89- زبان، دانش، يك

مي‌دانيد! گروهي بر اين باورند كه پيشرفت دانش سبب سست‌شدن باورهاي ما نسبت به جهان غيب، ماوراءالطبيعه، مذهب و ... شده است. من اين را كتمان نمي‌كنم. اما گاه به آن روي سكه هم مي‌انديشم. اين پيشرفت‌ها، اتفاقا آستانه تحمل افراد را بالا برده و امكان باور مسائل را براي آنها امكان‌پذيرتر مي‌كند. اگر روزي لازم بود  از جان گذشت كه ثابت كرد چيزهاي غيرمحسوسي هم پيرامون ما وجود دارند اكنون همه به –مثلا- وجود هواي ناپيداي اطراف و يا امواج مختلف ايمان دارند.

اگر من امواج راديويي را نمي‌گيرم، راديوي جيبي‌ام كه مي‌گيرد. همين طور كه در خيابان راه مي‌روم در اقيانوسي از امواج راديويي و ماهواره‌اي حركت مي‌كنم كه صرفا چون روي طول موج آنها نيستم، متوجه حضورشان نمي‌شوم، وگرنه اگر راديويي، تلويزيوني، موبايلي، ...، داشته باشم آنها گواه وجود اين امواج خواهند بود.

مي‌داني چه مي‌خواهم بگويم؟ شايد يك روزي خيلي غيرقابل باور  بود كه  اهالي معرفت با اشارتي، دريايي از علم را بتوانند به شخصي ديگر منتقل كنند، ولي امروزه مي‌توان در كسري از دقيقه، كتابخانه‌اي را از يك CD به يك CD ديگر منتقل كرد.

يعني پيشرفت علم، نشان مي‌دهد كه آن باورها –درست يا نادرست- چندان غيرقابل‌باور هم نيستند. به هرحال باورپذير هستند. فقط در ظرف زمان-مكان خود، عجيب به نظر مي‌رسيده‌اند. ولي هستي، به معناي كل، محدود به زمان-مكان نيست و هستي، دانش است. خروارها خروار دانش.

هوميوپاتي اين مساله را كه آب‌خالي مي‌تواند شفابخش باشد، باور پذير مي‌كند. (نگاه كنيد به نوشته پيشين من) و اين سوال برايم پيش مي‌آيد كه روزگاري كه وردي، طلسمي، دعايي بر آب مي‌خوانده‌اند و بيمار درمان مي‌كرده‌اند، شايد به نوعي تاثير هوميوپاتيك بر آب ايجاد مي‌شده. چه مي‌دانم؟

اينكه مثلا ما تعابيري در متون مذهبي داريم كه در روز واپسين، در و ديوار شهادت مي‌دهند، چندان غريب نيست. چرا كه در همين زمان، زبان‌شناسي بشر در حال پيشرفت است. از روي اثر انگشتي، دانه مويي، قطره خوني، رنگ رخساره‌اي، مي‌توان بسيار چيزها فهميد. يعني تك‌تك حركات ما در كائنات، انگار دارد به‌دقت ثبت و ضبط مي‌شود. هر حركت ما بر جهان پيرامون تاثير مي‌گذارد: ثبت مي‌شود.

تا قبل از اختراع نوار مغناطيسي و CD كسي باور به ضبط حقايق روي اجسام نداشت، و الان اين مساله باورپذير شده است. آيا اكنون نانوتكنولوژي جزو مباحث روز نيست و در نانو، صحبت از ثبت و ضبط اطلاعات روي چند مولكول؟ خوب مگر در و ديوار از همين مولكول‌ها ساخته نشده‌اند؟

پس چه اشكال دارد كه باور كني روزي سنگي با تو صحبت كند و خبر از ماجرايي بدهد .... اين كه من و تو زبان سنگ را نمي‌دانيم، دليل نمي‌شود كه او زباني براي صحبت نداشته باشد ... فقط هنوز به زماني نرسيده‌ايم كه زبانش را درك كنيم. براي يك گياه‌شناس، يك تكه برگ، تمامي تاريخ يك گياه را به زباني فصيح مي‌گويد و براي يك زمين‌شناس، دانه‌اي شن از تاريخ منطقه‌اي خبر مي‌دهد. بايد زبان‌شناس بود. (نگاه كنيد به نوشته پيشين من درباره زبان ....)

ببخشاييد كه آخرش هم آن نشد كه مي‌خواستم بگويم. شايد برداشت‌هايي نادرست پيش بيايد. همه اين مسائل در ذهن يك انسان است كه خود ذره‌اي است در كره زمين و آن هم ذره‌اي در فضا! و همه اين لحظات ذره‌اي در هستي و همه اين‌ها هم «يك»‌ چيزند!

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢٩
تگ ها :


88- کلید

window

سالها پیروی مذهب رندان کردم

تا به فتوى خرد حرص به زندان کردم

 

از خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

توبه کردم که نبوسم لب ساقى و کنون

می‌گزم لب که چرا گوش به نادان کردم (حافظ)

 

آنچه بارها دیده‌ام و درست است که از آن رنج بسیار کشیده‌ام، ولی سود فراوان نیز برایم داشته، گریز از قالب‌های رایج و تقلید و تکرارهای کورکورانه بوده است. همواره سعی کرده‌ام که بتوانم متفاوت ببینم. با چشم‌های شسته‌شده نگاهی دوباره به پدیده‌ها داشته باشم.

آنچه پیشرفت در جهان وجود دارد، حاصل اندیشه و اعمال انسان‌هایی است که خواسته‌اند چیزی جدید و متفاوت بیافرینند و راهی متفاوت برگزینند. انسان خلاق و خالق است، چون از خالق است.

 

گاه چنین می‌اندیشم که تمامی این کوشش‌ها چیزی نیست جز تلاش برای شناخت «یک» چیز. همه، حتا آنان که او را نفی می‌کنند و با او مبارزه می‌کنند، همه آنان که برای او زندگی می‌کنند و می‌میرند، همه منکران و دین‌باوران، همه و همه، دارند در راستای «یک» حرکت می‌کنند و همه اقدامات اندیشمندان در رد و قبول و بحث و جدل، چیزی نیست جز آشکارسازی گوشه‌ای از چین و شکن‌های زلف یک دلدار! همه، به افرادی می‌مانیم که چون در ساختمانی از زمان و مکان محدودیم، روزنه‌ای، پنجره‌ای می‌گشاییم به فضای بیرون و منظره‌ای می‌بینیم که تنها جلوه‌ای است از کل!

 

ما همه به دنبال کلیدهایی برای دانایی بیشتر هستیم. درهای بسته بسیاری پیرامون ماست که با یافتن کلید هریک و گشودن هر دری، انوار حیرت و شگفتی و لذت سرشارمان می‌کند و هر دری، هزاران در بسته فرارویمان می‌آورد و خوشا به حال آنان که این پرسش‌گری و حیرت را هیچگاه از دست نمی‌دهند. شاید به همین دلیل است که فلسفه، ریاضیات، فیزیک، عرفان، مذهب، موسیقی، هومیوپاتی،...، این همه جذابند. همه کلیدند.

 

اهمیت کلید را وقتی فهمیدم که چندروز پیش، در یک شهر غریب نزدیک بود که با جاگذاشتن کلید خانه‌ای که در آن بودم، همه مدارک و زندگیم را که داخل ساختمان بود از دست بدهم. در آن لحظات، همه‌چیز من بستگی به هماهنگی چند دندانه با یک قفل داشت! و چه لحظه‌ای بود لحظه‌ای که آن در باز شد!

 

گشایش‌گری! فتوح! ما همه به دنبال کلید هستیم! چرا که دانش، یعنی از هم گشودن رازهای هستی و انسان به دنبال دانستن است، وگرنه ... انسان نیست! و آنگاه که فاتحانه دری را می‌گشایی، تازه می‌بینی در اول راهی ... چنین است که مولانا می‌فرماید: فاتح و مفتوح، تویی!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢۳
تگ ها :


87- سالروز تولد ساموئل هانمن، بنيانگذار هوميوپاتي

 

در شماره 23 اين وبلاگ، يك سال پيش به مناسبت 21 فروردين، زادروز تولد ساموئل هانمن، بنيانگذار هوميوپاتي مطلبي نوشتم.

الان درست قلم به اختيارم نيست. (منظورم همان كي‌بورد است!)

سرنوشت آدمي هم چه فراز و فرودهايي دارد. روزي را به خاطر مي‌آورم كه ترم پنجم بودم، سال ۷۵ در «خوابگاه داخل» دانشگاه علم و صنعت، ديدم در كتابخانه هم‌اتاقي‌ام يك كتاب همين طوري افتاده و دوستم –خدانگهدارش باشد- خودش اصلا نمي‌دانست اين كتاب را براي چه خريده. كتاب «يك» با موضوع «كوانتوم، عرفان و درمان، پزشكي هوميوپاتي». تاليف دكتر مسعود ناصري. خواندمش! عجب تاثيري روي من داشت. با خودم عهد كردم كه پزشكي هوميوپاتي را اگر شد، روزي فرا خواهم گرفت.

گردش زمانه مرا برد تا سال 79 كه دوست عزيز ديگري – كه بسيار براي من گرامي است و اگر تشويق او نبود، من فراري از مدرسه و مكتب هوميوپاتي نمي‌آموختم – باعث شد كه شروع به يادگيري هوميوپاتي كنم.

و اكنون اگر در تهران نيستم و اگر دارم روي تلفيق سيستم و هوميوپاتي براي شما صحبت مي‌كنم و اگر خيلي اتفاقات عجيب و غريب ديگر برايم افتاده، جرقه اوليه‌اش آن كتاب بود و ....

بسيار برايم پيش آمده كه اينگونه راهي جديد در زندگيم باز شده. هرچند به اتفاق معتقد نيستم.

***

و اما ساموئل هانمن، بزرگ‌مردي است كه متاسفانه بسيار كم از او صحبت شده و در حالي كه كتاب‌هاي علوم تجربي و شيمي و زيست‌شناسي و رياضي از افرادي صحبت مي‌كنند كه شايد تنها نقششان كشف يك فرمول و يا يك ميكروب يا يك روش درماني خاص بوده (ارزش كارشان محفوظ است البته)، ولي هانمن يك نظام بسيار محكم و شگفت‌آور درمان را بنانهاده است، آن هم 200 سال پيش و با اصولي كه فيزيك امروز سعي در تبيين آن دارد، ولي متاسفانه دريغ از يك جمله در كتب درسي درباره هانمن يا هوميوپاتي.

 

ابداعات، كشفيات و نوآوري و خلاقيت هانمن در حد يك اعجوبه بي‌بديل است. تبيين مشابه‌درماني (هوميوپاتي)‌ و ساختار بسيار منطقي كتاب او «ارگانون» كه به يك كتاب رياضيات بيشتر شبيه است تا كتاب پزشكي، و زندگي پارسايانه و بسيار دشوار وي از طرف ديگر.

 

هانمن به عنوان يك انسان بزرگ، يك نابغه و يك پزشك انسان‌دوست، هرگز حاضر نشد عليرغم فقر و زندگي بسيار پريشان و دشوار، دست از تلاش براي خدمت به بشريت بردارد. (در خاطراتش از روزهايي نام مي‌برد كه حتي تكه‌اي نان نداشت كه كودكشانش را با آن سير كند، مرگ يكي از فرزندان، كشته‌شدن دو فرزند ديگر، كارشكني بسياري از پزشكان معاصر و به نظر من و از همه مهم‌تر، زيستن در زماني كه كسي حرف او را و ارزش و قدر نظريات او را نمي‌فهميد، درد غربت و بيگانگي ...)

 

او مي‌توانست مانند بسياري از پزشكان زمان خودش با درمان‌هاي موهوم مردم را بكشد و وجدانش را فداي ثروت‌اندوزي و حرص سيري‌ناپذير كند، ولي چنين نكرد. نمي‌خواهم با آوردن بخش‌هايي از زندگي هانمن بگويم كه او چه كشيد، ولي هانمن تا 89 سالگي، تا آخرين روز حيات، با طراوت يك روح و انديشه جوان زيست، اصول پزشكي هوميوپاتي را مدون كرد و تا سرحد ممكن به كمال رساند. در طول تاريخ بسيار كم ديده شده كه كسي علمي را به وجود آورد و تقريبا در تمام زمينه‌ها آن را به حد كمال برساند. روحش شاد. بيستم فروردين امسال نيز هوميوپات‌هاي كشورمان براي سومين سال متوالي گرد هم مي‌آيند تا ضمن اداي احترام به پدر هوميوپاتي، سمينار سالانه هوميوپاتي را برگزار كنند. اگر توانستم در شماره‌هاي بعدي وبلاگ از نتايج اين سمينار خواهم گفت.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٧
تگ ها :


86- ميان‌بر، آموزش كامپيوتر مي‌دهد!

باباجان اين‌طوري نفرستيد! هميشه راه بهتري براي انجام كارها وجود دارد. آخر من چه گناهي كرده‌ام كه بايد بيش از 50 كارت تبريك نوروزي دوستان را با اندازه‌هاي 200 كيلوبايت تا يك مگابايت و حتا بيشتر، هرروز دانلود كنم و مجبور باشم هرساعت پاي ميل‌باكسم باشم؟ رحم كنيد. ناسلامتي شما كامپيوتركار هستيد. از امكانات اينترنت استفاده كنيد!

 

باز هم تفكر جزءنگر! شخص به خودش مي‌گويد خوب 100 كيلوبايت كه چيزي نيست. خوب اگر از 200 نفر دوستاني كه من برايشان كارت تبريك نوروز فرستاده‌ام، درصدي هم بخواهند جواب بدهند و چنين فكري بكنند مجبورم به جاي ميل‌باكس، از ميل‌وانت، ميل كاميون يا ميل‌تريلي استفاده كنم. غير از اين است؟

 

اگر دقت كرده باشيد، ايميل‌ نوروزي من براي دوستان، با اينكه حاوي فايل پيوست هم بود فقط 4 كيلوبايت بود. براي اينكه وقتي را كه بايد صرف attach كردن مي‌كردم، صرف upload فايل كردم و فقط نشاني فايل را درون ايميل گذاشتم. حداقل از دوستان وبلاگ‌نويس انتظار مي‌رود كه با همان ترفندي كه عكس را درون وبلاگ مي‌گذارند، عكس را درون ايميل هم بگذارند. بد مي‌گويم؟

اگر كسي نمي‌داند من چه گفتم و روش اين كار چيست، يك ايميل به من بزند تا در اولين فرصت روش اين كار را برايش بفرستم. شاد باشيد و كارت بفرستيد. واقعا خوشحال و سرفرازم مي‌كنيد! داد و هواري كه به راه انداختم زياد جدي نبود! الان كه تهران نيستم و خيلي از دوستان را نمي‌بينم، كارت‌هاي شما خيلي بيشتر مي‌چسبد!

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٠
تگ ها :


85- آب، آب نيست! (داروهاي هوميوپاتي)

داروهاي پزشكي هوميوپاتي نيز، مانند خود آن شگفتي‌آور و متفاوتند.

منشا اين داروها بسيار متفاوت مي‌باشند: نمك‌ها، مواد معدني، فلزات، گياهان مختلف (گل‌ها، درخت‌ها، سبزيجات، ...)، زهر و برخي از از اعضاي بدن جانوران، ....

اين مواد طي فرآيندهايي، در آب حل و رقيق مي‌شوند و طي هربار حل‌شدن با تعداد و شدت مشخصي تكان داده مي‌شوند. (طبق روشي كه بنيان‌گذار نابغه هوميوپاتي، «دكتر ساموئل هانمن» كشف كرده، هر ماده‌اي را مي‌توان در آب حل كرد!)

اين رقيق‌سازي‌ و تكان‌دادن آن قدر پيش مي‌رود كه عملا مولكولي از ماده اوليه نمي‌ماند و اگر اين محلول را به يك آزمايشگاه بدهيم، خواهد گفت كه اين ماده از نظر علم شيمي آب خالص است.

جالب آن است كه بدانيد در اثر اين تكان‌ها، خواص و روح ماده اوليه، به شكلي كامل به آب منتقل مي‌شود و حتا آثاري پيدا مي‌كند كه در ماده خام اوليه، نهان بوده و اينك آشكار مي‌شود.

 

بنابراين، از آنجا كه مولكول ماده اوليه در اين آب وجود ندارد، هيچگونه عارضه شيميايي براي بيمار پيش نمي‌آيد و داروي هوميوپاتي فاقد عوارض داروهاي شيميايي است. از طرفي چون به دليل تكان‌هاي وارده، ماده به انرژي تبديل مي‌شود، داروي هوميوپاتي مي‌تواند روي ابعاد غيرجسماني بيمار نيز موثر باشد! (و به همين دليل بر اثر تجويز «نادرست و دائمي و سرخود» بسيار خطرناك خواهد بود.)

 

بنابراين فراموش نكنيد كه آب خالص، هميشه آب خالص نيست! شايد حاوي خواص معجزه‌گري هم باشد كه من و شما در خواب هم فكرش را نكنيم! (براي يافتن پاسخ علمي كه چرا طي تكان‌ها، خواص ماده اوليه به مولكول‌هاي آب منتقل مي‌شود، مي‌توانيد اين مقاله را ببينيد. همچنين به كتاب «نحوه تاثير داروهاي هوميوپاتي»، ترجمه دكتر مظفري نيز مي‌توانيد مراجعه كنيد. دو دانشمند و فيزيكدان استراليايي، به تفصيل اين مساله را شرح داده‌اند.)

***

فراموش نكرده‌ام كه قول داده‌ام مقاله‌اي شسته‌رفته درباره هوميوپاتي بنويسم، ببخشيد كه به علت رفتن از تهران و مشكلات ناشي از مسافرت هنوز به وعده وفا نشده است. دوستاني كه به‌تازگي اين وبلاگ را ديده‌اند مي‌توانند پيوند سمت راست وبلاگ را ببينند: Homeopathy FAQS. همچنين مي‌توانيد با عضويت در گروه هوميوپاتي CTCH، هر ماه يك مجله رايگان اينترنتي به زبان‌هاي فارسي يا انگليسي دريافت كنيد و اطلاعات بيشتري درباره هوميوپاتي كسب كنيد. با عضويت در اين گروه، مي‌توانيد شماره‌هاي پيشين را نيز در همان صفحه Yahoogroup دريافت نماييد.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۳
تگ ها :