99- مارمولک

marmoolak

واکنش‌ها بسیار متفاوت است، ولی تمام فیلم یک طرف و آن منبررفتن عرفانی برای زندانیان یک طرف!

 

«... درست که درهای زندان به روی شما بسته شده، ولی در رحمت خداوند همیشه باز است!

خداوند که فقط خدای آدم‌های خوب نیست،

خدای آدم‌های بد هم هست.

خداوند End رحمت است!

خداوند End چشم‌پوشی است،

خداوند End بی‌خیال‌شدن است،

خداوند End رفاقت است...

و رفیق خوب، همه‌چیزش را برای رفاقت می‌دهد ....

و فی‌الواقع،

تنها خداست که میان بندگانش فرق نمی‌گذارد...»

 

من چه کار دارم که زید و عمرو نسبت به این فیلم چه نظری دارند! در خانه اگر کس است،‌ یک حرف بس است! من با آن درهای باز خوشم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۳٠
تگ ها :


98- از Patch ويندوز تا درمان هوميوپاتي

لابد ديده‌ايد كه هرچند وقت يكبار يك مشكل امنيتي (حفره، سوراخ‌سنبه ...!) در ويندوز كشف مي‌شود و شركت مايكروسافت براي اصلاح آن اقدام به انتشار وصله (Patch) مي‌نمايد. اگر ويروس‌نويسان عزيز و كاركشته زحمت نكشند طبعا اين اشكالات هرگز آشكار نمي‌شود و در نتيجه ويندوز نيز تكميل‌تر و بهتر نمي‌شود. ويروس‌هاي مهم يكسال اخير يعني MS-Blast و Sasser كه سرشان را مي‌انداختند پايين و خيلي محترمانه از اين سوراخ‌ها وارد كامپيوتر مي‌شدند، حداقل حسن‌شان «آشكارسازي» مشكلات نهفته ويندوز بود.

خوب. حالا از اين تشبيه استفاده كنيم و برويم سراغ تفاوت هوميوپاتي و پزشكي رايج در درمان بيماري‌ها:

حقيقت اين است كه اين باكتري و ويروس و گرده گل و ... در حقيقت مصاديق لطف هستند. چون اگر نبودند معلوم نمي‌شد كه بدن ما دچار مشكل شده. علائم بيماري هم مصداق لطف هستند! چون اگر بيماري علامت ايجاد نمي‌كرد قابل درمان و تشخيص نمي‌بود!

در هوميوپاتي، مشكل اصلي را ويروس و ميكروب و ... نمي‌دانيم. اين‌ها مهمند، ولي در حقيقت بيشتر «آشكارساز» هستند تا عامل اصلي. ببينيد! ويروس سرماخوردگي در هواي يك اداره منتشر است. ولي چرا همه سرما نمي‌خورند؟ اگر همه‌كاره ويروس است خوب بايد همه سرما بخورند ديگر. وقتي يك اپيدمي مي‌آيد، حتي اگر بسيار مهلك باشد، «درصدي» مبتلا مي‌شوند، نه همه. وقتي از يك باغ گل عبور مي‌كنيم، عده‌اي ممكن است دچار عطسه يا سرفه يا حتا علائم شديدتر شوند، (آلرژي) نه همه!

تفاوت اين دو دسته چيست؟

رايج است كه مي‌گوييم عده‌اي استعداد دارند و عده‌اي ندارند. بلي. تعبيري درست است.

هوميوپاتي مي‌گويد: گروهي «بيمار» هستند و سيستم بدنشان دچار «عدم تعادل» است و گروهي سالم هستند. (گروهي ويندوز با حفره هستند و گروهي ويندوز با ديواره محكم!)

هوميوپاتي دست روي همين استعدادها مي‌گذارد، با متعادل‌كردن بدن و پركردن اين حفره‌هاي مشكل‌دار به شخص سلامت دائمي مي‌دهد.

به نوشته‌هاي پيشين من درباره درمان‌هاي «مقطعي»‌ و «مسكن» نگاه كنيد. هوميوپاتي براي هميشه شما را از آن مشكل رهايي مي‌بخشد. مسكن‌ها به طور موقت كار مي‌كنند. (نگاه كنيد به نوشته‌هاي 27، 41، 44، 74، 76 و 91)

 

استفاده از مسكن درست مثل اين است كه شما Patch نصب نكنيد! و يك نرم‌افزار ويروس‌كشي استفاده كنيد كه فقط بتواند ويروس را با Deleteكردن فايل آلوده پاك كند! چون سيستم سوراخ‌سنبه دارد، هي ويروس مي‌آيد، هي كامپيوتر پيام مي‌دهد (بدن شما علائم مختلف بروز مي‌دهد)، هي شما ويروس‌كشي مي كنيد (از داروهاي رايج استفاده مي‌كنيد)، بدنتان تخريب مي‌شود و علائم موقتا مي‌رود، دوباره به اينترنت وصل مي‌شويد، چون آن حفره هنوز هست پس ويروس دوباره مي‌آيد (بدنتان در معرض مشكلات قرار مي‌گيرد)، دوباره سروكله مشكلات پيدا مي‌شود و ....

هوميوپاتي، غيرمسكن و غيرمقعطي عمل مي‌كند. مشكل را براي هميشه درمان مي‌كند و استعداد ابتلا به بيماري را در شخص از بين مي‌برد. (و اصرار دارد كه اين راه، فقط از طريق مشابه‌درماني امكان‌پذير است و لاغير.)

*

سيماي تازه اين وبلاگ، از خلاقيت و هنر دوست خوب و انديشمندمان ديونسيوس است. از او سپاسگزارم. پيشنهادهاي اصلاحي شما را درباره اين چهره تازه، به او خواهم داد!

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٢٤
تگ ها :


97- درون انسان، دنيايي است!...

گفته‌ام كه شناخت انسان (در هر بعدي) مقدمه شناخت عالم است و به قول بعضي بزرگان، اصولا واجب‌ترين و ضروري‌ترين علم، خودشناسي است. به جاي چشم‌انداختن به اين سو و آن سو، يك نگاه سطحي به جمال خودتان بياندازيد! به زير پوستتان. به رگ‌هايتان.

 

تا كنون پيش آمده كه در  يكي از خيابان‌هاي شهر گير كنيد؟ از ترافيك به فغان درآييد؟ فكر كرده‌ايد كه چرا در بزرگراه‌ها و كوچه‌پس‌كوچه‌هاي بدن ما، ترافيك پيش نمي‌آيد؟ (البته اگر پيش بيايد منجر به مشكلاتي مثل فلج يا سكته مي‌شود!)

فكر كرده‌ايد تراكم سلول‌ها در رگ‌هاي بدن كمتر از يك خيابان بزرگ (مثلا در تهران) است؟ خير! اشتباه مي‌كنيد. در هر ميلي‌ليتر مكعب خون 4.8 ميليون گلبول قرمز (RBC) وجود دارد! شبكه فوق‌العاده حيرت‌آور حركت مواد در رگ‌ها و انتقال عجيب مواد از خون به سلول‌ها و برعكس و نيز تبادل اكسيژن در ريه و از آن عجيب‌تر، پمپاژ خون توسط قلب ... شبكه‌اي از حمل و نقل را در بدن هريك از ما ايجاد كرده كه بهترين خيابان‌كشي‌ها و بزرگراه‌هاي دنيا در برابر آن عددي نيستند!  تازه شرايط بدن را در نظر بگيريد:‌ ايستادن، خوابيدن، فشار به نقاط مختلف در اثر خم‌شدن، دويدن، هيجانات، ترس، برش و زخم، انعقاد خون و ....

بشر چه مدت است كه الكتريسيته را مي‌شناسد و از آن استفاده عملي مي‌كند؟ حالا بگير صد و پنجاه سال! ولي قلب بشر از همان روز اول خلقت، با كمك امواج الكتريكي منقبض و منبسط مي‌شده است. بنابراين وجود ما يك نيروگاه عظيم توليد امواج الكتريكي دارد كه پس از قرن‌ها تبلور خارجي آن را در جهان مي‌بينيم.

براي همين است كه گروهي از محققان فيزيولوژيست (*)، چنان مفتون اين رشته مي‌شوند كه شايد هدف اصلي پيدايش علومي چون فيزيولوژي را –كه همانا تحقق سلامت افراد است- فراموش مي‌كنند و شيفته و مفتون كشف اسرار بدن مي‌شوند.

 

حتي در زمينه‌هايي مثل مهندسي صنايع، مباحثي وجود دارد كه اصولا از زيست‌شناسي نشات گرفته‌اند. مسائلي مانند ژنتيك الگوريتم كه امروزه در حل مسائل طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي و چيدمان و استقرار تسهيلات به كار مي‌روند باز از آگاهي‌هايي تغذيه مي‌شوند كه از غور و تعمق در اسرار موجودات زنده ايجاد شده‌اند.

 

همه اين‌ها را گفتم، چون برخي دوستان گمان دارند كه وقتي من از بدن، با عباراتي مانند «كشور وجود» ياد مي‌كنم فكر نكنند مساله، خالي‌بندي است! تفكر سيستمي باور دارد كه در دل هر ذره‌اي، آفتابي است. همه چيز يك چيز است. سلول بدن من، بخشي از كليت من است و من، سلولي از كليت انسان‌ها هستم و انسان، .....

 

* فيزيولوژي سعي در توضيح عوامل فيزيكي و شيميايي دارد كه در ايجاد، تكامل و فعل و انفعالات موجود زنده نقش بازي مي‌كنند.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱۸
تگ ها :


96- ميان‌بری به نام انسان (3)

مولانا در مثنوي حكايتي نقل مي‌كند كه شخصي ادعا مي‌كرد هلال ماه جديد را ديده و بر اين امر اصرار داشت و خليفه با دقت بيشتر فهميد كه مويي از ابروان وي بر روي چشمش تا شده و آن شخص موي را چون هلال ماه مي‌بيند.

(مثنوي، دفتر دوم)

سپس نتيجه بسيار جالبي مي‌گيرد:

موي كژ چون پرده گردون شود

چون همه اجزات كژ شد، چون بود؟

چون يكي مو كژ شد او را راه زد

تا به دعوي لاف ديد ماه زد

هريك از ما، اولين واسطه و دريچه و دروازه براي شناخت جهان هستيم. آيا چنين نيست؟

من، خودم، اولين دروازه شناخت جهان براي خودم هستم و تو نيز براي خودت و او نيز براي خودش ....

بنابراين، خردمند كسي است كه اين دروازه را، اين دريچه را، اين «واسطه» را بپالايد و تا مي‌تواند آن را زلال و راست و استوار نمايد.

چرا بسياري از ما فكر مي‌كنيم عالم بد است؟ هستي كژ است؟ شايد خودمان دچار كژي و بدنهادي شده‌ايم. واقعا وقتي ترازوي وجود ما، ناميزان باشد، چه چيزي را در عالم هستي مي‌توانيم درست وزن كنيم و بشناسيم؟

چه بسيار از ما كه تاري از ابروان جهالت بر ديدگان داريم و ماه دروغيني مي‌بينيم و مي‌پنداريم كه واقعي است و اصرار هم داريم كه همگان قبول كنند، مگر آنكه دانايي، ابروي پندار ما راست كند و چشممان به واقعيت باز شود!

***

چنانچه بارها گفته‌ام، در تفكر سيستمي، در ديد كل‌نگر، در مشاهده عالم به شكل «يك»، هركه بيشتر دردمند است و دلسوخته و نگران و به فكر اصلاح، نخست بايد خودش را از كژي‌ها برهاند! وگرنه، كوري چگونه مي‌تواند عصاكش ديگر كوران باشد؟

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱۱
تگ ها :


95- آشنایی با داروهای هومیوپاتی (آرنیکا)

تابستان سال پیش در سفری از تهران به مشهد، مسافر صندلی کناری من در یک اتوبوس یک جوان آلمانی بود. بیست سالش بود و اسمش هم Moritz بود. با یک کوله‌پشتی و یک تی‌شرت و شلوار جین و حدود 100 تا 200 یورو سرمایه، آمده بود که ایران را ببیند.

از مرز غرب کشور آمده بود و یک ماه ایران را گشته بود. آذربایجان، اصفهان،‌ شیراز، تهران، ... و حتی قم! و فقط مانده بود خراسان!

ضمن صحبت با یکدیگر و این که از بسیاری چیزها صحبت کردیم فهمیدم که پدرش آلمانی است و مادرش هم یک هومیوپات سوئدی است. برایم خیلی جالب بود. او گفت:

 She always gives me “Belladonna” and “Arnica”.

با این جمله که نام دو داروی بسیار مهم هومیوپاتی یعنی «آرنیکا» و «بلادونا» در آنست فهمیدم که نه بابا! یک چیزهایی از هومیوپاتی می‌داند. بد نیست خوانندگان وبلاگ را هم با داروی «آرنیکا»‌ آشنا کنم. از هومیوپاتی بسیار گفته‌ام، ولی تا کنون به طور مشخص از هیچ دارویی صحبت نکرده‌ام.

 

Arnica Montanaarnica

این دارو که به اختصار Arn نوشته می‌شود، از گل «همیشه بهار» که در دامنه‌های آلپ می‌روید تهیه می‌شود. (توضیح بیشتر درباره داروهای هومیوپاتی: این نوشته من)

آرنیکا شاه‌داروی تروما می‌باشد. (تروما یعنی صدمه شدید جسمی (و روحی). مثلا تصادف، شکستگی، بریدگی، زخم، ضربه شدید روحی و ...)

 

قدرت آرنیکا در درمان تروما اعجاب‌آور است. یکی از همکلاسی‌های ما که یک پزشک طب رایج بود، در یکی از مناطق «خفن» تهران کار می‌کرد و هرروز چند بیمار چاقوچاقوشده داشت! این اواخر کلاس هومیوپاتیش تمام شده بود و فقط به همین روش کار می‌کرد. یک روز با ذوق و شوق به کلاس آمد و گفت:‌

«خودم هم باورم نمی‌شه. دیروز یک بیمار آمد که در یک نزاع از شانه تا کمرش بریده شده بود و من به او آرنیکا دادم. (می‌دانید که داروهای هومیوپاتی به شکل آب خالی هستند.) آن بیمار فکر کرد من قاطی کرده‌ام که در برابر چنین بریدگی خطرناکی دارم دو قاشق آب به او می‌دهم. فردا با زخم جوش‌خورده آمد و گفت: دکتر دمت گرم! اون آبی که دادی خیلی باحال بود!»

آرنیکا یکی از داروهای اصلی در کیت داروهای اورژانس هومیوپاتی می‌باشد و خواص بسیار زیادی برای بیماران دارد که بعضی موارد آن به شرح زیر می‌باشد:

درمان انواع تروما،‌ له‌شدگی، خستگی عضلانی، ناراحتی و خستگی چشم، کبودی عضلات، دارویی بسیار عالی برای اشخاص کتک‌خورده (!!!)، مفاصل کبود، خستگی ناشی از کار زیاد، ضربات شدید به جمجمه و مغز، خونریزی‌های مختلف، پوست سیاه ناشی از ضربه، جلوگیری از عفونت، بندآوردن خون، (خصوصا در مواردی مثل دندا‌ن‌کشیدن که خون بند نمی‌آید)، جلوگیری از تشکیل چرک، قطع صدای حنجره  (قابل توجه تماشاچی‌های دوآتشه)، آنژین صدری، صدمات پس از عمل جراحی و .... ضربه‌های روحی ناشی از غصه، از دست رفتن عزیز، ثروت و .... (توجه کنید که انجام امور ضروری اورژانس لازم است و فقط به دادن دارو اکتفا نمی‌شود. باید جلوی خونریزی را گرفت، استخوان شکسته را جا انداخت، ... دارو همه این کارها را نمی‌کند! بلکه درمان را بسیار بسیار تسریع می‌کند.)

 

یکی از علائم مهم در تشخیص آرنیکا برای بیمار این است که با اینکه حسابی درب و داغان شده از لحاظ ذهنی این را درک نمی‌کند و مرتب می‌گوید: «من خیلی خوبم! هیچیم نیست!» وی همچنین دوست دارد تنها باشد و می‌گوید: «به من دست نزنید، بگذارید تنها باشم ....»

برای اطلاعات بیشتر درباره داروهای هومیوپاتی و نیز Arn به این پیوندها نگاه کنید:

1، 2 و 3.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۳
تگ ها :