256- دزدی

روی صندلی کنار راننده نشسته بودم که بچه‌ها وارد شدند. گویا از کسی یا جایی دزدی کرده بودند. سعید با خوشحالی پشت فرمون نشست و به‌سرعت حرکت کرد. از خوشحالی دست توی بسته‌های پول می‌کرد و می‌گفت ببین. چقدر تراول! حتی اونقدر پول زیاد بود که بعضیهاش رو از پنجره می‌ریخت بیرون که مردم استفاده کنند!

دقیقا نفهمیدم چه جوری این کار رو کردند. ولی سهم خیلی زیادی هم به من می‌رسید. خیلی پول بود. سر راه یک جایی نشستیم که چایی‌ای بخوریم و صحبت کنیم و بچه‌ها مدام از موفقیتشون در این کار می‌گفتند و اصلا نمی‌ترسیدند که کسی بشنوه و کارشون رو خراب کنه.

ساعتی بعد با کلی پول در راه برگشت به خونه بودم. به خودم نهیب زدم تو آدمی هستی که پول دزدی توی زندگیت ببری؟ اصلا روت میشه به همسرت بگی چنین پولی آوردی خونه؟ اصلا نمی‌فهمیدم چطور تا همین جاش رو هم قبول کردم. توی موقعیتی که بودم تصمیم سختی بود و به اون پول احتیاج داشتم. گفتم تو از این پول بگذر، خدا خودش می‌دونه چه جوری بهت برسونه.

برگشتم که پول‌ها رو پس بدم.  داشتم فکر می‌کردم که بچه‌ها رو راضی کنم پول رو پس بدن که مجبور نشم اون‌ها رو لو بدم ... یکدفعه رفتیم سر صحنه فیلمبرداری و اکران هری پاتر! ... می‌دونید که ... توی خواب موقعیت زمانی و مکانی آدم ممکنه یکدفعه عوض شه.

اذان صبح بود. کلی خدا رو شکر کردم که پول دزدی به خونه نبردم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢۱
تگ ها :


255- مطلب قصار

 

دیشب توی خونه نشستم سرحوصله مطلبی برای وبلاگم نوشتم که امروز بفرستمش روی صفحه. ولی الان که Flash Memory رو باز کردم می‌بینم هرچی فایل توش ریختم هست و این یکدونه نیست. انشاءا... باشه برای فردا.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٠
تگ ها :


254- امید، لبخند

در این لبخند، گنجی است ...

smile

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱۳
تگ ها :


253- زبان انگلیسی ما ایرانی‌ها

دوستانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند شاید بیشتر با من هم‌عقیده باشند که به ما در طول دوران تحصیل بسیار بد انگلیسی تدریس شده و عموما ضعف زبان انگلیسی ایرانیان، بین سایر مهاجران کشورها بدجوری توی ذوق می‌زنه.

واقعا چرا باید هفت سال راهنمایی و دبیرستان و چند واحد عمومی و تخصصی دانشگاهی نباید طوری باشه که بتونیم از پس ساده‌ترین مکالمات بربیاییم؟ اگر هدف از تدریس زبان انگلیسی اینه که دانش‌آموز ایرانی به‌خوبی انگلیسی صحبت کنه معلوم می‌‌شه وقت و انرژی و سرمایه آموزش و پرورش بی‌خودی هدر رفته، چون تقریبا همه برای خوب صحبت‌کردن مجبورند به کلاس‌های آموزشگاه‌های دیگه برن. پس کاربرد این درس در مدارس چیه؟

این در حالیه که یک کارگر هندی و پاکستانی و بنگلادشی با معلومات سطح دیپلم هم مثل بلبل انگلیسی صحبت می‌کنه و اصلا نیازی به کلاس جنبی هم نداره و من بارها یک پزشک یا مهندس درست و حسابی ایرانی رو دیدم که دو کلمه سلام و احوالپرسی انگلیسی نمی‌تونه بکنه. چرا این‌جوری درس میدن؟ چرا؟

من هرچه بیشتر خارج از کشور زندگی می‌کنم بیشتر می‌فهمم چقدر ضرر کردیم که در دانشگاه‌های ما تمام دروس اجبارا به زبان انگلیسی نبود و اگر بود، چقدر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی موفق‌تر بودند. اصولا یکی از دلایل انزوا و غریب‌بودن ایرانیان چه از لحاظ اجتماعی چه سیاسی چه اینترنتی چه فرهنگی، به نظر من همین ضعف زبانه.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٥
تگ ها :