۴۵- یک انسان، یعنی همه انسان‌ها

african

آن کس که انسانی را بکشد، همه انسان‌ها را کشته است . . . .

آن کس که انسان را زندگی بخشد، همه انسان‌ها را زندگی بخشیده است . . . .

یک انسان، یعنی همه انسان‌ها، یعنی انسانیت!

این است تفکر سیستمی!

------------------------------------------------------

نمی‌گویم اشک بریز، نمی‌گویم چشم‌هایت را ببند. نمی‌گویم غصه بخور. نمی‌گویم فریاد کن. اما اگر دلت برای این کودکان می‌سوزد، کمترین کار و الزامی‌ترین آنها این است که خودت را درست کنی!

نمی‌گویم نخور! نمی‌گویم ننوش. اما زیاده‌روی نکن؛ که هروقت لقمه‌ای اضافی خوردی، مطمئنا از گلوی دیگری دریغ خواهد شد! اگر قطره‌ای آب دور انداختی، گوشه‌ای از دنیا، گلویی خواهد خشکید. بدان که همه کارهایت بر هستی اثر می‌گذارد و این دانستن را بفهم و این فهمیدن را عمل کن!

چنین است دید کل‌نگر!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٦
تگ ها :


44- دورزدن مسایل

معلم بزرگ من در تفکر سیستمی، پیتر سنگه، ضمن بحث درباره اصول کلی حاکم بر سیستم‌ها، در بخشی از کتاب «پنجمین فرمان» خود چنین می‌گوید:

senge

 «... مسائلی که مورد غفلت قرار گرفته‌اند یا به هرصورتی به آنها توجه نشده است، عوارضی را به بار می‌آورند که قابل صرف‌نظرکردن نمی‌باشد. اما توجه به اینگونه مسائل برای مردم دشوار است؛ زیرا ظاهرا بغرنج هستند یا هزینه و وقت زیادی صرف می‌کنند. افراد به جای حل‌کردن، انتقال فشار یا انتقال مسوولیت را برمی‌گزینند که علی‌الظاهر شدنی و کاراست(*).  متاسفانه راه‌حل‌های ساده‌تر، فقط عوارض را از بین می‌برند و به طور ریشه‌ای با مساله برخورد نمی‌کنند. در نتیجه مساله باقی می‌ماند و چون عوارضش دیده نمی‌شود، اهمیت خود را هم از دست می‌دهد. نتیجه این کار، عدم آمادگی سیستم در حل مسائل و محو تدریجی توان آن در برخورد با مشکلات است...»

 و من چنین می‌افزایم: در عرصه مدیریت اجتماعی ما و زندگی شخصی مردمان ما، تقریبا تمام برخوردها بدین‌گونه است و لذا روز به روز اوضاع بدتر می‌شود. همچنین اگر فرصتی باشد نشان خواهم داد که برخورد پزشکی رایج با بیماری‌ها دقیقا این چنین است و به همین خاطر است که تنها مرگ می‌تواند بیمار نگون‌بخت را از شر درمان‌های نادرست پزشکی رایج نجات دهد! دقیقا این‌جاست که پزشکی هومیوپاتی با دید کل‌نگر خود وارد عرصه می‌شود و به جای درمان مقطعی و تسکینی، با انگشت‌گذاردن بر روی بیماری، آن را به طور دائمی درمان می‌کند.

------------------------------------------------------------------------

(*) انتقال فشار یا مسوولیت، یعنی این که مثلا به جای حل مساله، صورت آن را پاک یا عوض می‌کنند. به جای همت و تلاش، مشکلات خود را به گردن دیگری می‌اندازند. به جای درمان درد، با مسکن علائم آن را از بین می‌برند. وقتی پول کم آوردند استقراض می‌کنند، . . . . مثال‌ها بسیار زیاد است. تقریبا تمام کارهایی که مردم ما می‌کنند!  همان که در مطلب شماره 41 هم آورده‌ام. هرجا که مساله‌ای را دور زدی، گفتی ولش کن، سرسری گذشتی، بی‌تفاوت شدی، یک راه‌حل دم‌دستی و سمبل‌کاری ارائه دادی . . . همان جاست که فاتحه مساله را و خودت را و دیگران را خوانده‌ای! درست‌زیستن بسیار مشکل است جانم!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۱
تگ ها :


۴۳- اهمیت دانش

moon

 1- هرچیزی که می‌بینیم، «وجود» (هستی) است. ما در «هستی» و از «هستی» هستیم و به جز «هستی» چیزی نمی‌دانیم و نمی‌بینیم و نمی‌شناسیم. خلاصه این که هرچه هست وجود است و وجود دارد و از جای دیگری به نام عدم یا نیستی نمی‌آید. از کشور پهناور وجود نمی‌توان بیرون رفت.

2- دانش، یقینا عضوی از مجموعه موجودات است. (چون وجود دارد.) تفاوت بسیاربسیار اساسی که انسان را از جانوران، گیاهان و جمادات مجزا می‌کند، «دانش» اوست. بنابراین می‌توان گفت که «دانش»، برترین «هستی‌»هاست و در عالم وجود، چیزی برتر از دانش نمی‌توان یافت.

«معرفت نفس، دفتر اول، درس اول، علامه حسن‌زاده (با کمی تلخیص)»

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٦
تگ ها :


۴۲- توان پاسخ‌دهی یک سیستم

 cell cell

 از نشانه‌های سلامتی و زنده‌بودن یک سیستم (از بدن یک جاندار تا یک سیستم اجتماعی-انسانی بزرگ)، توان پاسخ‌دهی او به شرایط محیطی است. سیستمی که نتواند پاسخگوی شرایط باشد و فاقد حساسیت‌های لازم برای تعامل با محیط باشد، قطعا از بین خواهد رفت. دقت کرده‌اید که چه زمانی به یک موجود، مرده می‌گوییم؟ زمانی که هیچ واکنشی نسبت به محیط خود نشان نمی‌دهد!

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٢
تگ ها :


۴۱- تفکر غیرسیستمی و پیامدهای‌ آن

bridge

نظر شما درباره این شکل چیه؟ به نظر شما این بابا خیلی خنگه؟ نظر من اینه که شاید خیلی هم باهوش باشه،‌ ولی مشکلش اینه که تفکر کل‌نگر نداره. این کار همون‌قدر جاهلانه است که خوردن قرص مسکن برای سردرد، همون‌قدر که دیدن پدیده‌های هستی به شکل مستقل و ناپیوسته. در این باره پیش‌تر گفته‌ام و بازهم خواهم گفت تا خصوصا برای دوستان جدید مطلب باز بشه.

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٥
تگ ها :