114- آشنایی با داروهای هومیوپاتی (لچسیس)

lach

منبع تصویر: اینجا

این دارو با نام اختصاری (Lach) که لاکسیس هم گفته می‌شود، از زهر ماری به همین نام (Lachesis Muta) به شکل هومیوپاتیک و بی‌خطر تهیه می‌شود. افراد Lachesis (یعنی افرادی که مشابه این دارو هستند و در نتیجه با خوردن آن خوب می‌شوند) علائم بسیار جالبی دارند:

 

این دارو، داروی بسیار خوبی برای مشکلات گردش خونی می‌باشد.  تپش قلب، تنگی نفس، احساس خفگی، بنفش‌شدن پوست ... از جمله این علائم هستند که حین و بعد از خواب بدتر می‌شوند. افراد Lach نمی‌توانند لباس تنگ را تحمل کنند. مرد Lach کراوات نمی‌زند، دکمه یقه خود را نمی‌بندد یا به عنوان مثال زن Lach نمی‌تواند گره روسری را تحمل کند. همچنین است بسته دکمه آستین یا بستن ساعت مچی ....  این افراد با بلع مشکل دارند و معمولا گلویشان درد می‌کند. لچسیس‌ها خواب مار، خواب خفگی و خواب‌های ترسناک می‌ببینند. پرحرفی، تندتند و جویده حرف‌زدن و آسمان و ریسمان بافتن و دست‌پاچگی و عجله در همه کارها در آنها دیده می‌شود.

 

Lachها ممکن است خودخواه، حسود و انتقام‌جو باشند. مثلا خانم‌های این دسته، ممکن است خود را بیارایند و در مجالس خودنمایی و پرحرفی کنند. خصوصا خانم‌هایی که رقیب دارند ممکن است دچار علائم Lachesis بشوند و برای جلب توجه دیگران، از پوشیدن لباس‌های عجیب و غریب و نامتناسب با سن و سال و پرحرفی و شیرین‌زبانی هم ابا نکنند. همچنین این دارو، برای مشکلات یائسگی بسیار مناسب است.

مثال: خانم میانسالی را در نظر بگیرید که به‌تازگی یائسه شده و مشکلات خاص جسمی دارد. در همین حین، پسرش ازدواج می‌کند و عروس جوان (رقیب تازه) وارد خانه می‌شود. مادر آن پسر، ممکن است دچار وضعیت Lach شود. خودخواه، حسود، خودآرا، پرحرف و ... به همراه مشکلات خاص گردش خونی و روحی که برای زنان یائسه رخ می‌دهد .... در این حالت تجویز Lach این مشکلات را مرتفع خواهد کرد.

طبعا افرادی که درمان مناسب هومیوپاتی دریافت نکنند ممکن است در این وضعیت پیشرفت کنند و دچار مالیخولیای مذهبی شوند. شخص یکباره اهل مدیتیشن و عرفان و مسجد می‌شود و با پیشرفت بیماری ممکن است دچار یاس و ناامیدی و غصه و نهایتا بیزاری از همه‌چیز بشود. البته این‌ها بخشی از علائم این داروست ....

 

به نظر شما، پزشکی رایج با دید جزء‌نگر خود برای چنین بیمارانی چه می‌تواند بکند؟ جز این که برای هریک از صدها علامت ممکن چنین افرادی، او را پیش متخصص همان علامت بفرستد؟ همان‌طور که در بیش از 100 نوشته گفته‌ام، «سیستم» را باید با «نگاه سیستمی» شناخت و درمان کرد و انسان یکی از شگفت‌آورترین سیستم‌هاست. می‌بینیم که تصویر همه علائم فوق، مشابه یک دارو شده است که با تجویز و تشخیص درست از سوی یک هومیوپات خبره، منجر به درمانی پایدار و بی‌خطر خواهد شد و چنین مقولاتی است که هومیوپاتی را بیش از پیش زیبا می‌کند!

 

پاورقی1: خوانندگان گرامی، لطفا راه نیفتید بین مردم دنبال Lach بگردید! نکات باریک‌تر از موی فراوانی هست که در صورت تحصیل هومیوپاتی خواهید دانست.

پاورقی 2: مطلب مرتبط (شماره 95، آشنایی با داروی آرنیکا)

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۳۱
تگ ها :


113- خواب، تئوری نسبیت و مرگ

time

مرجع تصویر: اینجا

 

گاه با خود فکر می‌کنم که شاید خواب دلیلی دیگر بر صحت تئوری نسبیت انیشتین باشد. می‌دانید که از نظر نسبیت، «زمان» یک امر نسبی است. برخلاف نظریات امثال نیوتن که جهان را یک ماشین محاسبه‌پذیر می‌دانستند و تا قرن نوزدهم اغلب متفکران و دانشمندان، با دماغ‌های پر از باد چنین تصور می‌کردند که اگر وضعیت امروز جهان را بدانیم، وضعیت فردا را نیز خواهیم دانست، تئوری‌های نسبیت و کوانتوم (در اوائل قرن بیستم) چنان ضربه‌ای به دیدگاه نیوتن و لاپلاس و دکارت ... زدند که آن نظریات دیگر قد راست نکردند .... می‌دانید که اگر شخصی بر فرض به فضا برود (هرچه سرعت سفینه او به سرعت نور نزدیک‌تر باشد) زمان برایش کندتر خواهد گذشت. مثلا وقتی او به زمین بازمی‌گردد شاید همه بستگانش فوت کرده باشند. چرا که زمانی که بر او گذشته چندسال بیش نیست، حال آنکه در کره زمین صدها سال گذشته.

 

از موضوع دور نشویم. چندی پیش دوستم پشت فرمان خودرو خوابش برد. (شاید یک یا دو ثانیه برای دنیای ما طول کشید. یعنی برای دنیای من که کنار او در خودرو نشسته بودم!) بعد که سراسیمه چشم باز کرد فهمیدم که در این یکی دو ثانیه خواب هم دیده و در خواب کلی اتفاق برایش افتاده!

دقت کنید! این موضوع سرسری نیست. این نشان می‌دهد که در دنیای خواب او، ساعت از جنس ساعت زمینی نبوده .... هوم؟ توجه کنید که جسم او در خودرو، کنار من، در زمین بوده. برخی دانشمندان –خصوصا افرادی که به دنیای غیرماده و عالم غیب معتقدند- پدیده شگفت‌انگیز خواب را، دری رو به ماورای دنیای ماده می‌دانند و معتقدند که ماده نمی‌تواند خواب ببیند و عوالمی را مشاهده کند که در گذشته یا آینده‌ای دور اتفاق می‌افتد و صحت هم دارد. خصوصا با پیچیدگی شگفت‌انگیز خواب و عوالم مربوط به آن که رشته‌اش سر درازی دارد. چگونه است که جسم مادی که در خواب از خود بیخود است می‌تواند به جهان‌هایی برود که از آن اطلاعی ندارد ....؟

 

و آیا این سخن پیامبر بسیار جالب نیست که می‌فرماید: «مردمان خوابند و وقتی می‌میرند، بیدار می‌شوند.»؟ شاید حیات ما در این کره خاکی، مانند همان چشم‌بر‌هم‌زدن دوست من پشت فرمان خودرو باشد! دمی خواب جنینی در رحم زمین! و آماده‌شدن برای چشم‌بازکردن در دنیایی دیگر .... شاید به گفته مولانا ما مانند میوه خام هستیم که به درخت زمین چسبیده‌ایم و وقتی می‌رسیم از درخت این دنیا کنده می‌شویم، چرا که دیگر زمان چسبیدن به دنیا نیست:

سخت‌گیری و تعصب، خامی است

تا جنینی، کار، خون‌آشامی است

 

دوست خوبم یاسر نیز پیوند علمی جالبی برایم فرستاده که به خواندنش می‌ارزد. (پاسخ به ده سوال بزرگ درباره هستی که دهمین مورد درباره خواب است.) تکمیل: ظاهرا بعضی‌ها این نوشته علمی رو نمی‌بینند. چون فیلتر شده! دوست خوبم علی در وبلاگش این مطلب رو به طور کامل کپی کرده که می‌تونید ببینید.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢٦
تگ ها :


112- حیلت رها کن عاشقا!

karimi

منبع عکس: روزنامه شرق

در این روزگار حساب و کتاب و دودوتا چهارتا بازی‌های مزخرف، که حتا دانشگاه نه مکان کسب دانش، که مکان آموختن چیزی است که تو را به سمت یک شغل بهتر هل بدهد!، کم و بیش از آن عاشق بی‌حیلت خوانده بودم و شنیده بودم، چندروزی است که از میان ما رفته. یادش گرامی باد! نگاه کنید به این پیوندها: وبلاگ آلپر 1 و 2، وب‌سایت روزنامه شرق، وب‌سایت بی‌بی‌سی، خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری ایلنا، سایت‌های دیگر ... و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو ا... .

 

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو!

و اندر دل آتش درآ ! پروانه شو، پروانه شو!

---

هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن

وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو، هم خانه شو!

---

رو سینه را چون سینه‌ها، هفت‌آب شوی از کینه‌ها

وانگه شراب عشق را، پیمانه شو ، پیمانه شو!

---

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی، مستانه شو، مستانه شو!

---

بنواخت نور مصطفی، آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی، حنانه شو، حنانه شو!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٩
تگ ها :


111- دكتر محمود حسابي

هفته پيش حداقل چهاربار كتاب «استاد عشق» را خواندم. كتابي است به صورت بسيارفشرده از زندگاني زنده‌ياد دكتر محمود حسابي پدر مهندسي نوين و فيزيك ايران، به قلم فرزند ايشان ايرج حسابي. البته تشويق دوتن از دوستان، يكي ماه‌ها پيش و ديگري چندهفته پيش در مطالعه اين كتاب بسيار موثر بود.

در اين باره بيشتر خواهم گفت.

اما خواندن چنين كتابي آدمي را بسيار از خود شرمنده مي‌كند! اين كه مي‌بيني شخصي در اوج دشواري زندگي كه حتا گاه نان شب هم نداشته بخورد، در ده‌ها رشته مختلف (ادبيات، مهندسي‌هاي گوناگون، پزشكي، نجوم، فيزيك، ...) تحصيل كرده و همكاري با شخصي مانند انيشتين را رها كرده تا به كشورش خدمت كند و در زماني كه كسي هر را از بر تشخيص نمي‌داده چقدر مجاهدت كرده تا دانشگاه تهران تاسيس شود و هشت نه زبان را صحبت مي‌كرده و از سوي ديگر، آنقدر جامع بوده كه از طرفي دستيار انيشتين مي‌شود و از طرفي استادي در موسيقي و از سوي ديگر براي فرزندش ديوان حافظ تدريس كند و اين تدريس پنج سال و نيم به طول انجاميده ...!

و در عين حال بسيار فروتن و بزرگ‌منش و آقا! با صفاتي بسيار عجيب كه در مردمان اين روزگار كمتر مي‌بينيم.

...

خودتان بايد اين كتاب را بخوانيد. باشد كه روزي زندگاني تك‌تك ما را كتاب كنند.

...

با اجازه دوست انديشمند و باذوقمان ديونسيوس قالب وبلاگ را دوباره به حالت قبل برگرداندم. قالب زيياي دوسه ماه اخير هديه ارزشمندي از جانب او بود. بسياري از آن خوششان آمده بود، اما برخي دوستان با اين قالب جديد، مشكل خواندن داشتند. ديونسيوس هم رهاتر از اين قيود است كه خم به ابرو بياورد. بنابراين روز از نو، روزي از نو!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٢
تگ ها :


110- جهان nبعدي

چطوري مي‌شه براي كسي كه –گيرم الان زنده باشه- ولي در دنياي صد و دويست و هزارسال پيش زندگي مي‌كنه، گفت كه مثلا الان يك معضلي به اسم «ويروس اينترنتي» هست كه ساليانه ميليون‌ها دلار خسارت وارد مي‌كنه؟ چطور مي‌شه براش گفت كه بچه‌هاي امروزي به بازي‌هاي كامپيوتري معتاد شده‌اند؟ اصلا چطور مي‌شه توضيح داد كه بخش بزرگي از تبادلات مالي دنيا، به خاطر جابجايي اطلاعات و آگاهي‌هاست، نه تبادل بار و جنس و محموله و كار بدني .... (متاسفانه خيلي از مديران كشور ما در همين رده قرار مي‌گيرند!!)

 

خيلي از مسائلي كه براي قشر تحصيلكرده امروز بسيار راحت درك مي‌شه، براي پدر و مادر اون‌ها، يا حتا همكلاسي دبيرستاني اون‌ها شايد درك نشه، و به همين نسبت، براي نابغه‌اي كه ده‌ها سال جلوتر از من و شما رو مي‌بينه، مسائلي وجود داره كه اصلا براي ما قابل فهم  نيست. دنياي او، دنيايي است شگفت‌آورتر و زيباتر و پيچيده‌تر ....

 

شايد روزي برسه كه پيشرفت‌هاي امروزي، در نظر انسان‌هايي هوشمندتر، به مثابه اسباب‌بازي‌هاي بچگانه‌ دربياد. سهم ما از دانش زياد نيست و جهان، به تعبير بزرگي، يعني دانش انباشته بر روي هم.

...

بگذريم. آخرش هم اون چيزي نشد كه مي‌خواستم.

انسان‌ها هرچه ابعاد وجودي بيشتري پيدا مي‌كنند، ابعاد بيشتري از هستي رو درك مي‌كنن. مثال جالبي داره دكتر ناصري در كتاب «صفر»، كه از تفاوت‌ها در جهان‌هاي nبعدي صحبت مي‌كنه. مثلا موجوداتي كه در جهاني دوبعدي (مثل كاغذ) زندگي مي‌كنند، هيچگاه يك كره (جسم 3بعدي) رو نمي‌تونن درك كنن و اگر كره، از يك كاغذ عبور كنه، اون‌ها اول يك نقطه مي‌بينن كه به تدريج يك دايره مي‌شه و در نهايت دوباره مي‌شه يك نقطه و غيب مي‌شه! دانشمندان اون جهان دوبعدي در حيرت باقي خواهند ماند! ظاهرا فيزيك كوانتوم وجود جهان‌های موازی رو رد نمی‌كنه. راستی گفتم فيزيك، بد نيست اين دو خبر بسيار مهم در حوزه فيزيك مدرن رو بخونيد. بسيار جالب هستن: ۱ و ۲.

مغز ما تنها جهان 3بعدي رو درك مي‌كنه. آيا گام‌هاي بعدي در دانش، منجر به درك ديگر ابعاد خواهد شد؟ ...

آه! راستي يكم شهريور، روز پزشك هم مبارك! خيلي زود يكسال از نوشته جنجالي پيشين من در اين باره گذشت. هرچند كه اون نوشته نياز به كمی بازنويسی هم داره. راستی روز مهندس داريم يا نه؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٥
تگ ها :