169- اشتباه، اشتباه

«بزرگترین اشتباه استخدامی شما این است که در استخدام افراد باهوش‌تر از خودتان کوتاهی کنید. اگر دائم چنین کنید، به‌زودی سازمانی مرکب از کوتوله‌های فکری خواهید داشت. عدم استخدام افراد درجه‌یک و تربیت آنها برای کارهای درجه‌یک، سازمان را با سقوط مواجه خواهد کرد.»

ماخذ: کتاب ارزشمند «هاروارد چه چیزهایی را به شما یاد نمی‌دهد»، تالیف مارک، اچ، مک‌کورمک

 

البته این امری معمول در جامعه ماست. بیشتر ما در نهاد خود، در عمق وجود خود که کندوکار می‌کنیم می‌بینیم تحمل آدمی باهوش‌تر، باسوادتر، محبوب‌تر، زیباتر، انسان‌تر، ثروتمندتر، هنرمندتر، تواناتر  ... را نداریم و بنابراین محکومیم که هرروز شاهد مشکلات بیشتری باشیم.

 

روزگاری را به خاطر می‌آورم که افتخار سردبیری یک مجله علمی را داشتم و تمام افراد تحت مسوولیت من، به‌مراتب باهوش‌تر از من بودند و وجود هرکدامشان، سرشار از استعدادها و توانایی‌ها و نبوغ‌های حیرت‌آور بود. هرکدامشان، معادل یک لشکر بودند! در یک کلام، یک گروه اعجوبه بودند که همه در چتر مجله جمع شده بودند. هیچگاه یادم نمی‌آید که از پذیرش استعدادهای جدید ترسان شده باشم و واقعا تنها افتخارم این است که می‌خواستم و تقریبا می‌توانستم این گروه شگفت را کنار هم نگه دارم! کاری بس مشکل بود. پیرم کرد. ولی ده‌ها برابر آنچه که باید یاد می‌دادم، یاد گرفتم. یادش بخیر!

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

دور زدن مسایل 21-5-82

یک انسان، یعنی همه انسان‌ها 26-5-82

حل مساله: چگونه داروی مشابه پیدا می‌شود؟ 22-5-83

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٥
تگ ها :


168- هومیوپاتی و درمان وبا

یکی از اتفاقاتی که باعث شد مخالفان هومیوپاتی، به قدرت آن ایمان بیاورند، اپیدمی وبا در اروپا در سال 1831 بود. دکتر ساموئل هانمن بنیانگذار هومیوپاتی، با انتشار جزواتی در سطح شهر، از پزشکان خواست که با استفاده از سه داروی هومیوپاتی Verat، Cuprum و Camph  اقدام به درمان مبتلایان به وبا نمایند. گفته می‌شود که در شهر هانمن به جز تنها یک نفر (که گویا بر اثر از دست رفتن فراوان آب و الکترولیت‌های بدن به‌موقع تحت درمان قرار نگرفته) شخص دیگری بر اثر وبا جان نداده است. قدرت فراوان درمانی هومیوپاتی در این اپیدمی که جمع زیادی را به کام مرگ فرستاده بود، باعث شد که جامعه پزشکی آن زمان، نگاه  متفاوتی نسبت به هومیوپاتی پیدا کند و این علم ارزشمند، در مسیر جدیدی قرار گیرد و با اقبال روبرو شود.

*

در حال حاضر نیز، مهم‌ترین داروهای وبا همین سه دارو هستند.

مرحله اول وبا، که وبای خشک نامیده می‌شود و هنوز شخص به‌تازگی مبتلا شده است. علیرغم اسهال کم، ضعف شدیدی دارد. داروی این مرحله Camph (منشا: کافور) است که به بیمار داده می‌شود و از پیشرفت وبا جلوگیری کرده، شخص در همین مرحله درمان می‌شود.

در مرحله دوم، شخص دچار اسهال دانه‌برنجی شدید می‌شود که شکل مدفوع، مانند محتویات یک ظرفی است که در آن برنج خیسانده باشند. داروی این مرحله Verat (منشا: ریشه گیاهی سمی با نام هلبور) است.

در مرحله سوم، شخص بر اثر از دست دادن مایعات بدن و الکترولیت‌ها، به‌شدت در معرض خطر قرار می‌گیرد و آبی‌شدن پوست، کرامپ‌های شدید عضلانی در ساق پا و ران، سردی بدن و کلاپس به سراغش می‌آید. در این مرحله داروی Cuprum (منشا: فلز مس) تجویز می‌شود.

 

(دقت کنید که داروها به شکلی هومیوپاتیک درمی‌آیند و تجویز می‌شوند. به هرحال هرگز به شکل سرخود اقدام به مصرف نکنید. همچنین مایع‌درمانی در کنار درمان هومیویاتی الزامی است.)

 

این سه دارو به شکلی فوق‌العاده موثر عمل می‌کنند. یکی از استادان من در کلاس، نقل می‌کردند که گاه سرعت درمان به‌حدی است که بیمار پایش را از کلینیک بیرون نگذاشته، درمان می‌شود. هرچند که برای افراد آشنا به هومیوپاتی، این مساله چندان عجیب هم نیست. امید که روزی کشور ما نیز به جرگه کشورهای مترقی جهان درآید که مردم هومیوپاتی را می‌شناسند و از مزایای فراوان آن بهره‌مند می‌شوند. هرچند خوشبختانه در استان‌هایی مثل تهران، آذربایجان و اصفهان هومیوپات‌های بسیار خوبی داریم. البته از وضعیت دیگر استان‌ها اطلاع دقیقی ندارم ...

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

اهمیت دانش16-5-82

دور زدن مسایل21-5-82

حل مساله: چگونه داروی مشابه پیدا می‌شود؟ 22-5-83

 

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٩
تگ ها :


167- نکاتی درباره ایمیل (1)

هرروز ایمیل‌های فراوانی دریافت می‌کنم و چنین می‌اندیشم که برخی دوستان، نیاز به راهنمایی اندکی درباره کار با ایمیل دارند:

 

1- درست‌نویسی

وقتی ارائه بلیت اتوبوس، نشان‌دهنده شخصیت شماست، قطعا چگونگی ارسال یک ایمیل هم اهمیت بسیار بیشتری دارد. بنابراین ایمیل خود را تر و تمیز بنویسید:

الف- تا جایی که می‌شود آیین نگارش را رعایت کنید.

ب- یا درست انگلیسی بنویسید یا درست فارسی، فینگلیش ننویسید. هم برای شما بسیار بد است و هم پدر چشم خواننده را درمی‌آورد. به‌ویژه در نامه‌نگاری رسمی رعایت بفرمایید. من گاه در محل کار خود، نامه رسمی فینگلیش دریافت می‌کنم. آخر به فرستنده‌اش که معمولا دکتری مهندسی چیزی هم هست چه بگویم؟

پ- اگر لازم است از رنگ‌آمیزی و تغییر اندازه قلم استفاده نمایید.

ت- چه بهتر که نامه شما امضایی داشته باشد. تقریبا همه سرویس‌های ارائه‌کننده ایمیل به شما اجازه می‌دهند که امضا (Signature) برای ایمیل خود تهیه کنید. نام و نام خانوادگی، سمت، تلفن، نشانی و وب‌سایت محل کار خود را پایین ایمیل قید کنید. (البته اگر شغلتان محرمانه یا غیرقانونی نیست.) چه اشکال دارد دوستان شما، بدانند شما کجا کار می‌کنید و چگونه می‌توان با شما تماس گرفت؟

ث- اگر قصد مخفی‌کاری یا سرکارگذاشتن خلق‌ا... را ندارید و واقعا می‌خواهید استفاده جدی از ایمیل بکنید، طوری تنظیمش کنید که نام و نام خانوادگی شما به عنوان فرستنده بیاید. نه چیزهایی مثل A B، MagMag ، یا خود ایمیل (مثلا ali@ali.com) ... چه معنی دارد که مخاطب شما سردرگم شود که بالاخره این ایمیل از کیست؟

 

 

2- و انسان bcc را آفرید ...

باباجان ایمیل خوب می‌خواهی برای دوستت بفرستی بفرست، چرا اسم همه را در فیلد cc یا to می‌گذاری؟ وقتی می‌خواهید برای یک جمع از دوستان ایمیل بزنید هیچ لزومی ندارد که مخاطبان اسم یکدیگر را ببیند. گذاشتن اسامی در cc و to باعث می‌شود که ایمیل دوستان شما «کش رفته شود» و توسط مزاحمان اینترنتی مورد سوء استفاده قرار گیرد. مثلا ایمیل وبلاگ من silence1355@yahoo.com است. اگر این ایمیل دائما این ور و آن ور در فیلد cc قرار گرفته شود بعد از مدتی وارد فهرست افراد مزاحم خواهد شد و آنها با نرم‌افزارهای خود ایمیل‌هایی از طرف silence1355@yahoo.com به این طرف و آن طرف خواهند فرستاد. در صورتی که فرستنده‌اش اصلا من نیستم. به دوستانتان رحم کنید و این طوری ایمیل آنها را در اینترنت پخش نکنید. اسم خودتان را در قسمت to قرار دهید و اسم همه افراد باقیمانده را در قسمت bcc بگذارید. باشد که خداوند فضایی رایگان در بهشت نصیبتان کند. (به همین خاطر است که می‌بینید سایت‌های پربیننده ایمیلشان را به شکل متفاوت می نویسند. مثلا می‌نویسند silence1355 at yahoo dot com این کار باعث می‌شود نرم‌افزارهای خودکاری که کارشان ایمیل‌دزدی است، به در بسته بخورند.)

 

3- شاید که پلنگ خفته باشد ...

وقتی ایمیلی به شکل ایمیلی خودش، یعنی xxx@yyy.comمی‌آید به احتمال زیاد ویروس است. مثلا من اگر خودم به شما ایمیل بزنم، شما خواهید دید که از طرف Shortcut Weblog برایتان ایمیل آمده. اما اگر کار حضرات مزاحم باشد، ایمیل از طرف silence135@yahoo.com به شما خواهد رسید. معمولا چنین ایمیل‌هایی پیام‌هایی کاملا  قالبی و کلیشه‌ای دارند. مثلا Re: HI یا مثلا Microsoft Prize یا I love you یا موضوعات جنسی، جذاب یا سیاسی ... اگر چنین ایمیلی را باز کردید ضمیمه آن را اصلا باز نکنید. چون ویروس است. (معمولا ضمیمه این فایل‌ها پسوند txt، jpg، exe یا zip دارد. دقت کنید که شرکت‌های مهم هیچگاه ایمیل شخصی برای ارتقای سیستم یا خدمات نمی‌فرستند. همیشه در وب‌سایتشان چنین نکات فنی را قید می‌کنند و به مردم ایمیل نمی‌زنند.)

 

4- دودرشدن دوستان

ایمیل‌های دوستانتان را ندیده پاک نکنید. اگر نمی‌خواهید بخوانیدش آن را Mark as read کنید. سرویس‌دهندگانی مثل Yahoo اگر زیاد ایمیلی را ندیده پاک کنید فکر می‌کنند آن فرستنده، مزاحم شماست و بعد از مدتی آن را مستقیما به Bulk می‌فرستند. یعنی از جلوی چشم شما دورش می‌کند. آنوقت شما بدون اینکه بخواهید دوستتان را فیلتر می‌کنید و دیگر ایمیل‌های آن دوست را در Inbox نمی‌بینید و در نتیجه ایمیل‌های مهمی را که برایتان ممکن است بفرستد از دست خواهید دید. برای اینکه دوستانتان هیچوقت Bulk نشوند، ایمیل آنها را به Address Book ایمیل خود اضافه کنید. این طوری سرویس‌دهنده خواهد فهمید که آن شخص، دوست شماست و مزاحم نیست.

 

انشاءا... حوصله‌ای باشد بقیه‌اش را در فرصتی دیگر می‌نویسم.

 

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

اهمیت دانش16-5-82

Login Name & Password Please 83-5-15

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٥
تگ ها :


166- روزگار غریبی است نازنین ...

اصلا حس نوشتن نیست ... روزگار غریبی است نازنین ...

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

توان پاسخ‌دهی یک سیستم12-5-82

حلقه‌ها در سیستم 9-5-83

Login name and password please 83-5-15

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱۱
تگ ها :


165- الف لام میم، ذلک الکتاب لا ریب فیه ...

فکر می‌کنم که داشتن اشارات و رموز و نشانه‌های خاص، بین افرادی که به هم علاقه خاصی دارند، طبیعی است. من و همسرم اصطلاحاتی خاص بین خود داریم که دیگران از آن بی‌اطلاعند. عضو یک گروه خاص بودن، یک شرکت خاص بودن، یک رشته و زمینه خاص بودن، باعث می‌شود شخص نمادها و رمزها و پیام‌هایی را دریابد که دیگران از آن بی‌خبرند. حتی در یک جمع بچه‌های مدرسه‌ای نیز اصطلاحات و تعابیر خاص آن جمع وجود دارد که «دیگران» در درک آن نامحرمند. بنابراین، چرا در عاشقانه‌ترین رابطه که –به نظر- بین خداست با بندگان عاشق، نباید اسرار و رموز فراوانی وجود داشته باشد که جز به اهل آن رموز، آشکار نشود؟ گاه فهم مساله‌ای، ظرفیت و قابلیت می‌خواهد.

 

به نظر من طبیعی است که کتاب‌هایی مثل قرآن، کتاب‌های فلسفی و عرفانی و حتا داستانی، معانی لایه‌لایه داشته باشند که هرچه عاشق‌تر و سوخته‌تر و نزدیک‌تر باشی، کلیدهای بیشتری برای درک آنها داشته باشی. مثلا حروف مقطعه نیز می‌تواند چنین باشد. اسراری بین خداوند و بندگان خاص و خالصش ... و به همین دلیل من فکر می‌کنم در چنین مواقعی نمی‌توان و نباید بی‌احتیاط و سرسری و از روی شکم‌سیری، هر نقد و تفسیری را که می‌خواهیم بر روی چنین متونی اعمال کنیم ... بسیاری از نقدها در حوزه مذهبی، فلسفی و به طور کلی معنوی دقیقا مصداق همین بیان است و افرادی ناپخته بر چیزی نقد کرده‌اند که بویی از آن نبرده‌اند ...

 

من گمان دارم که پیشرفت‌های علمی نیز در سایه همین عشق و سوختگی حاصل شده‌اند. تا افرادی تمام وجود خود رو صرف فعالیتی نکنند و عاشقانه دل در گروی علمی نسپارند، درهای آن علم بر رویشان گشوده نخواهد شد و چنین است تفاوت غواصان دانش با حمالان دانش.

 

بشنوید و لذت ببرید:

این قرائت یک‌ساعته چند سوره با صدای مرحوم منشاوی است که دوستی صاحبدل، به عنوان هدیه تولد برایم فرستاد و  من نیز برای یکی دو دوست صاحبدل دیگر فرستاده‌امش ...  صرفنظر از معنا، از لحاظ زییایی موسیقایی آنقدر زیباست که دوماه است مداوم گوش می‌دهم و از زیبایی خیره‌کننده آن سیر نمی‌شوم ... گوش کنید حتما،‌ حداقل به عنوان یک اثر برجسته هنری حتما گوشش کنید.

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

تفکر غیرسیستمی و پیامدهای آن 5-5-82

دارو چیست؟ 2-5-83

حلقه‌ها در سیستم 9-5-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٦
تگ ها :


164- صندلی اتوبوس، سیستم، هومیوپاتی

گاه برای رسیدن به محل کار سوار اتوبوسی می‌شوم که در ایستگاه، هنگام مسافرگیری تمام صندلی‌های سمت راست آن آفتابگیر است. به همین دلیل اکثر مواقع، صندلی‌های سمت چپ به‌سرعت پر می‌شوند. اما افرادی –مثل خودم- که قبلا این مسیر را طی کرده باشند می‌دانند که اتوبوس صدمتر جلوتر دور می‌زند و ادامه مسیر چندکیلومتری آن دقیقا عکس وضعیت فعلی است. بنابراین من و دیگر افرادی که این راه را می‌شناسند فقط چند دقیقه اول در آفتاب هستیم. بسیاری از افراد، در برخورد با وقایع زندگی، فقط همان چند دقیقه اول را می‌بینند و بر مبنای آن تصمیم می‌گیرند ... تا زمانی که در خیابان هستید از وضعیت کلی ترافیک شهر بی‌خبرید، ولی شخصی که از هلیکوپتر به شهر می‌نگرد، آگاهی بسیار عمیق‌تری نسبت به رانندگان دارد. چون بر ابعاد دیدنش افزوده است ... کل‌نگری، باعث افزودن ابعادی به آگاهی انسان می‌شود.

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تفکر سیستمی و کل‌نگر دیدن، این است که باعث می‌شود شخص جلوتر از نوک دماغ خود را ببیند و عواقب و نتایج کارهایش را جهان‌شمول تر بررسی کند ... و در نتیجه با احساس مسوولیت بیشتری زندگی کند ...

 

در پزشکی رایج نیز وضع همین است: سردرد داری؟ مسکن بخور! غده درآورده‌ای؟ درش بیاور! اعصابت خرد است؟ این هم قرص اعصاب، فشار خون داری؟ این هم ضد فشار ... حال آنکه باید کل این مسیر را با هم دید. شاید این کار، تنها همان چند دقیقه اول مسافر را در سایه اتوبوس نگاه دارد، اما بقیه مسیر چه می‌شود؟ هومیوپاتی تمامی مسیر را با هم می‌بیند و به سایه‌های موقتی دل‌خوش نمی‌کند، باید مسافر را با سرعت و با کمترین لطمات به سرمنزل سلامتی رساند ...

 

دیدنی:

فرازی از زندگی دکتر چمران

آزادی، انیمیشینی از برونو بوزتو

 

 

 

 

 

پارسال پیرارسال همین روزها:

طبیعت و کل‌نگری30-4-82

تفکر غیرسیستمی و پیامدهای آن 5-5-82

دارو چیست؟ 2-5-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱
تگ ها :