185- استاد محمدمهدی فولادوند بیمار است

شاید یکی از بهترین کتابهایی که در سالهای گذشته برای خود و دیگران خریدهام قرآن جیبی با ترجمه استاد فولادوند باشد که واقعا مطالعه آن برای افرادی مثل من که هم مذهبی هستند و هم از ترجمههای رایج خوششان نمیآید واقعا شیرین و دلانگیز است ... و هرچند که ایشان را ندیدهام و نمیشناسم اما بر سیسال زحمت ایشان درود میفرستم ... و چقدر دردناک است که بدانی چنان ماهی در زیر میغ چنین ناسپاسیهایی نهان است و بخوانی حتا حقالزحمه تجدید چاپ کتاب را به ایشان نمیدهند. بالاخره منزلت علم و دانش در این سامان بیش از این نیست. خداوند برای بندهاش کفایت میکند، آن هم چنین بندهای. نوشتههای دوستان را ببینید:

گزارش ایکنا

وبلاگ الپر

وبلاگ آق بهمن

وبلاگ کورش علیانی

 

توضیح برای مجید عزیز و دیگر دوستان: پرشینبلاگ سیستم لینکدهی به نوشتههای قبلی رو عوض کرده. ساعتهای زیادی زمان لازم دارم تا لینکهایی رو که به نوشتههای قبلی دادم بازنویسی کنم. از همه دوستان پوزش میخوام.

 

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٦
تگ ها :


184- گزارش هفتگی

یک روزگاری بود که هر روز برای دوستان ایمیل می‌فرستادم. زمانی که یاهو ظرفیت 4 مگابایتی ارائه می‌داد. بین دوستان معروف بودم که ایمیل مردم رو پر می‌کنم. بعد حجم ارسال‌هام کم شد. هرجا هم می‌خواستم چیزی رو ضمیمه ایمیل کنم، بهش لینک میدادم. اینطوری باز هم ایمیل افراد کمتر اشغال می‌شد.

حالا کم‌کم کار به جایی رسیده که از هر صدتا ایمیلی که می‌گیرم پنج تا درست و حسابی توش پیدا نمی‌کنم که برای دوستان بفرستم. اول از خودم می‌پرسم بفرستم؟ نفرستم؟ ارزشش رو داره؟ نداره؟ خیلی وقته که دیگه ایمیل هم نمی‌فرستم.

بعد شروع کردم که چیزهایی که به ذهنم می‌رسه توی وبلاگم بنویسم. بهنگام‌شدن وبلاگ رو هم به دوستانم اطلاع می‌دادم. تندتند می‌نوشتم. الان به خودم می‌گم آیا چیزهایی که می‌نویسم به درد می‌خوره؟ گاه پیش میاد –مثلا الان- که دو هفته است دست و دلم به نوشتن نمی‌ره. می‌بینید که هیچی هم ننوشتم. فقط یک گزارش دادم از خودم. توی صفحه‌های اینترنت می‌گردم. شاید مثل خیلی از شماها. دلم لک می‌زنه برای یک چیزی که «آدمم» کنه. ولی کم پیدا میشه. از خوندن اخبار «دیگران» خسته شدم. حالا فلان بازیگر و ورزشکار و سیاستمدار و ... از خوندن و نوشتن درباره دیگران چه چیزی عاید انسانیت من می‌شه؟ اون قسمته که کمیابه و باید دنبالش گشت.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۸
تگ ها :


183- همجنس‌گرایی و هومیوپاتی

سایتهای خبری اطلاع دادن که سر التون جان خواننده معروف بریتانیایی که همجنسگرا هم هست پس از این که انگلستان این مساله رو قانونی کرده –لابد با افتخار- اعلام فرموده که با آقای معشوق قدیمیش عروسی خواهد کرد. البته اینجا از کلمه عروسی هم نمیشه استفاده کرد!

 

همجنسگرایی حداقل در پزشکی هومیوپاتی که من بهش اعتقاد دارم یک بیماری محسوب میشه و داشتن تمایل جنسی به همجنس، نشانه اعوجاج و عدم تعادل در کلیت شخص هست و امری طبیعی محسوب نمیشه. نظام طبیعت بر مبنای تمایل نر و ماده، مذکر و مونث، مرد و زن بنا شده و چیزی که چنین نباشه غیرطبیعیه.

نمیدونم بشر داره به کدوم سمت میره.

ولی فکر میکنم سمت و سوی چندان خوبی نیست و در اغلب زمینهها، داریم به شکلی زندگی میکنیم که هرچه بیشتر کج و معوج بشیم و به جایی برسیم که دیگر نه شیخی بمونه و نه چراغی که بشه به دنبال انسان گشت.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٦
تگ ها :