147- آشنایی با داروهای هومیوپاتی (مرکوریوس Merc)

این هم یک نوشته بدردخور برای افرادی که خیلی وضعشون –خدای ناکرده- وخیمه. داروی مرکوریوس (Mercurius Solubilis) یا Merc، همون جیوه خودمونه (نیترات آمونیم جیوه) که صدالبته به شکل هومیوپاتیک درمیاد.

 

Mercبعضی وقت‌ها در افرادی که وضعشون خیلی خرابه می‌تونه به شکل موثری عمل کنه. اگر مثلا دهنشون آفت زده باشه، چنان وضع رقت‌باری دارن که دهنشون پر زخم‌های عمیق و پیش‌رونده می‌شه.. ضمن این که معمولا همه از بوی تعفن بدن و عرق و دهان این افراد در عذاب هستند. شخص Merc معمولا لباسش لکه‌های زرد ناشی از تعریق داره. (مثلا پیراهنش در نواحی زیر بغل.) شب که می‌خوابه اگر بر فرض آب دهانش روی متکا بریزه، متکا هم لکه‌دار می‌شه!

 

بیمارانی که نیاز به داروی Merc دارند بدجوری به محرک‌های محیطی حساس هستند.  گرما، سرما، غذا، فعالیت، هوای مرطوب،  گرمای بستر، تعریق، ...) همه و همه چیز بدترشون می‌کنه. به هرحال خدا چنین وضعیتی رو نصیبتون نکنه. چون واقعا آدم در شرایطی باشه که هم گرما بدترش کنه، هم سرما، هم عوامل محیطی دیگه و از طرفی تمام ترشحات بدنش بوی خیلی مشمئز کننده بده، ببینید که چه وضعی پیدا می‌کنه!

حتی ممکنه زبان این شخص پر از بار  زرد یا سفید بشه، جای دندون‌هاش روی زبان بمونه و حتا دندون‌هاش لق بشه (که طبیعتا مشکل مربوط به لثه است، نه دندون). جالبه بدونید که لثه‌های چنین شخص بعد از درمان، بدون نیاز به مراجعه به دندانپزشک، قوام پیدا می‌کنه و دوباره دندون‌ها رو محکم نگه می‌داره.

...

از دیگر علائمی که با Merc قابل درمانه می‌شه به موارد زیر اشاره کرد: تب، دردهای استخوانی حین تب،  گلودرد، زخم و مشکلات دهان، کولیک، اسهال خونی، سردرد، سرماخوردگی، افرادی که استعداد ایجاد زخم دارند و .... که در همه این موارد، چنانچه هومیوپات همه علائم شخص رو در نظر بگیره (نه یک علامت رو) و مجموعه اونا مشابه Merc باشه این داروی بسیار مهم و موثر رو تجویز خواهد کرد. این هم یک خاطره درمانی جالب از درمان با Merc.

 

نوشته‌های مرتبط با این مطلب:

بیشترین پرسش‌ها درباره هومیوپاتی اینجا

آب، آب نیست اینجا

آشنایی با داروهای هومیوپاتی (آرنیکا) اینجا

آشنایی با داروهای هومیوپاتی (لچسیس) اینجا

آشنایی با داروهای هومیوپاتی (چمومیلا) اینجا

  

پارسال همین روزها:

زبان، دانش، یک 29-1-83

میان‌بری به نام انسان (1) 2-2-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۳۱
تگ ها :


146- سپاسگزاری آفریده، سپاسگزاری آفریننده

خدایا سپاس!

در زندگی مرا با انسان‌های بسیاری آشنا کرده‌ای که بدون تعریف و تعارف، هرکه را دیدم از من بسیار بهتر بوده و بسیار چیزها به من آموخته. تو شاهدی که هرگز کار بدردخوری برای کسی نکردم، ولی چه بسیار کارها که برایم کردند. تو می‌دانی که آنقدر که محبت دیده‌ام، محبت نکرده‌ام. آنقدر که دوست داشته شده‌ام، دوستی نورزیده‌ام. خدایا سپاس که حتا یک نفر را در مسیر زندگیم قرار ندادی که بسیار چیزها بیشتر از من نداند و آموزگار من نباشد.

 

در طول این همه سال، از زمانی که به خاطر دارم و کودکی دوسه ساله بوده‌ام، تا مدرسه‌ها و دانشگاه و محیط‌های کاری پس از آن، همواره انسان‌های بزرگی را همکلاس و همراه و یاور و دوست و همکارم  کرده‌ای که همه آنها از من بهتر بودند.

چه بسیار از دوستان که چون خواهر و برادر مرا در مسیر پیشرفت بالا بردند و چه بسیار بیگانگان که آشنایم شدند. اگر من متکبر بودم آنان نبودند و اگر من نادان بودم، آنها بسیار چیزها برای آموختن داشتند. اگر من کوچک بودم آنان بزرگ بودند و اگر من مشت می‌بستم آنان آغوش باز می‌کردند و اگر من قدرناشناسم آنان معرفت‌ورزی می‌کنند.

 

خدایا سپاس!

که خانواده‌ای به من داده‌ای که اگر رنج برده‌اند، بر رنج مردمان نیفزوده‌اند و هیچگاه هیچ بدی از آنان نیاموخته‌ام و می‌دانم هیچ خوبی که شایسته آنان باشد نکرده‌ام. با این حال همواره پشتیبان و آموزگارم بوده‌اند. پدر و مادر، برادران و خواهران و فرزندان و همسران‌شان همگی از جنس محبت! و امروز، همسری نیز از جنس بیریایی و پاکی! حتا در این وبلاگ نیز، انسان‌هایی به مراتب بهتر از خودم را به سراغم می‌فرستی تا با حضورشان یا سکوتشان و نظرهاشان، به من بفهمانند که چقدر آموزگار دارم و باید قدرشناس باشم.

 

چه بسیار دعاها که در حق من کرده‌اند و هیچ به من نگفته‌اند و در زندگیم تاثیر گذاشته و چه بسیار صحبت‌های نیک از من به یکدیگر گفته‌اند و آبرویم را خریده‌اند. می‌دانم که بارها بدون آنکه به من اطلاع دهند گره‌ها از کارم گشوده‌اند ... ولی من؟ واقعا چندبار با نیت خالص و فقط برای رضای تو، کاری برای یکی از بندگانت انجام دادم؟!

...

 

(ببخشید دوستان! آدم از فرداش چه خبر داره؟ نخواستم فرصت رو از دست بدم و حسرت به دل بمونم. گفتم تا دیر نشده توی این صفحه ناقابل، که به نوعی تنها رسانه رسمی منه، از همه تشکر کنم. اونقدر خدا به من لطف کرده و انسان‌های بزرگی سر راهم قرار داده که یک تشکر خشک و خالی و یک شکرگزاری چندخطی، حداقل کاریست که می‌شه کرد. امیدوارم همه عزیزانی که در طول سالیان دراز، از کودکی تا حالا، به رشد من کمک کردن و هیچوقت هم من اونقدر آدم نبودم که جبران کنم، این نوشته رو ببینن. همین!)

 

پارسال همین روزها:

کلید 23-1-83

زبان، دانش، یک 20-1-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢۳
تگ ها :


145- افتخاری بزرگ برای هومیوپاتی خاورمیانه و ایران

خوب خدا رو شکر که در هفته جهانی آشنایی با هومیوپاتی، یکی دو تا خبر خیلی خوب هم داریم.

مرکز آموزشی CTCH که تنها مرکز رسمی آموزش هومیوپاتی در منطقه است و بنیانگذارانش ایرانی هستند، موفق شده نماینده رسمی انجمن پزشکی هومیوپاتی (HMA: Homeopathic Medical Association) که در انگلستان هست بشه. این مرکز یکی از چهار مرکز مهم انگلستان هست که هومیوپات ها رو تایید می‌کنه که بتونن کار کنن. بنابراین فارغ التحصیلان مرکز CTCH می‌تونن با این مدرک در انگلستان به عنوان پزشک هومیوپات کار کنند.

CTCH تنها مرکز آموزشی خارج از انگلستانه که موفق به چنین کار بزرگی شده که واقعا جای تبریک و خوشحالی برای جامعه هومیوپاتی و علاقه‌مندان داره.

 

از اونجا که این مرکز نماینده HMA در منطقه شده، علاوه بر علاقه‌مندان به تحصیل که می‌تونند دانشجو بشن، هومیوپات‌ها هم می‌تونند برای گرفتن تایید علمی خودشون به این مرکز مراجعه کنند تا تعیین صلاحیت بشن و بتونن از مدرک معتبر HMA استفاده کنند. (طبعا بررسی صلاحیت کاری با حضور استادان CTCH و نمایندگان اعزامی HMA از خود انگلستان انجام می‌شه.)

 

از اونجا که انگلستان یکی از قطب‌های هومیوپاتی دنیاست، داشتن تاییدیه از چنین کشوری باعث خواهد شد که هومیوپات‌های تاییدشده توسط CTCH در بسیاری از نقاط دنیا  بتونن کار کنن.

جا داره به دست‌اندرکاران این مرکز و کسانی که در انگلستان، هندوستان و امارات برای پیشرفت این کار خیلی زحمت کشیدند، یک خسته نباشید جانانه بگیم و آرزوی پیشرفت هرچه بیشتر برای اونا داشته باشیم.

*

برای اطلاعات بیشتر به این نشانی‌ها نگاهی بندازید:

آخرین خبرنامه CTCH، آوریل 2005

وبلاگ رسمی CTCH

هفته جهانی آشنایی با هومیوپاتی (World Homeopathy Awareness Week -WHAW )

وبلاگ زندگی با هومیوپاتی، خاطرات من

 

 

پارسال همین روزها:

سالروز تولد ساموئل هانمن، بنیانگذار هومیوپاتی 17-1-83 

کلید 23-1-83

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱۸
تگ ها :


144- سیزده بدر و تفکر سیستمی

. بنده از هرچی دفاع که تا به حال درباره تفکر سیستمی و دید کل‌نگر کردم، شرمنده‌ام.

. زنده باد جزءنگری، مرگ بر کل‌نگری. آخه من چطور تا به حال نفهمیده بودم که اجزای بدن انسان به صورت کاملا مستقل از هم هستند؟ چطور نفهمیده بودم که ما انسان‌ها کاملا از همدیگر جداییم؟ چطور نفهمیده بودم که هیچ ارتباطی بین زمین و آب و درخت و هوا و جاندار و بیجان نیست و هرکدوم یک جزیره مستقل هستند؟ چطور نفهمیده بودم که اجزای یک سازمان، کاملا مستقل از هم هستند و برای اصلاح هرکدومشون، اصلا نیازی نیست بقیه قسمت‌ها رو شناخت؟ چقدر باید وقت خودم و دیگران رو می‌گرفتم که باورم بشه؟ واقعا شرمنده‌م.

. داروهای پزشکی رایج مطلقا بدون ضرر هستند. مسکن‌ها، ضدحساسیت‌ها، ضددردها، داروهای مختلف شیمیایی، داروهای روان‌گردان، قرص‌های اعصاب، مواد مخدر، حضرت کورتون، ...، انواع روش‌های زیبایی و دستکاری پوست و برداشتن چربی با جراحی و ... این‌ها هیچ اشکالی ندارند. حتی حدیث داریم که هرکس به مرگ با عوارض داروهای شیمیایی بمیرد، شهید مرده است.

. پس از چندسال مطالعه درباره هومیوپاتی و دیدن افراد بسیاری که از این روش راضی هستند و کاملا سالم و سلامت دارند زندگی می کنند، به موضوع مشکوک شدم و تحقیقات فراوانی کردم. الان مطمئنم که همگی این افراد از هومیوپات‌ها پول گرفتن که دروغ سر هم کنند و معلوم شد که هومیوپات‌ها همگی دروغگو هستند و این افرادی که سالم شدند هم یا خودشون خودبه‌خود سالم شدند یا از قبل هم سالم بودن. پس: بهترین سیستم درمانی، پزشکی جزءنگره و بدترینش، پزشکی‌های کل‌نگر، به‌ویژه هومیوپاتی.

. در دنیا هیچ یگانگی وجود نداره. اگر تا به حال می‌گفتم همه ما یک چیز هستیم و همه بر همدیگر تاثیر و تاثر می‌گذاریم چرت و پرت بوده. اصلا باور نکنید.

. تفکر سیستمی زاییده تخیلات و مهملات افرادیه که نتونستن درک کنن هر سلول و ملکول و ذره‌ای در عالم، کاملا بدون ارتباط با بقیه است و داره برای خودش زندگی می‌کنه. من از اینکه در این دو سه سال پیرو چنین افکار بی‌سروتهی بودم، واقعا شرمنده‌ام.

. من واقعا از این که این همه سعی کردم با نوشته‌هام نشون بدم که باید به جای مبارزه با معلول، به دنبال از‌بین‌بردن علت‌ها بود و این نمی‌شه، مگر با دیدن موضوع به شکل سیستمی، پشیمونم و نمی‌دونم چه‌جوری باید جوابگوی افرادی باشم که این نوشته‌ها رو خوندند و دچار گمراهی شدند.

. کشور ما، سیستماتیک‌ترین کشور دنیاست. هرکی نمی‌فهمه، یا کشور ما رو نمی‌شناسه یا سیستم رو.

. از همه مهمتر، از این که سه چهارماهی هست که متاهل شدم بدجوری پشیمونم و همه جوونا و پیرا رو نصیحت می‌کنم که چنین اشتباهی نکنن.

 

آخیش. سیزدهمون بدر می‌شه این طوری یا نه؟

 

 

پارسال همین روزها:

میان‌بر آموزش کامپیوتر می‌دهد! 10-1-83

سالروز تولد ساموئل هانمن، بنیانگذار هومیوپاتی 17-1-83 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱۱
تگ ها :


143- مورچه و یگانگی

از زندگی انسان‌های بزرگ گاه سخنانی نقل می‌شود که شاید در نگاه اول قابل باور نباشد.

مثلا می‌بینی که علی بزرگ (ع) می‌‌گوید که حاضر نیست در برابر گرفتن حکومت، پر کاهی را از دهان مورچه‌ای به ستم برگیرد. (گفتن این جمله بسیار ساده است. ولی این را مقایسه کنید با بسیاری از افراد دور وبر خودمان که حکومت که سهل است، برای یک درجه ارتقا، سهل است، برای نشاندن یک لقب پشت اسمشان، سهل است ... برای خوردن یک قاشق غذای چرب‌تر در یک میهمانی یا عروسی حاضرند هر زبونی‌ای و کثافتی و دغلکاری را تحمل کنند و از فروریختن جهانی تا شکستن دل کودکی را (که آن نیز جهانی است بزرگ) مرتکب شوند یا شخصی را، گروهی را، شهری را، ...، جهانی را قربانی نمایند.

می‌گویی او علی بود. می‌گویم هرکه بیشتر به مرکز یگانگی عالم پیوند می‌خورد بیشتر این ویژگی‌ها در او بارز می‌شود. از یکی از پیروان راستین امام نقل می‌شود که پس از چله‌نشینی در کوهی به شهر بازمی‌گردد و ناگاه می‌بیند مورچه‌ای به همراه اساس مختصر خود به شهر آورده. دوباره پیاده به کوه می‌رود تا مورچه را به محل زندگی خود برگرداند. (من و تو که حتا زحمت فکرکردن به چنین کاری را نیز به خود نمی‌دهیم.)

آن کس که با یگانه عالم نزدیک‌تر است، چیزی جز او نمی‌بیند. امکان ندارد کسی ادعای توحید کند و نسبت به تمامی موجودات عالم، رفتاری در خور و شایسته احترام نداشته باشد. به سنگ و خاک و حشره و گیاه و حیوان و ... ابراز محبت و احترام نکند ... (هرچند که چنین اشخاصی، دشمنی و دوستی‌شان نیز باز بر مبنای توحید و یگانگی است.)

بنابراین چه دور است آن کسی که ادعای دین و ایمان می‌کند و اهمیتی برای حقوق دیگران قائل نیست. چنین کسی را چه به دم‌زدن از خدا؟ اگر مجنون باشی، خود لیلی، لباس لیلی، حتی کوی لیلی، چشمه‌ای که لیلی از آن آب برمی‌گیرد، همه و همه محترم و مقدس می‌شوند و مگر چیزی هست که رنگ و بوی لیلی در آن نباشد؟ مجنون نیستیم!


پارسال همین روزها:
آب، آب نیست! (داروهای هومیوپاتی) 3-1-83
میان‌بر آموزش کامپیوتر می‌دهد! 10-1-83

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٥
تگ ها :