میان‌بر 20 : نوروز

butterfly

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست
بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست
بیایید که امروز، همه جان و جهان را
به خورشید سپاریم که خوش تیغ کشیده‌ست
***
بیایید بیایید به گلزار بگردیم
بر این نقطه‌ی اقبال، چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز، به اقبال و به پیروز
چو عشاق نوآموز، بر آن یار بگردیم

دوست من! روزت نو، دلت شاد و اندیشه‌ات پویا باد ! به امید ساختن دنیایی نو در درون خود و زدودن جهل و نادانی و کژی و زشتی از آن؛ که هرگاه از بیداد زمانه دلم به تنگ می‌آید و آرزوی جهانی زیبا و انسانی می‌کنم، بیشتر به یادم می‌آید باید از خودم شروع کنم. امیدوارم . . . . امید . . . !

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢٦
تگ ها :


میان‌بر نوزدهم: عاشورا

ashura
سلام. خواستم از عاشورا بنویسم، و در عین حال از صمیم قلب. متوجه شدم انسانی که خود اسیر دیوهای درون، ترس‌های بی‌شمار، نادانی‌های بزرگ، دردهای حقیر و احساسات بی‌ارزش است نباید مفاهیم بلند را با بیان ناقص و درک کوتاه خود خراب کند. بنابراین، تنها یک جمله می‌‌‌نویسم:
. . . و شهید، قلب تاریخ است . . . . (معلم شهید،‌ دکتر شریعتی)

  
نویسنده : علی ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٢٢
تگ ها :


میان‌بر 18

baby
غروبی بود. کلافه و ناراحت از روزگار و پلیدی‌ها و از همه بدتر کلافه از خودم، رفتم یک‌جایی که باید برای انجام کاری منتظر نوبت می‌شدم. روی آن نیمکت‌های چوبی با قیافه‌های ماتم‌زده و فلک‌زده و غم‌زده (و انواع زده‌های دیگر) که در اجتماع خیلی می‌بینیم. خودم هم آن وسط عین برج زهرمار !
روی نیمکت روبرو کودکی نشسته بود، حداکثر 3 ساله و روی نیمکت سمت راست، دختربچه‌ای حداکثر 2 ساله. پسر کوچک داشت آماده می‌شد به کیکی که دم دهانش بود گاز بزند که یکدفعه چشمش به نگاه مشتاق و دوست‌داشتنی کودک دیگر افتاد که داشت کیک او را نگاه می‌کرد.
کیک را نخورد ! به والدینش فهماند که این طوری از گلوی کوچکش پایین نمی‌رود. به زحمت از نیمکت پایین رفت. کیک را با آن دیگری تقسیم کرد . . . .
من دیگر برج زهر مار نبودم. مرده‌‌ای بدم، که زنده شدم !

  
نویسنده : علی ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/۱٧
تگ ها :


میان‌بر هفدهم

eye
سلام.
اگر مجالی باشد و نفس گرم عزیزان نیز همراهم، قصد دارم هرچه بیشتر از دیدگاه‌های سیستمی و کل‌نگر صحبت کنم که به نظر من، برای همه‌ی ما خیلی ضروری است. خیلی حیاتی است. بعضا از نان شب هم واجب‌تر است و به نظر من، آن گمشده‌ای است که نشان می‌دهد چگونه است که مشکلات فراوان در تار و پود اجتماع ما رخنه کرده است و این که همه‌ی ما در آن مقصریم و این که همه‌ی ما می‌توانیم تاثیرگذار باشیم و تک‌تک ما مسوول و توانای بر تغییر هستیم.
از کل‌نگری گفتم.
از پزشکی‌های کل‌نگر چیزی می‌دانید؟
به‌ویژه از هومیوپاتی؟

  
نویسنده : علی ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/۱٢
تگ ها :


ميان‌بر 16 (معرفي كتاب)

دوستي عزيز خواسته كتاب معرفي كنم. كتاب‌هاي زير آنهايي هستند كه مرا – در مقطعي از عمر يا همه‌ي عمر- دچار تكان‌هاي اساسي كرده‌اند و بعد از خواندن آنها وجود ديگري در خود يافته‌ام. (مي‌يابم). شايد براي شما مفيد باشد. شايد هم نباشد. ضمنا كنار هم گذاشتن اين كتاب‌ها، به هيچ وجه به منظور مقايسه محتويات و نويسندگان ‌آنها با يكديگر نمي‌باشد. اگر بازديدکنندگان اين مطلب نيز، حداقل يک کتاب را که برايشان بسيارمفيد بوده به من معرفي کنند ، بسيار ممنون مي‌شوم.

1- مجموعه آثار شل سيلوراستاين. (خلاقيت، خلاقيت، خلاقيت.)
2- بيگانه (آلبركامو). كتابي كه تصويري ترسناك از انسان امروز به من داد.
3- مسخ (فرانتس كافكا) كتابي كه تصويري تلخ از انسان امروز به من داد.
4- شازده كوچولو (آنتوان دو سنتگزوپري.) (به خاطر يادآوري دنياهاي زيبا و پاك)
5- كيمياگر (كوئيلو. كتابي براي يادآوري باورها)
6- پنجمين فرمان. اثر پيتر سنگه استاد MIT. يك شاهكار شگفت‌انگيز در شناخت ديد كل‌نگر و سيستمي. تاثيرگذارترين كتابي كه در اين زمينه در تمام عمرم خوانده‌ام.
7- پله‌پله تا ملاقات خدا. (شرح زندگاني و احوال مولانا) زنده‌ياد دكتر زرين‌كوب
8- اوصاف پارسايان: شرح خطبه همام علي (ع) (دكتر سروش) كتابي براي سير در دنياي غريب و رشك‌بر‌انگيز پارسايان
9- حديث بندگي و دلبردگي (دكتر سروش) كتابي براي دلبردگي
10- يك: كوانتوم، عرفان، درمان. دكتر مسعود ناصري. (كتابي كه آن قدر روي من تاثير گذاشت كه باعث شد در رشته تحصيلي خودم به دنبال فوق ليسانس نباشم و دنياهاي ديگري را كشف كنم.)
11- هبوط در كوير. معلم شهيد دكتر شريعتي (و ديگر آثار او). كتابي براي هبوط در كوير !
12- معرفت نفس. (3 جلد) يكصد و پنجاه درس در خودشناسي از حضرت علامه حسن‌زاده. خواندن اين كتاب يك عمر طول مي‌كشد. به طور كلي مطالعه آثار علامه، خطر بزرگي براي امثال من دارد و آن اين است كه هربار آثار ايشان را مي‌خوانم متوجه جهل و بي‌خردي فراوان خودم مي‌شوم.
13- مثنوي و غزليات مولانا (كتاب‌هايي براي . . . چه بگويم ؟ براي زندگاني عاشقانه)
14- كتاب‌ها و نيايش‌هاي آسماني (قرآن، انجيل، اوستا، نهج‌البلاغه، دعاي كميل، . . .)

  
نویسنده : علی ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٢/٦
تگ ها :