334- طرح

نقاش گفت: جهان تابلویی زیباست، خدا نقاشی است چیره‌دست.

شاعر گفت: جهان شعری است بی‌بدیل، خدا شاعری است بی‌همتا.

معمار گفت: جهان سازه‌ای است شگفت‌آور، خدا معماری است ذوالفنون.

خنیاگر گفت: جهان صحنه‌ای است از نواهای دل‌ربا، خدا خنیاگری است مستی‌ساز.

...

مجنون گفت ... خدا خداست، چون لیلی زیباست.

 

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳٠
تگ ها :


333- حسین و حوسین

این نوشته را مجید عزیز برایم ایمیل کرده که چون با آن احساس همدلی بسیاری دارم بدون هیچ دستکاری و ویرایشی آن را در وبلاگ قرار میدهم:

*

باید نوشت تا همه بدانند و فکر کنند و تصمیم بگیرند . آنچه می خوانید فرقهایی است بین "حسین" و  "حوسین" ؛ آنها را می شمارم تا خدای ناکرده "حوسین" را به جای "حسین" مظلوم و معصوم ننگریم.

- اول اینکه "حسین(ع)" یکی بیشتر نیست اما "حوسین" متعدد است، یعنی هر مدّاح حوسینی برای خودش یک جور "حوسین" دارد تا آنجا که گفته می شود "حوسین"  این مدّاح از "حوسین" آن مدّاح بهتر است.

- درد "حسین (ع)" حفظ دین و شرافت انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" در عطش و سیراب کردن بستگانش خلاصه می شود. "حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند، و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. (دکتر علی شریعتی)

- در ظهر عاشورای حسینی فقط صدای "الله اکبر ...حی علی الصلوه" شنیده می شود اما در عاشورای حوسینی نعره های "حوسین حوسین" به جنگ اذان می آیند.

- "حسین (ع)" را باید از مطهری ها و شیخ جعفر شوشتریها شناخت ولی "حوسین" را می شود از لابلای آواز و اشعار ناعالمان و ناعارفان جست.

- یاران "حسین (ع)" او را بنده خدا می دانند ولی حوسینیان نعره "حوسین اللهی" سر می دهند.

- "حسین (ع)" را می شود در همه قلب ها جست ولی "حوسین" مختص گروههای معدودی است که دور هم جمع می شوند و با حرکاتی عجیب و نامأنوس جلوه گری می کنند .

-  دوستان "حسین (ع)" ناخودآگاه خون گریه می کنند اما دوستان "حوسین" خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می کنند و  اعلی درجات قرب را به کثرت کبودی های سر و سینه می دانند و بس.

-  با معیار "حسین (ع)" در هر زمانی می شود کربلایی و کوفی را شناخت ولی "حوسین" حامل چند اسم و واقعه است و بس آن هم در ظاهر.

- در مجالس "حسین (ع)" همه میهمانند، حتی بانوان اما محافل"حوسین" ویژه آقایان است.

-  محافل " حسین " در حسینیه ها و مساجد و  مجالس " حوسین " اغلب در پارکینگ ها و زیرزمین ها برگزار می شود.

- اگر از فقهای دین از مجالس حسینی بپرسیم بدون هیچ شرطی می گویند: " احسن الاعمال " ..اما اگر از مجالس حوسینی بپرسیم می گویند : " اگر وهن دین نباشد!!!! ".

- حرارتی که از "حسین (ع)" در قلبهاست پایدار می ماند اما حرارت "حوسینی" پس از یک شور حوسینی فروکش می کند و مبدل به شب خاطره می شود.

- همت مجالس حسینی کسب معرفت و شعور است ولی تلاش حوسینیان بالا و پائین پریدن و شدت بیشتر شور.

- برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست، اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که "پاپ" است یا چیز دیگر، حال خوشی پیدا نمی کنند.

- در مجلس حسینی شجاعت "حسین(ع)" و گریه بر مظلومیت او حرف اول را می زند، اما در مجلس حوسینی تنها نعره و فریاد و مدح خوشگلی چشم و گیسوی "حوسین".

- "حسین (ع)"، حسینیت خود را حفظ نمود حتی زیر گام اسبها و خنجر کین دشمنان اما "حوسین" زیر ذره بین معرفت و امام شناسی خود را می بازد.

- نوای مداحان "حسین" سوزناک و دلنشین است، ولی صدای مداحان "حوسین" رعب آفرین و مهیج.

- مداحان "حسین" روضه های مستند می خوانند و مداحان "حوسین" زبان حالهای خودساخته.

- "حسین (ع)" همیشه "حسین" است اما "حوسین" گاهی اوقات "حیسین" می شود و چه بسا  "سین" باضافه صدایی مانند یک سکسکه بعدش!!!!!!!!

- "حسین (ع)" برای شناساندن حرفهایش به چیزی نیاز ندارد اما "حوسین" برای جلب توجه بیشتر به بوق و کرنا و طبل و علم و کتل دست می یازد.

- "حسین (ع)" شخصیتی است جهانی و همه آزادگان او را مقتدای خود می دانند، اما "حوسین" فقط موضوعی است برای بعضی از مجالس که نه تنها عمومی نیستند، بلکه مشروعیت آنها محل اشکال بسیاری از بزرگان است.

- در مجالس حسینی، فرد غریبه و تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطح و جایگاهند، اما در مجالس حوسینی، تازه واردها مشکوکند و عجیبند و نباید در جایگاه قدیمی ترها بایستند.

- حسین (ع) الگوی والای انسانیت و عشق بود ولی  حوسین کسی بود که برای بسیاری نام و نان آورد.

- خواهر "حسین (ع)" یعنی زینب (س) الگوی زنان آزاده است و حال آنکه خاندان "حوسین" بهانه پارتی ها و چشم و همچشمی های زنانه می باشد.

آنکه در ظهر عاشورای محرم سال 61 هجری در کربلا شهید شد، "حسین (ع)" بود، نه "حوسین"، شخصی که در آهنگهایی با ریتم تکنو، پاپ و . . . و با اشعار دروغین و کذب از او صحبت می شود!!!!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۱
تگ ها :


332- روز دهم

یکی از تکاندهندهترین صحنههای عاشورا برای خود من، صحنه شهادت جون، در دامان امام است. غلام سیاهپوست بیبهره از زیبایی جسمانی،  که در دامان آقایش میمیرد و آخرین چیزی که میبیند جمال دلربای اوست و آخرین حرفهایی که در گوشش زمزمه میشود صدای او.

چندین بار سعی کرده ام چشمانم را ببندم و در عالم خیال تصور کنم که سر بر دامن حسین گذاشتن یعنی چه! عجب توفیقی است که در آخرین لحظه عمر، نه فقط آن که امام عصرت در کنارت باشد، که بیشتر از آن، سر بر دامان او بگذاری و بروی! عجب رفتنی است و چه تفاوتی دارد با مردن بر اثر خوردن و ترکیدن و صدجور مرگ ناجور دیگر...

*

تکمیلی در شب اول ژانویه: امشب کلیه جشنها در دبی به خاطر همدردی با مردم غزه لغو شد. هرسال مثل امشب راس ساعت 12 نیمه‌شب در کنار برج العرب مراسم آتشبازی بود و بسیاری از هتلها نیز جشنها و مهمانیهای ویژه خود را برگزار می‌کردند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
تگ ها :


331- نکته فراموش‌شده

این همه اختراعات و وسایل پیشرفته آمده که کارهای آدمی آسانتر شود. یعنی زمان بیشتری داشته باشد. نکته اساسی که فراموششده این است که قرار است با این وقت اضافه چه کنیم؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٤
تگ ها :