238- دیوکسین و ظروف پلاستیکی

 

در هفته گذشته چند نفر از دوستان نوشته زیر را با ایمیل برایم فرستاده‌اند که عینا آن را درج می‌کنم:

 

از ظروف پلاستیکی در مایکروویو استفاده نکنید.

 

بطریهای آب پلاستیکی را در فریزر قرار ندهید.

 

از لفافه و پوشش پلاستیکی در مایکروویو استفاده نکنید.

 

 

1- ماده شیمیایی Dioxin باعث بروز سرطان خصوصا سرطان سینه می‌شود.

2- دیوکسین یک سم بسیار قوی برای سلول‌های بدن است.

3- اخیرا تحقیقاتی توسط دکتر Edward Fujimoto مدیر برنامه‌ریزی سلامت بیمارستان Castle آمریکا راجع به دیوکسین و چگونگی عملکرد آن در بدن صورت گرفته که در نتیجه آن توصیه‌های ذیل ارائه شده است:

. بطری های پلاستیکی آب را در فریزر برای انجماد قرار ندهید، چون این کار باعث آزادسازی سم دیوکسین از ظروف پلاستیکی می‌شود.

. نباید غذاهای خود را در ظروف پلاستیکی در مایکروویو گرم کنید، مخصوصا در مورد غذاهای حاوی روغن و چربی. ترکیب «چربی، حرارت بالا و پلاستیک» باعث آزادسازی دیوکسین به داخل غذا و نهایتا به درون سلول‌های ما می‌شود.

. به جای آن برای گرم‌کردن غذا استفاده از ظرف شیشه‌ای مثل پیرکس و چینی  توصیه می‌شود، در این حال شما همان نتیجه را از گرم‌کردن غذا، البته بدون دیوکسین می‌گیرید.

. غذاهای فوری (Fast Food) و سوپ‌ها باید از ظرف یکبار مصرف تخلیه و در ظرف دیگری گرم شوند.

. کاغذ بد نیست، ولی نمی‌دانیم که مطمئن‌تر از ظروف شیشه‌ای و غیره باشد.

. وقتی که قبلا رستوران‌های غذای فوری (Fast Food) غذا را از ظروف یونولیت (Foam) به ظروف کاغذی جابجا کردند، مساله دیوکسین یکی از دلایل انجام این کار بود.

. لفاف‌های پلاستیکی فقط وقتی خطرناکند که با غذا برای پخت در مایکروویو استفاده شوند.

 

. فرآوری غذاها در حرارت خیلی بالا باعث حل شدن و آزادشدن دیوکسین از پلاستیک و تزریق آن به داخل غذا می‌شود.

. به عنوان جایگزین، پوشاندن غذا با یک لفاف کاغذی توصیه می‌شود.

 

این مقاله را برای هر کس که زندگیش برایتان اهمیت دارد بفرستید.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٩
تگ ها :


237- المپیاد

گاهی از این که می‌بینم دیگران چقدر موضوع برای نوشتن دارند و من هیچی ندارم تعجب می‌کنم و گاهی از این که خودم بعضی روزها چقدر حرف برای گفتن دارم و بعضی اوقات چقدر دستم خالیه. روزهایی بود که ذهنم سرریز می‌کرد و گاهی مثل الان اصلا حس نوشتن نیست.

یک زمانی قلمی به دست می گرفتیم و هی می‌نوشتیم و خط می‌زدیم و دور می‌انداختیم. الان که سال‌هاست حس نوشتن – اگر باشه- پشت کامپیوتر به من دست می‌ده. فرقش اینه که اگه بخوام نوشته رو دور بندازم کافیه فایل رو ذخیره نکنم. همین. کاری که بارها می‌کنم. شاید سخت‌گیر شدم. مطلبی رو می‌نویسم و گاه ننوشته در ذهنم می‌گم اصلا ارزش بیان‌شدن داره؟ به درد کسی می‌خوره؟ بگذریم.

*

نوروز امسال که بدجوری در منزل خونواده همسرم و خونواده خودم علاف بودم، شاید حدود ده کتاب و مجله خوندم. هرچی دستم اومد خوندم. نهایتا هم یکی دو کتاب رو گرفتم که با خودم ببرم و با خیال راحت بخونم و لذت ببرم. فکر می‌کنین چی؟ سوالات المپیاد ریاضی و کامپیوتر! که هیچگاه در روزگار دبیرستان نشد بخونم و الان با فراغ بال بدون ترس از برنده‌شدن یا نشدن یا پامال‌شدن یا نشدن حق بشینم مخم رو وادار به نرمش کنم.

از این که هنوز ذهنم تنبل نشده و سرم برای مساله حل‌کردن درد می‌کنه، خوشحالم. پولی توی این کار نیست و همین من رو خوشحال‌تر می‌کنه. نمی‌خوام همه کارهام برای دغدغه‌های معیشتی باشه. لذت حل مساله هنوز در من زنده است و این خیلی خوبه. لازم به توضیح نیست که زندگی مشترک سالم و باتفاهم نقش بسیار زیادی در این مساله داره که امیدوارم نصیب همه دوستان بشه.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٦
تگ ها :


236- مستند 5

 

دیشب داشتم برنامه مستند 5 را نگاه میکردم.

موجودات بسیار شگفتانگیز درون آب، کوسههای 6متری که فوکهای بزرگ را با یک حرکت میبلعیدند، پنگوئنهای امپراتور که یکسومشان  شکار فوک میشدند و دیگر هرگز  جوجههایشان را نمیدیدند، دسته‌های بزرگ ماهی، روش خلاقانه‌ای که دلفین به کمک آن به کنار ساحل می‌آمد و ماهی‌های کوچک را صید می‌کرد، همکاری مارماهی و شاهماهی برای دستیابی به غذا، ستارههای دریایی بزرگ به قطر یک متر، اسب آبی بسیار کوچکی به طول 2 سانتیمتر که هیچ تفاوت ظاهری با مرجان نداشت ...

گاهی بعد از دیدن این برنامهها فکر میکنم با دیدن بسیاری از برنامههای دیگر چقدر به چشمم و وقتم ستم کردهام و چقدر حیف است چشم آدمی به چیزهایی به جز زیبایی‌های آفرینش نظاره کند و چنین می‌اندیشم که افرادی که زندگیشان را صرف شناخت اسرار آفرینش میکنند چه بزرگ و ارزشمندند.

*

واقعا چرا دیدن برنامه‌هایی درباره موجودات زنده تا این حد جذاب است؟

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٩
تگ ها :


235- چند نکته از هفته اول حضور در ایران

 

چند روز اول مهمان خونواده همسرم در استان چهار محال و بختیاری بودیم. هوا بسیار سرد بود. برف هم می‌بارید. به ما گفتند در زمستان سرما به چهل درجه زیر صفر رسیده بوده که حتا آب آشامیدنی در لوله ها یخ بسته. با این که منطقه بسیار سردسیره بعضی مناطق این استان گازکشی نیست و در ایام سرما تهیه کپسول گاز و نفت مردم رو آزار می‌ده.

*

با انوبوس به تهران رفتیم. از یک خواربارفروشی در تهران سیم‌کارت ایرانسل گرفتیم. سبکش خیلی امروزی و مثل بعضی کشورهای دیگره. سیم‌کارت اعتباری بسیار ارزان (29000 تومان) و کل تشریفات خرید سیم کارت هم پنج دقیقه. خیلی خوشحال شدم که در مملکت ما هم از این کارها می‌شه. امیدوارم مخابرات زیرآب ایرانسل رو نزنه.

*

رفتن به خراسان با قطار غزال بنیاد. این تنها بلیتی بود که اقوام گیر آورده بودن و برای ما خریده بودن: فاصله تهران مشهد 11 ساعت، قیمت بلیت 20 هزار تومن، قطار بسیار تمیز، پذیرایی خوب و امکانات فرهنگی بد. (مجله‌ای که توزیع می‌شد از این رنگین‌نامه‌ها بود که آدم از خوندنش احساس شرم می‌کنه. فیلمی هم که پخش شد واقعا چرت بود و علاوه بر اون CD پخش فیلم هم خش داشت و مرتب قطع می‌شد. یعنی پخش فیلم و مجله خوب اینقدر سخته؟) به ما گفتن که با کارت پارسیان یا سامان بانک می‌شه یا کارت های صادره از بانک ملت میشه از طریق اینترنت هم بلیت گرفت. اینطوری آدم به اقوام هم زحمت نمی‌ده.

*

روز 4 فروردین اگر میدون انقلاب رفتین یادتون باشه فقط بعضی کتابفروشی‌ها بازه. بانک باز هم تقریبا نمی‌شه پیدا کرد. روی ATMها هم اصلا حساب نکنید. عوضش ATM متروها قابل اعتماده. صرافی هم باز نیست. ضمنا می‌شه با هزینه‌ای کمتر از 15 دلار بیشتر از 15‌هزار دلار نرم افزار رو در بسته‌بندی‌های تر و تمیز و قانونی خریداری کرد. از همه خنده‌دارتر اینه که روی بسته‌بندی نوشته این CD کپی‌رایت داره و اگر از روش کپی کنید مشمول پیگرد قانونی قرار می‌گیرید!

 

 

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٦
تگ ها :