24- حضرت مولانا، نگرش سیستمی، نظرگاه

molana
elephant

از نظرگاهست ای مغز وجود
اختلاف مومن و گبر و یهود:
پیل اندر خانه‌ی تاریک بود
عرضه را، آورده بودندش هنود
دیدنش با چشم چون ممکن نبود
اندر آن تاریکیش کف می‌بسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد
گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید
آن بر او چون بادبیزن شد پدید
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد ایـن الف
در کف هر کس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی

چشم حس همچون کف دست است و بس
نیست کف را بر همه‌ی او دسترس
چشم دریا دیگرست و کف دگر
کف بهل، وز دیده‌ی دریا نگر
جنبش کف‌ها ز دریا روز و شب
کف همی بینی و دریا نه؟ عجب!




مثنوی معنوی، دفتر سه، ابیات 1258 تا 1271 با تلخیص

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٢٦
تگ ها :


۲۳- زادروز بنیانگذار هومیوپاتی

hahnemann

 

فردا 21 فروردین (10 آوریل) سال‌روز تولد «دکتر ساموئل هانمن» بنیانگذار «پزشکی هومیوپاتی» است. به همین مناسبت و به خاطر ادای دین نسبت به روح آن نابغه‌ی بزرگ و انسان‌دوست این مطلب را به او اختصاص می‌دهم. خصوصا این که هومیوپاتی (مشابه‌درمانی) یک پزشکی کل‌نگر است و به مطالب این وبلاگ – که سعی در آشنایی با نگرش سیستمی دارد – بسیار نزدیک.
دکتر هانمن (Samuel Hahnemann)به سال 1755 در میسن، ساکسونی آلمان متولد شد و تحصیلات دانشگاهی را در پزشکی و شیمی به پایان رساند. ضمنا وی به 7 زبان نیز تسلط داشت. ناکارآمدی پزشکی در آن زمان باعث شد که وی از پزشکی ناامید شود و اوقات را به مطالعه کتاب‌های قدیمی طب، شیمی و ترجمه می‌گذراند.
روزی در کتابی چنین خواند که علت این که گیاه سینکونا (گنه‌گنه) مالاریا را درمان می‌کند، تلخی آن است. برای تحلیل‌گر موشکافی چون هانمن، این جمله قابل قبول نبود. هانمن مقداری گنه‌گنه خورد و در کمال شگفتی مشاهده کرد که علائم مالاریا در وی ایجاد شد. با قطع دارو، علائم نیز برطرف شد. وی با تکرار مشاهدات و آزمایش‌های خود به این اصل طلایی هومیوپاتی دست یافت که «مشابه، مشابه را درمان می‌کند.»
هانمن طی بیش از 40 سال تلاش بی‌وقفه و با تکیه بر نبوغ اعجاب‌آور خود، هومیوپاتی را به شکلی مدون و علمی درآورد و کشفیات و ابداعات فراوانی برای درمان بیماران و رنجدیدگان از خود به یادگار گذاشت. کتاب Organon of medicine شاهکار بی‌بدیل ادبیات پزشکی به شمار می‌رود که هانمن در طول حیات خود شش بار آن را مورد بازبینی قرار داد و اکنون آخرین نسخه‌ی ارگانون، یعنی ارگانون شش، مرجع اصلی تمامی هومیوپات‌ها می‌باشد.
ابداعات و نوآوری‌های دکتر هانمن به حدی است که اگر هرکسی فقط یک مورد از هریک از کارهای وی را انجام داده باشد کافی است تا نامش در تاریخ جاودان شود: کشف اصل مشابه‌درمانی، بررسی علائم به شکل کل‌نگر، تقویت داروها، استفاده از دوز بسیار کم، پرهیز از عوارض شیمیایی، تعریف جدید بیماری و سلامتی، تقسیم‌بندی بیماری‌ها به شکلی جدید و اصولی و بسیاری موارد دیگر، همه و همه مدیون تلاش‌های این بزرگ‌مرد است. هانمن تا آخرین روز حیات در 89 سالگی برای سلامت بشریت کوشید (1843) و هنگام مرگ با افتخار گفت: «من بیهوده نزیستم.»
به علت مشکلات فراوانی که در آلمان برای وی ایجاد شده بود، وی پس از مدتی مجبور به ترک آلمان و زندگی در فرانسه شده بود. مردم فرانسه پس از وفات وی، او را در مدفن مشاهیر و بزرگان خود دفن کردند و خیابانی را که مطب هانمن در آن بود، به نام وی، نامگذاری کردند.

 

روانش شاد و یادش گرامی باد.
hahneman_thumb


(ان شاء ا. . . در فرصتی دیگر، به تشریح مبانی هومیوپاتی بر اساس نگرش سیستمی خواهم پرداخت و نشان خواهم داد که چگونه هومیوپاتی منطبق بر تفکر سیستمی و کل‌نگر می‌باشد.)

 

  
نویسنده : علی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٢٠
تگ ها :


22 - نگرش سیستمی

system
چنین بیاندیش که روزی به این باور برسی که هر کار تو، کوچکترین کار تو، نفس‌کشیدن تو، دم و بازدم تو، صحبت تو، سکوت تو، همه و همه در تمام هستی اثر می‌گذارد. تفکر کل‌نگر و سیستمی چنین باوری دارد.
. . .
با چنین باوری چه می‌کنی؟
. . .
شاید از عظمت آن، نفس‌کشیدن هم از یادت برود !
. . .
می‌گویند همه‌ی عالم وجود در انسان گرد آمده است.
انسان در ظاهری‌ترین لایه‌ی وجود خود، اندامی مرکب از میلیون‌ها یاخته دارد که تک‌تک آنها می‌دانند هر حرکتشان بر تمامی بدن تاثیر می‌گذارد. چگونه می‌توان از این یاخته‌ها درس «چگونه‌زیستن» آموخت؟ آنها چه می‌کنند و ما - در مقام کسی که می‌تواند در برابر هر یاخته، به فروتنی یک دانش‌آموز پیش از دبستان زانو بزند – چه‌کاری؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۱٤
تگ ها :


میان‌بر 21

nowar
سلام.
سخته که ادعا کنی می‌خوای از نگرش سیستمی و کل‌نگر بنویسی و بعدش جنگی بشه - گیرم هرجای دنیا- و با خیال راحت بشینی و وبلاگ بنویسی و ککت هم نگزه !
اگه سعی کنی همه‌ی هستی رو یکپارچه ببینی، می‌فهمی که وقتی خاری به کف پا می‌ره، همه سلول‌های وجود احساس مسوولیت می‌کنن که تمامیت بدن به خطر نیفته. همه تلاش می‌کنن. و وقتی حس می‌کنی کاری از دستت برنمیاد . . . یا نمی‌دونی که چه باید بکنی . . . یا . . . چی بگم؟ این هم از شروع سال نو ! مبارکه !

  
نویسنده : علی ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/٩
تگ ها :