگری هم هستند که اصلا تغییری نمیدهند. چون ممکن است اصلا کارمند روزهدار نداشته باشند یا اینکه برایشان صرفه نداشته باشد.

 

اغلب فروشگاههای خوراکی هم اجناس را با قیمت مناسب و کمتر از حد معمول میفروشند که خصوصا مصرفکنندگان فقیرتر، حداقل این ماه را در سختی کمتری بگذرانند. خصوصا که تورم جهانی در اینجا هم تاثیرگذار بوده و به شکل محسوسی قیمت خوراکی بیشتر شده است.

دبی طوری ساخته شده که در هر 500 متر حتما یک مسجد هست. اغلب مساجد اطعام رایگان دارند که معمولا هندیها و پاکستانیهای مسلمان و بیبضاعت (مانند کارگران، رفتگران ...) مشتری این افطار هستند و مجمعهای گرد و بزرگ (نوعی بشقاب بزرگ فلزی) که عموما برنج و گوشت در آنست و با دست خورده میشود در سفره ها چیده میشود.

ramadan

رستوران‌ها در طول روز نمی‌توانند به شکل علنی مشتری داشته باشند، ولی چون شهر چندملیتی است و افراد غیرمسلمان در آن زیاد هستند، رستوران‌ها برای این افراد به شکل ارسال غذا خدمات ارائه می‌دهند.

فروشگاههای مختلف نیز به این بهانه فروش ویژه و تخفیفدار خود را آغاز میکنند. مثلا بعضی شرکتهای فروش خودرو که در حالت معمولی از یک تا سه ماه بعد از فروش خودرو، اقساطشان آغاز میشود، ممکن است تا شش ماه هم اقساط را به تعویق بیاندازند. (یعنی شما خودرو صفرکیلومتر را میخرید، شش ماه مفتی میچرخید و بعد از آن تازه اقساط شروع میشود: قابل توجه خودروسازان منت‌گذار، ببخشید خدمتگزار داخلی) ... خلاصه این که سعی میکنند رمضان، آن طور که از نامش پیداست، مبارک باشد! عید فطر هم (مانند عید قربان) بسیار پرشور برگزار میشود و دست کم چهار روز پشت سرهم تعطیل است.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٦
تگ ها :


310- رمضانیات (3) حالت پیش‌فرض

 

اغلب نرم‌افزارها یا سخت‌افزارها یک حالت Default یا پیش‌فرض برای استفاده کاربران مبتدی، کم‌حوصله یا غیرکنجکاو دارند که باعث می‌شه نرم‌افزار/سخت‌افزار به شکلی مناسب و با تنظیمات لازم کار بکنه و نیازها رو برآورده کنه.

 

گاه چنین میاندیشم که خداوند هم انسانها رو –کمابیش- با تنظیمات پیشفرض خلق میکنه.

 

اما ... اون گوشهها، یک نشانه‌هایی میگذاره که فلانی، تو قابلیت upgrade هم داری ها، میتونی بیشتر از این باشی، میتونی رمت رو اضافه کنی، هاردت رو، بری توی شبکه، کلی بخش برای برنامهریزی داری، ماکرونویسی داری، تو همین برنامه روتین روزمره نیستی، برات منوهای مخفی گذاشتم، نگاه به این Recommendedها نکن، برای بچهتنبلاست، بیا بالا، ببین چه کارها که نمیتونی بکنی، تو ابعاد دیگری داری، میتونی تحت وب کار کنی، تا کی به این ورژن Minimize یا نهایتش Typical چسبیدی لاکردار؟ نمیخوای Full کار کنی؟ برو تیکهای اضافیت رو بزن، به گزینههای مختلفت سرکشی کن،  منوهای مخفیت رو باز کن، به Source خودت سرک بکش ... هک کن، هک شو ... اصلا به Registry ات سر زدی؟ فایلهای hidden خودت رو دیدی؟ دیدی چقدر Port داری؟ اصلا فهمیدی چرا بعضی پورتها رو گذاشتم خودت باز کنی؟...

 

عرفان و کامپیوتر؟ فکر میکنی اگر در زمان مولانا و حافظ  به جز شمع و شاهد و شراب، کامپیوتر هم بود، ازش در شعرهاشون استفاده نمیکردند؟ اصلا به نظر من علم کامپیوتر قدرت زیادی در تفسیر هستی داره، چون بر مبنای اطلاعاته و هستی (به فرمایش علامه حسنزاده در جلد اول کتاب معرفت نفس) چیزی نیست جز دانش انباشته بر هم.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۱
تگ ها :


309- رمضانیات (2) دانشگاه

قبلا هم گفته‌ام که اصلا رمضان دانشگاه یک چیز دیگر بود.

اصولا روزهگرفتن با آن غذاهای بیکیفیت دانشگاه، برای ما خوابگاهیها جز از سر اخلاص و ایمان نمیتوانست باشد! قابل توجهت خدایا که فکر کنم بد نیست آن روزهها را مرامی قبول کنی. آمین!

... سحربرخاستن و در صف غذا ایستادن و هجوم یک عالمه دانشجو به دو سه دستگاه اجاق گاز برای گرمکردن سحری و ترس از دودرشدن غذا توسط روزهخواران که همیشه تعدادشان رو به افزایش بود  ...  

و شلهزرد درستکردن یکی از بچهها در حجم زیاد که تبحری داشت در این کار و چند دیگ شلهزرد میپخت به چه خوبی ...  و افطاریهای غذاخوری دانشگاه، آش بسیار خوشمزهای که نظیرش را هیچجا نخوردم و تنها غذای محشرمان بود، یکی دو عدد زولبیابامیه و خرما و قدری پنیر و سبزی و ظرفهای بزرگ چایی وسط سالن که هی لیوان پلاستیکی‌مانرا از چایی پر میکردیم و در انتها، بسیاری لیوان خود را روی میز میترکاندند و گاه به شکلی دستهجمعی صدای ترکاندن سالن را دربرمیگرفت و مسیر سرد و بارانی و گاهی برفی را تا خوابگاه برمیگشتیم ...

رفتنی همه گرسنه و واقعگرا بودند و برگشتنی همه سیر و فیلسوف و ناراضی ...!

و آنها که روزه نمیگرفتند چه زجری میکشیدند که یواشکی در کلاسی، گوشهای کناری چیزی بخورند و سیگاری بکشند و هی غر بزنند از دست رمضان ...

و دل سیر پیاده‌روی شبانه‌ و سحرانه‌ در خیابانهای پردرخت دانشگاه، بیتشویش از گشت حراست ...

و شبهای احیای دانشگاه ...

... همگی یادشان بخیر !

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٦
تگ ها :


308- رمضانیات (1) چگونه نماز باتوجه می‌خوانید؟

راستش در آستانه ماه رمضان – که به نظر من بهترین ماه سال است (*) – بد نمیبینم که با سایر دوستان هم‌اندیشی کنیم و تجربیات معنویمان را در اختیار یکدیگر بگذاریم. مثلا یکی بگوید که چگونه از دعای سحر لذت میبرد؟ (چون خودم این لذت را درک نمیکنم، ولی مثلا لذت دعای کمیل را در حد ظرفیت خودم درک می‌کنم).  یک سوال هم این می‌تواند باشد که چه زمانهایی – احیانا – پیش آمده که یک نماز درست و حسابی بخوانید و - ولو یکبار هم که بوده – این تجربه چگونه پیش آمده؟ ما مهندسان صنایع که میدانید، اهل Benchmarking یا الگوگیری هستیم. من میدانم که مثلا در حدیث آمده که «چنان نماز بخوان که گویا آخرین نماز توست ... سوال اینست که این حرفهای کلی وقتی در قالب عمل قرار میگیرند شامل چه کارهایی میشوند؟ این جملات کلی مثل آنست که بگوییم باید کالای باکیفیت تولید کنیم. خوب، چگونه؟ قدم به قدم چه باید کرد؟

 

شخصا در دو سه نمازی که در کل عمرم تا حدی با توجه خواندهام موارد زیر را کم و بیش رعایت کردهام که شاید موثر باشد. شاید برای بعضی دوستان سطح بالا، این موارد کودکانه و خنده‌دار باشد و برای بعضی دوستان بی‌حضور، مفید. هرچه باداباد:

1- رعایت مستحبات خیلی موثر است. سر وقت خواندن، وضوی بادقت گرفتن، شکم انباشته نباشد، لباس پاکیزه، موها (البته در صورت وجود**) شانه‌زده، استفاده از عطر و ادکلن و مسواک، تکان‌ندادن سر و دست و بدن هنگام نماز  ... از چند دقیقه قبل آماده شده باشیم و منتظر باشیم ...

2- گاه تمرینات مدیتیشین خود را قبل از نماز انجام می‌دهم. این‌طوری هنگام نماز فکرم پریشان نیست و تمرکزم بیشتر است.

3- خواندن اذان یا اقامه پیش از نماز، هرچند سریع، باعث شده که حضورم بیشتر باشد.

4- نیت به نظر من خیلی مهم است. باید با وسواس نیت کرد. گاه قبل از نیت به خودم یادآوری میکنم: «... فلانی می‌خواهی نماز بخوانی، یادت باشد مخاطبت کیست، این نماز می‌تواند تو را خیلی بالا ببرد، سردردت را خوب کند، دلت را شاد کند، مالت را زیاد کند، سبکت کند، راحتت کند، عجله نکن، به دقتش می‌ارزد، هیچ‌کاری الان مهمتر از این نیست، این می‌تواند معراج تو باشد ... ببین یک سر نماز تویی، یک سر نماز خداست، این نردبان را بگیر و حرکت کن ...» و بعد نیت می‌کنم.

5- گاهی به خدا می‌گویم می‌خواهم نماز بخوانم. خودت هوای ما را داشته باش و نگذار خیلی پرت شویم.

6- گاه قنوت را -که مستحب است- به فارسی دعا می‌کنم و معمولا باعث می‌شود حواسم بیشتر جمع شود.

7- هرگاه آلوده دنیا می‌شوم توفیق هیچک از موارد بالا دست نمی‌دهد و همینطور یک چیزی می‌خوانم. البته بزرگان گفته‌اند وضوی خوب، یکی از راه‌های پاک‌کردن آلودگی‌های دنیاست.

خوب این از تجربه‌های من که در معدود دفعاتی که رعایت کرده‌ام مفید بوده. دیدگاه شما چیست؟

 

* اگر کسی با یار دلنوازی در بوستانی، قدمکی زده باشد دیگر هیچ دلیل فلسفی-علمی-عقلانی‌ای نمی‌تواند جلوی او را بگیرد که برای بار دوم چنین نکند! رمضان هدیه‌ای است زان یار دلنواز. باید ولو یک‌ذره تجربه‌اش کرده باشی که دیگر هیچ توجیهی قانعت نخواهد کرد.

** دوستان بی‌مو ناراحت نشوند. مخاطب اولش خودم هستم!

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٢
تگ ها :


307- یک نکته کامپیوتری درباره Google Docs

 

یکی از مشتریانم به دنبال راهی ساده و بیهزینه میگشت که شعبات مختلفش بتوانند یک فایل واحد اکسل را به صورت آنلاین ویرایش و در همان اینترنت ذخیره کنند. من راههای مختلفی را امتحان کردم و تنها موردی که خیلی خوب جواب داد استفاده از سرویس Google Docs بود. برای استفاده از این سرویس وارد نشانی http://docs.google.com می‌شویم و با اکانت گوگلی که از قبل داریم فایل excel یا word (یا دیگر انواع فایل) را آپلود کرده، به دلخواه برای خود و دیگران share میکنیم و خیلی هم خوب جواب میدهد.

 

فکر کردم بد نیست این تجربه را به دوستان هم بگویم که اگر خواستند کار مشابهی انجام دهند، وقتشان مثل من تلف نشود و مستقیم سراغ Google Docs بروند.

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩
تگ ها :


306- المپیک 2008

 

1.

امسال برای اولینبار تونستم افتتاحیه، اختتامیه و بازیهای مختلف المپیک رو بدون سانسور ببینم و صدها بار به نظم و ترتیب و هنر شرقی (از نوع چینی) تبریک بگم و بارها از زیبایی خیرهکننده مراسم المپیک، شگفتزده بشم.

همزمان با دیدن افتتاحیه و اختتامیه، صحنههای طنز زیادی از جلوی چشمم گذشت که اگر این المپیک در تهران برگزار میشد، چهها که نمیشد! راهنمایی: فقط کافیه فقط بخشی از افتتاحیه یا اختتامیه رو دیده باشید و در ذهن اون رو در ایران تجسم کنید و بخندید ... مثلا وسط مراسم برق میرفت یا گاز مشعل قطع میشد یا کلیه برنامههای حرکات موزون جای خودش رو به سخنرانی مسوولان مختلف ورزشی میداد ...

 

2.

بد نیست بدونید همین دبی که تا سی سال پیش بیابون بود، داره تقلا میکنه که میزبان المپیک ۲۰۱۶باشه و حتا یک شهرک المپیکی از همین الان داره میسازه، مسوولان ما هم که معلوم نیست اصلا حواسشون کجاست ... (شاید در فکر نمایشگاه کتاب بعدی هستند که بعد از 20 سال برگزاری، هنوز توش موندهایم.)

 

3.

چرا توقع مدال از ورزش ایران داریم؟ چند درصد این غرغروها روزی یک نوبت ورزش میکنند؟ چند نفر از این بزرگسالان ما که میگن خاک تو سر کاروان اعزامی، فرزندانشون رو به کلاسهای دو، ژیمناستیک یا شنا میفرستند؟ چرا از یک جامعه غیرورزشکار که مظلومترین درس مدارسش ورزشه، توقع مدال داریم؟ چرا مردمی که ورزششون در فوتبال و فوتبالشون در قرمز و آبی خلاصه میشه باید در المپیک حرفی برای گفتن داشته باشند؟

کدام سیاست صدا و سیما باعث تشویق جوانان به دو، شنا و ژیمناستیک شده؟ سالهاست که حسرت دیدن یک مسابقه دو و میدانی یا ژیمناستیک به دل من مونده. اونوقت در اخبار ورزشی، جزییات استعقای مربی لیگ دسته دوم سوئد رو هم میگن. اصلا سیاست صدا و سیما در ورزش، در سرگرمکردن مردم با فوتبال خلاصه شده. شما چیز دیگری دیدید؟ تمام جراید زرد ورزشی، تمام اخبارشون فوتبال و حواشی اونه. حالا همه اینها طلبکار شدن. اون هم باز برای جذب بیننده و فروش. نه برای رفع معضلات ورزش کشور. نهایتا دو هفته دیگر هم تب المپیک می‌خوابه و روز از نو، روزی از نو. مجریهای ورزشی رو ببینید. اغلب، شروع کردند به چاقشدن و چربی داشتن! این مجری ورزش ماست که چپ و راست می‌گه ورزش خوبه. خوب اگر خوبه برو خودت رو درست کن!

تمام کشورهای موفق، ورزش رو نه برای المپیک، که به عنوان یک درس حیاتی و اساسی در سطح مدارس آغاز میکنند. مثل ما نیست که یک توپ بندازن وسط و بگن این هم زنگ ورزش. آموزش و پرورشه که میتونه قهرمان المپیک بسازه. نه تزریق پول، مدتی قبل از شروع مسابقات!

*

خلاصه کنم. ما در عرصه ورزش، مردمی تماشاچی هستیم. تماشاچی که مدال نمیگیره!

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٥
تگ ها :