۲۹- زادروز حضرت عشق گرامی باد !!!

mostafa

 

سلام. بخش‌هایی از دو غزل شورانگیز مولانا، پیشکش حضرت عشق !

او که اکنون، بیشترین ضربه‌ها را از ما (به اصطلاح) پیروان می‌‌خورد و نادان‌دوستان –دانسته یا ندانسته- بهتر از هر دشمن دانایی پیام و رسالت و درد و رنج و شکوه و عظمت او را به سطحی‌ترین شکل خویش رسانده‌اند که با حضور ما، به دشمن نیازی نیست! ما، پیروانی که مصادیق افراد بی‌عمل و نمادهای روزمرگی و ناراستی و بداندیشی و تزویر و نامردمی و دانش‌گریزی و تفرقه و همسایه‌آزاری و ناپاکیزگی و . . . چه بگویم؟ محمد، بسیار تنهاست !

او که اگر نبود، و اگر پیامش را نمی‌شنیدم، . . .، همان بهتر که اگرها را بگذاریم برای بعد. او، که نگار مکتب‌نرفته‌ی ماست که به غمزه مساله‌آموز صد مدرس شد. نگاری که آن پریشانی شب‌های دراز در سایه گیسوی او آخر شد. اسم احمد اسم جمله انبیاست، چون که صد آید نود هم پیش ماست !

بر خلاف همیشه نمی‌خواهم کوتاه و مختصر بنویسم. دوست دارم از شوق او مدام بنویسم و بنویسم. خدایا ! چگونه تو را برای آشنایی با آن جان بی‌قرار و آن پیام‌آور عشق و راستی و نیکی و آن آموزگار دانش‌خواهی و یکتاپرستی و حق‌شناسی و بیدادستیزی سپاس بگویم؟ ای یزدان پاک! بر محمد مصطفا و خاندان او درود فراوان فروریز و تمامی «آزادگان» و «انسان»‌های روی زمین را در «دانستن»، «ساختن» و «شناختن» یاری نمای.

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٧
تگ ها :


۲۸- اصلا سیستم چی‌چی هست؟

sun

 

تعریف سیستم: مجموعه‌ای از دو یا چند چیز که خصوصیات زیر را دارند:

1-هر جزء، بر کل مجموعه اثر می‌گذارد.
2-هیچ جزیی مستقل از بقیه نیست. (یعنی کارکرد هر عضو، دست کم بر یک عضو دیگر تاثیر می‌گذارد.)
3-اجزای سیستم چنان به هم متصلند که گروه‌های فرعی مستقل در آن شکل نمی‌گیرد:
(نتیجه‌ی الف) هربخش از سیستم دارای خواصی است که اگر آن بخش را از سیستم جدا کنیم، آن خواص را از دست می‌دهد.
(نتیجه‌ی ب) خواص هر سیستم، از تاثیر متقابل اجزا به دست می‌آید، نه از فعالیت‌های جداگانه‌ی اعضا. سیستم، یک کل است که شناخت آن با تحلیل ممکن نمی‌باشد.

(به نقل از کتاب برنامه‌ریزی تعاملی، راسل ایکاف، ترجمه سهراب خلیلی شورینی، کتاب ماد ، صفحات 19 و 20)

هر اندازه که ژرف‌اندیش باشی، به همان اندازه قدر چند خط بالا را خواهی دانست. من با سطح فعلی درک خود از سیستم، که درکی است ناقص، نمی‌توانم بزرگی و عظمت این چند خط را بیان کنم. بماند!



  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢۱
تگ ها :


۲۷- روشنایی کوچه

dyna

 

می‌گن شخصی پولی را زیر سایه‌ی یک ابر چال کرده بود و بعدا دنبالش می‌گشت !
می‌گن شخصی چیزی رو توی خونه گم کرده بود و در روشنایی کوچه به دنبال اون می‌گشت !
می‌گن . . . .
معمولا این افراد را نادون به حساب میاریم و می‌گیم چه داستان‌های بی‌معنی‌ای. مگه آدم هم اینقده ساده‌لوح می‌شه؟ حالا بگین ببینم:

* تا به حال نشده –مثلا در محیط کار- وقتی مشکلی در یک قسمت سازمان پیش میاد، در همون قسمت به دنبال یافتن علت باشین؟
* هیچوقت نشده وقتی مثلا سردرد می‌گیرین، برای رفع اون مسکن بخورین؟ (مگه مشکل مال سره که می‌خواهید اون رو درست کنید؟)
* تا به حال نشده که وقتی در زمانی خاص مشکلی پیش میاد، تقصیر رو به گردن همون زمان بیاندازید؟ هیچوقت در برخورد با مشکلاتتون فکر کردید که ناشی از خطاهای گذشته‌تونه؟
* هیچوقت در هنگام حل یک مشکل، آن را دور نزده‌اید؟ نگفته‌اید ولش کن. بذار برای بعد . . .؟
* تا به حال نشده به خاطر ترس از موانع، ‌از آرمان‌هایتان چشم‌پوشی کنید؟
* هیچوقت نشده به خاطر مشکلی که در یک زمینه خاص دارین، سازمانی رو که بیشترین رابطه رو با اون کار داره مقصر اصلی بدونین؟
. . .

نمی‌خوام مطلب رو طولانی کنم. بسیاری از ما (اکثریت ما) به خاطر نداشتن دید کل‌نگر، نداشتن دید بلندمدت و نداشتن دید همه‌جانبه نسبت به مسایل، معمولا عکس‌العمل‌هایی منفعلانه و دم‌دستی در پیش می‌گیریم و تقریبا در برخورد با اکثر مسایل و مشکلات (شخصی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، علمی، درسی، . . .) در نور کوچه به دنبال چیزی می‌گردیم که در خانه گم کرده‌ایم. بسیاری از ما معلول‌شناس، معلول‌ستیز، معلول‌خواه و خلاصه معلول‌گرا هستیم. اما کجاست کسی که به علت‌ها بیاندیشد؟

 

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/۱٥
تگ ها :


26- روستایی، هنر و قالی

gabbeh

سلام. از این پس، بین مطالب سیستمی، مطالبی خودمانی نیز به سیاق سابق خواهم نوشت. پس یک طرح کوتاه:
یک قالی‌باف را در یک روستا در نظر بگیر که کسی است که جسم و جانش وقف هنرش می‌شود. معمولا یک گردن‌کلفت خون‌تو‌شیشه‌کن، قالی را به ثمن بخس می‌خرد. قالی به نمایشگاهی مجلل و چشم‌خیره‌کن در تهران می‌رسد. گروهی هنرخر (یعنی افرادی که تنها بهره‌شان از هنر، توان خرید آثار هنری است) با آن فخرفروشی‌ها و ابرازفضل‌های خاص خود – که به‌خوبی نشان‌گر بی‌بهره‌گی آنها از ‌شعور است – با به‌به و چه‌چه و آه و واه‌‌های هنری در مورد آن دارند نظر می‌دهند. حال فرض کن که قالی‌باف روستایی داستان هم که برای کاری به این پلیدشهر تهران آمده، دارد به بدبختی‌هایش فکر می‌کند که یکدفعه بچه‌ی عزیزش را –قالی‌اش را- از پشت شیشه‌های آن نمایشگاه می‌بیند . . . تاب نمی‌آورد . . . داخل می‌شود و تجسم کن چه‌ها که بر سرش نمی‌آید. (هرچه تجسمت ضعیف‌تر باشد کمتر رنج خواهی کشید.) چه‌بسا که با همان چوبی که خاک فرش‌ها را می‌تکانند او را نیز بتکانند . . . !
--------------------------------------------------------
توضیح برای اهالی پاورقی- بسیاری از افرادی که دور و بر خود می‌بینی، بسیار بزرگ‌تر از آن هستند که فکر می‌کنی. احترام به دیگران و فروتنی، زاییده‌ی احساس یگانگی و یکپارچگی با هستی است. خوب حالا که بخش اخلاقی داستان هم گفته‌شد وقت چیست؟ لابد . . . ، مسواک، گفتن شب‌بخیر و لالا !

  
نویسنده : علی ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٢/۸
تگ ها :


25- تقصیر بقیه است !

cell solar

نمی‌خواهی خودت را محک بزنی؟ آیا تو هم چنین جملاتی می‌گویی؟

این مشکل من نیست، مشکل بقیه است؛ به خاطر اطرافیانم نمی‌توانم فلان کار را بکنم؛ عمده‌ی کاستی‌های ما به خاطر این است که مسوولان درست کار نمی‌کنند؛ اگر شرکت رقیب نبود، الان وضع شرکت ما بهتر بود؛ مشکلات ما به خاطر رقبا – دشمنان – دیگران است؛ این مردم چرا فلان کار را درست انجام نمی‌دهند؟ و موارد بسیار دیگر.

آنچه در تمامی این سخنان دیده می‌شود، نهادن کاستی‌ها و اشکالات بر دوش افرادی یا علل «دیگر» است. حال آنکه تفکر سیستمی چنین نظری ندارد. در تفکر سیستمی، باور بر این است که عمده‌ی مشکلات نه به خاطر چیزی بیرون سیستم، بلکه به خاطر خود سیستم است؛ بنابراین سخنانی که در آغاز نوشته‌ام، نشان‌گر بینش ناواقع‌بینانه و جزءنگر گویندگان آن می‌باشد.

جالب این که در حکمت و عرفان که از لحاظ اندیشه به دیدگاه سیستمی (و نیز فیزیک مدرن) بسیار نزدیکند، این مساله بدین شکل گفته می‌شود که هر بدی که در بیرون خود می‌بینی، ریشه در درون تو دارد. یعنی اولین گام بهبود، بهبود خویشتن است.

چنین نگرشی، همان‌طور که در شماره‌ی 22 گفته‌ام، لزوما امیدبخش و مسوولیت‌زاست. ان‌شاءا. . . در نوشتارهای بعدی خواهم گفت که چرا !

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/۱
تگ ها :