109- پاسخ به چند پرسش درباره نوشته 108

س-  من به يك هوميوپات مراجعه كرده‌ام و او اصلا به كتاب مراجعه نكرده و دارو به من داده. اين با حرف شما نمي‌خواند. لطفا توضيح دهيد.

ج- چند حالت ممكن است پيش آمده باشد:

1- هوميوپات جزء آن دسته‌اي است كه ترجيح مي‌دهند به محفوظات تكيه كنند. در اين روش شخص به احتمال بسيار فراوان در تشخيص داروي شما دچار اشتباه خواهد شد.

2- شما يك بيماري حاد گرفته‌ايد كه علائم بسيار مشخصي دارد. (مثلا آفتاب‌زدگي با علائمي بسيار مشخص.) چون داروهاي آفتاب‌زدگي سه چهار داروي خاص هستند، هوميوپات نياز به مراجعه به كتاب ندارد. بلافاصله علائم شما را با يكي از آن سه چهار دارو تطبيق مي‌دهد و داروي مناسب را انتخاب مي‌كند.

3- هوميوپات شما را به سالن انتظار مي‌فرستد و مي‌گويد صبر كنيد تا داروي شما را تهيه كنم. زماني كه شما بيرون مي‌رويد، او به كتاب‌ها مراجعه مي‌كند و داروي شما را تهيه مي‌‌كند. بنابراين شما مراجعه وي به كتاب را نمي‌بينيد.

4- هوميوپات از نرم‌افزارهاي اين كتاب‌ها استفاده مي‌كند. بنابراين باز شما ممكن است كتابي نبينيد.

5- هوميوپات بسياربسيار متبحر است و نيازي به استفاده از كتاب ندارد. (بسيار نادر است و احتمال بسيار كمي دارد كه چنين كسي را ببينيد.)

 

س- خود بنيانگذار هوميوپاتي (دكتر هانمن) چي مي‌كرده؟ او كه چنين كتاب‌هايي نداشته است.

ج- بلي. هانمن شخصا 100 داروي بسيارمهم هوميوپاتي را كشف كرده و علائم آنها را شناسايي نموده است و در طول دويست سال اخير داروها به 5000 رسيده. بنابراين او انتخاب‌هاي كمتري داشته و در ثاني چون خودش آن داروها را بررسي كرده تبحر بسيار زيادي بر آنها داشته. عملا خودش كتاب ناطق بوده و نيازي به استفاده از كتاب نداشته. (البته در سال‌هاي پاياني عمر كه هم كهولت سن داشته و هم گستره داروها بيشتر مي‌شده، براي خود رپرتوري ساده‌اي ساخته است.)

 

س- خوب اين داروهاي مشابه كه به بيمار داده مي‌شود، يعني اين كه در او توليد بيماري مي‌كند. اين كار منجر به عوارض (Side effect) نمي‌شود؟

ج- همانطور كه در نوشته‌هاي پيشين ‌گفته‌ام:

1- داروهاي هوميوپاتي عوارض شيميايي ندارند.(نوشته شماره  85)

2- براي درمان، نياز به دار داريم و دارو خود، يك عامل بيماريزا داريم. (نوشته شماره 105)

3- در هوميوپاتي دوز بسيار ناچيز (در حد صفر) و دارو مشابه است. تجربه نشان مي‌دهد كه اين امر منجر به درماني ملايم، پايدار و هميشگي مي‌شود.

 

س- انتخاب داروي صحيح از بين آن چندميليون حالت كه شما گفتيد، آن هم از روي كتاب، سخت نيست؟ چرا از كامپيوتر استفاده نمي‌شود؟

ج- متدولوژي (روش‌شناسي) انتخاب داروي صحيح بسيار دشوار است، اما وقتي بر متدولوژي مسلط باشيد، يافتن خود دارو چندان دشوار نيست. (همان روش‌شناسي است كه هوميوپات را هوميوپات مي‌كند، وگرنه هركسي مي‌توانست شخصا اقدام به تشخيص داروي مشابه كند!) بايد روش استخراج علائم و يافتن داروي مشابه را بدانيد. بلي. از آنجا كه با يك بانك اطلاعات سر و كار داريم، كتب هوميوپاتي به شكل نرم‌افزار هم درآمده‌اند و بعضي افراد از نرم‌افزار استفاده مي‌كنند و برخي از كتاب.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۳٠
تگ ها :


108- حل مساله: چگونه مشابه پيدا مي‌شود؟

قبلا گفته‌ام كه تمام اساس هوميوپاتي، در يافتن داروي مشابه بيماري است. يعني هوميوپات نهايت تلاش خود را بكار مي‌برد تا دارويي «مشابه» بيمار بيابد و او را براي «هميشه» و به طور «دائمي» درمان نمايد. (مثلا اگر كسي سردرد دارد، هوميوپات دارويي به او مي‌دهد كه اگر به فرد سالم داده شود، در آن فرد سالم، عينا چنان سردردي ايجاد خواهد شد.)

اما چگونه؟ اين كار با عملي به نام رپرتوري (Repertory) انجام مي‌شود.

 

هر دارويي، صدها و حتي هزاران علامت ايجاد/درمان مي‌كند. مثلا داروي A، قادر به ايجاد (و درمان) علائم زير است: سردرد صبحگاهي در سمت چپ سر، ترس از تاريكي، ديدن اشباح، بينايي ضعيف، تعريق مداوم، بوي بد دهان، لثه خونريزي‌دهنده، پوست چرب، نفخ، سوءهاضمه، بيقراري، تشنگي دائمي ...)

بعضي از داروهاي هوميوپاتي تا 4000 و اندي علامت ايجاد/درمان مي‌كنند. حال اين عدد را در 5000 داروي هوميوپاتي ضرب كنيد! ميليون‌ها تركيب محتمل ايجاد مي‌شود.

 

وقتي شما به هوميوپات مراجعه مي‌كنيد و مشكلات خود را بيان مي‌كنيد او طبق اصولي تشخيص مي‌دهد كه آن علائمي كه بايد درمان شوند x1 و x2 و x3  و ... و x10 هستند. (مثلا تپش قلب، بي‌حالي، تعريق شبانه، سرمايي‌بودن، خنده‌هاي بي‌مورد، ضعف شديد، ريزش مو...) حال بايد دارويي يافت كه هر ده تاي اين علائم را بتواند ايجاد كند. يعني كاملا مشابه شما باشد.

 

هوميوپات به كتاب‌هاي رپرتوري مراجعه مي‌كند. (مانند اين كتاب.) در كتب رپرتوري فهرست همه علائم محتمل و شناخته‌شده آمده و جلوي هر علامتي، داروهايي كه آن را درمان مي‌كنند نوشته شده است. مثلا علامت x1 شما را داروهاي a1 و a2 و a3 درمان مي‌كنند؛ علامت x2 را داروهاي a1 و a10، علامت x3 را داروي a4 و الي‌آخر. در نهايت هوميوپات مي‌بيند كه مثلا داروي Sulph علامت‌هاي اول و سوم شما را دارد، ولي چهارمي را ندارد. داروي مثلا Lyc هفت تا از اين ده‌تا را مي‌پوشاند، ولي سه‌تاي ديگر را نه... بالاخره دارويي را اننخاب مي‌كند كه بيشترين شباهت را دارد. (البته در اين كار، نكات پيچيده و بسيار ظريفي وجود دارد كه در اين مقال نمي‌گنجد.)

 

از آنجا كه هيچ حافظه‌اي نمي‌تواند تمام تركيبات ممكن (5000 دارو ضربدر حداقل 1000 علامت) را در خود نگهداري كند، يك هوميوپات باوجدان حتما بايد به كتاب مراجعه كند تا در انتخاب علائم اشتباه نكند. اين امر نه‌تنها دليل بي‌سوادي هوميوپات نيست، بلكه نشانه وجدان و آگاهي او در شناخت علائم بيمار و تجويز داروي صحيح مي‌باشد. مهارت واقعي هوميوپات، در تشخيص علائم صحيح است. اين كه كدام علائم شما واقعا بايد انتخاب و درمان شوند، چگونه، با چه دوز و قدرتي، كي بايد قطع شوند، كي بايد عوض شوند و .... و البته صدها نكته باريك‌تر از مو اينجاست كه ... بماند!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٢
تگ ها :


107- Login Name & Password Please

1. ديشب پول لازم داشتم، كارت اعتباري رو گذاشتم توي دستگاه. رمز ورود رو زدم و ادامه ماجرا. ميرم خونه. يك كليد در اصلي. يك كليد در بعدي.

 

2. سيم‌كارت موبايلم يك رمز ورود داره. خود گوشي‌م هم يكدونه ديگه. (آخه گوشي قبليم رو دزديدن. يكي خريدم كه بشه روش رمز گذاشت كه دزد گوشي ضايع شه و نتونه كاري باهاش بكنه.)

 

3. از خونه بيرون ميام. كليد ميندازم كه در قفل شه. خدا رو شكر ماشين ندارم. كليدش رو هم بنابراين ندارم. ماشين نداشته‌م دزدگيري چيزي هم نداره.

 

4. ميام سر كار. در اتاقم رو كليد ميندازم  كه باز كنم. صندوق نامه‌هاي رسيده هم يك كليد ديگه. دوتا كشو و كمد با اطلاعات مهم. دوتا كليد ديگه.

 

5. ويندوز بالا مياد. كامپيوتر اشتراكيه و ويندوز، XP. بنابراين يك رمز ورود هم اينجا لازمه. اگر بخوام از Outlook استفاده ديگري بكنم، يك رمز ديگه هم اضافه مي‌شه.

 

6. صبحه و  حداقل 80 درصد ارتباطات ما با اينترنت. شركت دوتا ايميل رسمي داره. بايد باز كنم و ببينم. دو تا رمز. بعدش ايميل‌هاي گروه‌هاي علمي كه توشيم. دوتاي ديگه.

ايميل‌هاي شخصي خودم كه هركدوم براي يك كار جدا هستند، 5 تا. ياهو مسنجر. دو تا ايميل اصلي.

خوندن بعضي روزنامه‌هاي خارجي. چند تا رمز ديگه. بخوام مطلب براي صبحانه بفرستم (كه مدتيه قطع هم شده) يكي ديگه. تازه من شانس آوردم كه فيلتر ندارم. وگرنه لابد نرم‌افزار فيلترشكن هم يك رمز ديگه ازم می‌خواست.

 

7. مي‌خوام يك آهنگ رو مستقيما از اينترنت گوش كنم. RealPlayer قاطي كرده. بايد دوباره نصبش كنم. Serial Number و يك سري بدبختي ديگه. مي‌گه يك بار ديگه اطلاعاتت رو ثبت كن ... ميرم توي ايميل Gmail. چند پيام جديد و چند تا دوست از اوركات. يكی ديگه ...

 

8. هر سايت ننه‌قمري هم كه سر مي‌زني هنوز مطلب توش نداره، ولی يك جورهايي ازت يك ايميل مي‌خواد و رمز و عضوشدن كه مي‌شه قوز بالا قوز. بدون اينترنت هم كه واقعا نمي‌شه زندگي كرد!

 

9. آهان. داشت يادم مي‌رفت. بعضي از فايل‌هاي روي دستگاه خيلي مهمه. اطلاعات شركته. براي محافظت اون‌ها از چشم ناباب و ويروس‌هاي ارجمند و خصوصا Trojanهاي دزد، پنج شش تا رمز ديگه هم اضافه مي‌شه. ايميل‌هاي شخصي و دوستانه و عاشقانه و عارفانه دوستان رو هم كه صرفا براي من نوشتن، نبايد كسي ببينه. بنابراين اون‌ها هم .... بعد مي‌گن چرا حواست پرته!

 

كي مي‌شه از زير بار كليدها و رمزهاي زوركي خلاص شد و يك نفس راحت كشيد؟ چرا بايد اين‌همه مجبور باشی به فكر امنيت باشي؟ خدايا منعمم گردان، به درويشی و خرسندي! خلاص!

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٥
تگ ها :


106- حلقه‌ها در سيستم

Peter Senge در شاهكار خود پنجمين فرمان، از دو حلقه مهم در سيستم‌ها صحبت مي‌كند. حلقه تقويتي و حلقه كنترلي.

 

حلقه تقويتي: همواره در سيستم حلقه‌هايي ايجاد مي‌شود كه باعث تسريع يك امر مي‌شود كه لزوما جهت  اين تسريع مثبت نيست.

مثال: فرض كنيد كه در يك جمع كوچك، دو نفر بي‌ملاحظه يا حتي كم‌شنوا بلندبلند با هم صحبت كنند. بقيه به خاطر اين كه صداي يكديگر را نمي‌شنوند نيز مجبورند بلندتر و بلندتر صحبت كنند و ... بعد از چند دقيقه همهمه‌اي در آن جمع پديد مي‌آيد كه ديگر نمي‌توان درستش كرد. يك گلوله برفي كوچك كه از سراشيبي پايين مي‌آيد، مي‌تواند به يك بهمن مخرب تبديل شود. يك سازمان در حال شكست/موفقيت روي مشتريان خود تاثير منفي/مثبت مي‌گذارد و اين روند تقويت مي‌شود و مشتريان كمتر/بيشتري به آن سازمان مراجعه مي‌كنند و سازمان در روند شكست/موفقيت خود بيشتر پيش مي‌رود. يك بيماري رو به وخامت يا رو به بهبود نيز چنين وضعي دارد.

(خواننده اين وبلاگ، حتما حواسش به حلقه‌هاي تقويتي كشور خودمان هست. من مي‌خواهم كاري انجام دهم، مخاطب من با توسل به يك «آشنا» جلوي كار مرا مي‌گيرد، من يك «آشناي» قوي‌تر پيدا مي‌كنم كه حال او را بگيرم، ...، «پارتي‌بازي» زاييده مي‌شود و مي‌شود يك معضل فراگير! البته اين فقط يك حلقه است.)

 

حلقه كنترل: همواره در سيستم، حلقه‌هاي كنترلي ايجاد مي‌شود كه مانع رشد (منفي يا مثبت ) مي‌گردد. مثال:

تمام سيستم‌هاي طبيعي: بدن انسان صدها حلقه كنترل دارد. تعريق، دفع، تنفس، گرسنگي و تشنگي، فشار خون، خواب و بيداري، كنترل دائمي يون‌هاي حياتي براي بدن ...

تمام چيزهاي هدفمند: ماشين‌ها (گاز، ترمز، فرمان، ...)

 

Peter Senge نشان مي‌دهد كه آنچه كه براي مديران يك سازمان بسيار مهم است و بايد بدانند آنست كه براي حل مشكلات سازمان بايد حلقه‌هاي كنترلي را بشناسند تا بتوانند مشكلات سيستم را برطرف كنند.

(چنين است كه مي‌گويم براي ساختن جامعه سالم، نخست بايد خود را ساخت. تمركز بر حلقه‌هاي كنترل، با پزشكي مورد علاقه من يعني هوميوپاتي هم رابطه مستقيمي دارد كه در گذشته به آن پرداخته‌ام و باز هم خواهم گفت.)

 

بحث امروز كمي تخصصي شد و من هم كه به طور معمول نمي‌توانم زياده‌نويس باشم و فشرده و مختصر مي‌نويسم. لطفا به اصل كتاب نيز مراجعه فرماييد. درك اين حلقه‌ها براي هركسي كه علاقه‌مند به بهبود يك سيستم است، چه مثل من مهندس صنايع باشد، چه مدير، چه پزشك، چه يك دانشجوي علاقه‌مند به بهبود وضعيت جامعه و ... لازم است.

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٩
تگ ها :


105- دارو چيست؟

يكي از نكات بسيار بسيار جالب پزشكي ( كه لزوما اختصاصي به هوميوپاتي هم ندارد)‌ تعريف داروست. به نظر شما دارو چيست؟ هوم؟ يك چيز خوب؟ يك ماده شفابخش عجيب و غريب؟ آب حيات؟

 

جالب است كه بدانيد از ديد هوميوپاتي، دارو چيزي است كه بتواند در فرد سالم، توليد بيماري كند! پزشكي رايج هم همين را مي‌گويد. مي‌گويد كه دارو سمي است كه چنانچه به مقدار مناسب و در زمان مناسب تجويز شود شفابخش است.)

به همين خاطر ما به «آب» دارو نمي‌گوييم. چون آدم سالم با خوردن آب، دچار بيماري خاصي نمي‌شود. يا مثلا به «نان» دارو نمي‌گوييم.

ولي زهر مار و زنبور و ساير حشرات، سموم مختلف، چايي و قهوه، مواد مخدر، گياهان مختلف، بافت‌هاي بدن جانوران و حتي انسان، ... همگي در شخص توليد علائم مي‌كنند. بنابراين در صورت استفاده صحيح مي‌توانند به عنوان دارو استفاده شوند و شفابخش هم باشند.

بنابراين مي‌بينيد كه مواد بسيار مهلك و خطرناك مانند سموم مختلف، زهرها، مواد مخدر، كاني‌هاي مختلف و ... جزو مواد اوليه داروسازي هستند. (دقت كنيد كه اين مواد به شكل اصلي و خام خود استفاده نمي‌شوند.)

 

در هوميوپاتي (مشابه‌درماني)، استفاده از اين سموم به شكل مشابه است. يعني دارويي به فرد بيمار مي‌دهيم كه اگر به فرد سالم بدهيم، مثل همان بيمار از خود علائم نشان خواهد داد! (ماده به شكل هوميوپاتيك داده مي‌شود. به نوشته شماره 85 نگاه كنيد.)

 

يكي از جلوه‌هاي شگفت‌انگيز آفرينش اينچنين خود را نشان مي‌دهد: اگر مواد بيماري‌زا در طبيعت موجود نبودند، ما هيچ راهي براي درمان بيماري‌ها نداشتيم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢
تگ ها :